تبلیغات
وبلاگ گروهی مادرانه - او می تواند اگر ...

وبلاگ گروهی مادرانه

تو بلوری،گل نازی،گل ناز،خنده کن کودک من،بنشین،مثل پروانه ی شاد،بر گل دامن من،کودکم،از تو جانم به تن است،جایت آغوش من است. دولت آ

اعتماد به نفس تأثیر مهمی در سازماندهی رفتارهای سالم و سازنده فردی و اجتماعی  انسان ها دارد، در نتیجه والدین، نهادها و مربیان آموزشی همه می خواهند بدانند بهترین راه برای درونی كردن این حس در كودكان و نوجوانان چیست؟ پژوهشگران روان شناسی بر این باورند كه فقدان اعتماد به نفس در افراد، پایه و اساس بسیاری از معضلات اجتماعی است. ولی واقعیّت این است كه اگر چه در زمینه اعتماد به نفس، بیش از صد سال مطالعه شده است، هنوز نتیجه ی قطعی به دست نیامده است و متخصصان همچنان درباره ماهیت اعتماد به نفس و چگونگی تكامل آن بحث می كنند. با وجود این بیشتر پژوهشگران معتقدند  پدر و مادر و خانواده در پی ریزی و تكامل شخصیت بچه ها نقشی اساسی دارند.

اما به راستی اعتماد به نفس چیست؟ فرهنگ لغت وبستر آن را اینگونه تعریف می كند: « اعتماد به نفس، یعنی احساس رضایت و اطمینان در وجود خود؛ به عبارت دیگر یعنی شما درباره ی خود چگونه فكر می كنید و چه احساسی از خودتان دارید؟»

اعتماد به نفس در واقع همان اطمینانی است كه كودك نسبت به توانایی ها و داشته های خود دارد. كه ارتباط تنگاتنگی با خود پنداره ی وی دارد. خودپنداره به معنای برداشت و تصویری است كه كودك از استعدادها، توانایی ها و به طوركلّی شخصیّت خودش دارد. كودكان در سنّ پیش دبستانی به دلیل میزان رشدِ شناختیِ محدودتری كه دارند، خود را بر مبنای خصیصه های عینی و یا خصوصیّات جسمی و داشته ها می نگرند و حتّی خود را به صورت این یا آن می بینند به طور مثال: خود را « ناز »، «معمولی»، «خوب» و یا «بد» می بینند.

در مقطع دبستان اعتماد به نفس و خودپنداره یكدست و انتزاعی تر می شود و احساس كودكان این سن، در مورد خودشان؛ بیش از پیش به برداشت های آن ها از تلّقی دیگران (خصوصاً گروه همسالان) پیوند می خورد. اعتماد به نفس، در اواسط دوره ی دبستان نقش مهمی در رشد اجتماعی و هیجانی كودكان بازی می كند. اعتماد به نفس كم، با برخی از تشخیص های انجمن روان پزشكی امریكا (APA ـ1994) و عوامل مختلفی از جمله پیشرفت تحصیلی پایین و مشكل ارتباطی با همسالان رابطه دارد. همچنین تشویق نكردن، بزرگ كردن نقاط ضعف و كمبودها، برشمردن شكست های كودك، عدم واگذاری مسئولیّت به وی و ناتوان معرفی كردن او در انجام كارها، تحقیر كردن و قیاس كردن او با دیگر همسالان تهدیدی جدی برای از دست دادن اعتماد به نفس كودك محسوب می شود. 


كارل راجرز، روان شناس انسان گرا در مورد تقویت اعتماد به نفس در كودكان بر این عقیده است كه وقتی كودك از سوی والدین و معلمین خود مورد توجه مثبت و پذیرش بی قید و شرط  قرار بگیرد، باعث می شود كودك در درون احساس ارزش و اطمینان كند و به این ترتیب خود را با تمام كاستی ها و توانایی هایش می پذیرد كه در این صورت مشكلی در برقراری ارتباط با دیگران نخواهد داشت و با پدیده‏ ی دلهره انگیز عدم اعتماد به نفس مواجه نخواهد شد.

در واقع كودكان احساس دوست داشتن، دوست داشته شدن، احساس پذیرش، توانایی برقراری ارتباط سالم و مؤثر با انسان ها را از الگوهای رفتاری موجود در خانواده و اطرافیان می گیرند و می آموزند. لذا رفتارها و واكنش های كودكان بازتابی تمام عیار از شخصیّت والدین و حتی سبك تربیتی آن ها می باشد و این امر تأثیر مهمی بر تقویت یا تضعیف احساس ارزشمندی در كودكان دارد. البته نكته ی ظریفی كه در این میان وجود دارد، این است كه گاهی پدر و مادرها به جای تقویت احساس ارزشمندی در فرزند خود  به تمجید و ستایش افراطی از او می پردازند كه مسلماً راهكار مناسبی نیست و نه تنها اعتماد به نفس او را تقویت نمی كند، بلكه ممكن است سبب بروز اختلالاتی چون خودبزرگ بینی و كمال گرایی افراطی نیز بشود. از سوی دیگر انتظارات و انتقادهای بیش از اندازه ی والدین و یا بی توجّهی آن ها نسبت به فعالیت های مستقل فرزندانشان، سبب می شود كودك احساس بی كفایتی و یا بی ارزشی بكند ، اما هنگامی كه پدر و مادر محیطی توأم با پذیرش در خانواده فراهم كنند، كودك به درك روشنی از خود و احساساتش دست می یابد.

