تبلیغات
وبلاگ گروهی مادرانه - من والدین کامل سراغ ندارم، شما چطور؟

وبلاگ گروهی مادرانه

تو بلوری،گل نازی،گل ناز،خنده کن کودک من،بنشین،مثل پروانه ی شاد،بر گل دامن من،کودکم،از تو جانم به تن است،جایت آغوش من است. دولت آ

من والدین کامل سراغ ندارم، شما چطور؟

به انتخاب و دخل و تصرف:امین میرموسوی

بسیاری از مردم می پندارند که والدین کامل و بی عیب و نقص وجود دارند، پدر و مادری «ایدآل» که فرزندانی «شاد»، «سازگار»  و« بدون مشکل» تربیت می کنند. در حالی که این، افسانه ای بیش نیست .در واقع چنین شخصی یعنی «والدین کامل» یا «کودک کامل » وجود خارجی ندارد.  مشکلات رفتاری در میان کودکان مدرسه رو کاملا معمول است و وقت زیادی از والدین می گیرد .کودکان در سنین مدرسه به طور متوسط 5 یا 6 رفتار یا عادتی  دارند که به نظر والدین نادرست ، ناپسند و دشوار می رسد . این رفتارها یا عادات می تواند شامل رفتارهایی مانند جواب ندادن به درخواست های کوچک پدر و مادر، نافرمانی، تماشاکردن زیاد تلویزیون ،بازی کردن زیاد ویدئو، انجام ندادن کامل تکالیف مدرسه و یا رقابت و هم چشمی با خواهر و برادران باشد....    

مشکلات دیگری نیز هستند که متداولند مانند کنار آمدن والدین با کودکی که زود از کوره در می رود، کودکی که بیش از حد مستقل است یا بیش از حد وابسته . هم چنین والدین گاهی با این مشکل مواجه هستند که فرزندشان مایل است با کسانی دوست شود یا کارهایی کند که مادر یا پدر آنها را تایید نمی کنند.

اشتباه کردن طبیعی است     

 شما به عنوان پدر و مادر باید بدانید که گاهی داشتن احساس نگرانی ، گیجی یا خشم ،احساس گناه، بی کفایتی یا احساس فشار زیاد به خاطر رفتار کودک کاملا طبیعی است . این احساسات گاه گاهی بخشی از فرایند «والدینی» است . ولی اگر شما فکر می کنید و سعی می کنید که « کامل و بی عیب و نقص » باشید و یا «کودکان کامل و بی عیب و نقص»   پرورش دهید هم فکر شما غیر واقع بینانه است و هم عمل شما بی ثمر.    به گذشته برگردید و فکر کنید که وقتی شما کوچک بودید چگونه رفتار می کردید ، چگونه والدینتان با شمابرخورد می کردند و چه احساسی درباره شیوه های انضباطی آنها  داشتید.؟ این جا باز هم توجه شما را به بخشی از مطلب «به هستی کودکان معنی ببخشیم» جلب می کنم که در آنجا گذشته تربیتی خودمان  را مطرح کردم همچنین مطلبی که اخیرا نوشته بودم با عنوان «پدر و مادر بودن همیشه مشکل نیست»  .                                                     سعی نکنید به خاطر تجارب تلخ احتمالی گذشته ،به جبران افراطی بپردازید و در این دام بیفتید که« من اشتباهاتی که والدینم کردند نمی کنم و عکس آنها  رفتار می کنم».

حفظ تعادل در زندگی و سلامت روانی 

والدینی که برای فرزندشان زندگی می کنند خود را در موقعیتی آسیب پذیر قرار می دهند .منظورم والدینی هستند که همه برنامه و وقت و توان آنها معطوف فرزندان و خوشی آنهاست .آنها خود را وقف کودکان می کنند .این افراد معمولا برای خود،همسر و اطرافیان خود هم وقتی ندارند . از نیاز های خود و همسرشان غافل می شوند و فکر می کنند که این یعنی بهترین شکل تربیت. ! تازه اگر مشکلی هم برای کودکشان پیش بیاید خود را موأخذه می کنند که مگر من چی کم گذاشتم؟

 چنین والدینی زود ناامید یا ناکام می شوند و زودتر هم می رنجند . چنین والدینی در  این مسیر حتی نسبت به اعضای دیگر خانواده خود هم بی عدالتی روا می دارند.، زیرا همه هم و غم آنها کودکان هستند .والدین نباید همه رضایت شخصی خود را از فرزندشان یا از ایفای نقش والدینی خود دریافت کنند. آنها نیاز دارندتا به منظور سلامت روانی خود به فعالیت های دیگر بپردازند و از انجام آنها نیز احساس رضایت کنند .آنها نیاز