والدین می بایست توجه كودك را نسبت به نكات مثبت رفتاری و شخصیّتی كه دارند جلب كنند و توانایی های آن ها را در انجام فعالیّت ها توصیف كنند. و در مواردی كه ضعف مشاهده می كنند آن را با بزرگ جلوه دادن نقطه ی قوّت دیگر برطرف كنند. از تحقیر و یا سرزنش كودك به خاطر نمرات درسی كمتر از بیست پرهیز و به او برای جبران ضعف هایش فرصت دهید ، او به یاری شما نیاز دارد. سعی كنید از فرزندتان به عنوان عضو مؤثری در خانواده نام ببرید و او را در امور منزل سهیم سازید ؛ این امكان را بدهبد كه عواطف خود را بروز دهد.

اگر هر از گاهی كودك از شما به عنوان والدین خود انتقاد می كند، عكس العمل تند از خود نشان ندهید؛ زیرا كودكی كه اجازه می یابد احساسات و نظرات خود را به راحتی بیان كند، شانس بیشتری برای سازگاری مناسب در دوره ی نوجوانی دارد.

میزان اعتماد به نفس كودكان ممكن است در زمان ها و مكان های مختلف یكسان نباشد. یك كودك سالم ممكن است احساس اطمینان به خود یا پذیرفته شدن در میان جمع را در خانه داشته باشد، اما در محیط های اجتماعی دیگر؛ مثلاً كلاس درس یا جمع دوستان این حس را از دست بدهد. درك تمام این ظرایف به پدر و مادرها كمك می كند با بینش عمیق تری با فرزند خود رفتار كرده و بهتر بتوانند از او حمایت كنند.

نگه داشتن حرمت نیز نقش مهمی در پرورش اعتماد به نفس كودكان دارد. هنگامی كه والدین و دیگر اطرافیان به كودك احترام می گذارند، این پیام را به او منتقل می كنند كه تو برای ما مهم هستی و از همین راه اعتماد به نفس او را پرورش می دهند؛ چرا كه والدین برای توانایی ها و قابلیت های فرزندان خود و حتّی شخصیّت آن ها احترام قائلند .

در بُعدی وسیع تر پایه و اساس خود حرمتی بر می گردد به مجموع روابط اعضای خانواده .

چنانچه مجموعه ی روابط در منظومه ی خانوادگی از سطح احترام ضعیفی برخوردار باشد و اعضا حرمتی برای یكدیگر قائل نباشند؛ نمی توان از كودك انتظار ارتقای مهارت های تربیتی و در نهایت اعتماد به نفس را داشت.

همچنین در خانواده هایی كه احساس امنیّت كودكان ( به لحاظ روانی یا جسمی ) مورد تهدید قرار می گیرد چه از طریق تنبیه، مشاجرات مكرّر والدین و یا تهدیدهای مكرّر به شخصیّت آن ها آسیب جدّی وارد شده و احساس ترس و عدم امنیّت در آن ها رشد می كند.

آبراهام مزلو در هرم سلسله مراتب نیازها به نقش و اهمیّت احساس امنیّت اشاره كرده است. كودكی كه احساس امنیّت روانی و شخصی لازم را نداشته باشد، طبعاً احساس پذیرفته شدن در گروه همسالان را نخواهد داشت و در نتیجه نیاز به محبوبیّت و تعلّق پذیری در او تأمین نمی شود و همین امر مانع از پرورش خودپنداره ی مثبت (عزّت نفس) و در نهایت عدم تحقق استعدادهای بالقوّه (خودشكوفایی، بالاترین سطح در نیازهای مازلو ) می گردد.

یكی دیگر از راه های ارتقای اعتماد به نفس در كودكان این است كه به آن هاکمك كنیم تا بتوانند خود را با ناكامی های زندگی وفق دهند و بر قابلیّت انعطاف خود بیفزایند. بهتر است به كودك این اطمینان داده شود كه در دوره های بحران و حادثه همیشه در كنارش هستیم، البته به شرطی كه به اطمینان دادن مكرّر كه ایجاد وابستگی می كند، تبدیل نشود.

 

در پایان به برخی موارد كه باعث تضعیف اعتماد به نفس می شود اشاره شده است :

ـ مچ گیری مداوم از كودك و گوشزد كردن كارهای زشت او .

ـ خودداری از دادن مسئولیّت به كودك .

ـ انتقاد از كودك هنگامی كه اشتباهی از او سر می زند .

ـ تنبیه مداوم و شدید همراه با توهین و تحقیر كودك .

ـ مقایسه كردن كودك با دیگران و یا با كودكی والدین .

ـ حمایت بیش از اندازه و نازپرورده كردن كودك .

ـ جدا كردن كودك از سایر كودكان و فقدان تعامل اجتماعی .

ـ  خودداری از ارائه ی فرصت برای ابراز وجود ، تصمیم گیری و یا انتخاب به كودك .

امین میرموسوی ( کارشناس ارشد مشاوره)


طبقه بندی

لینکدونی

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :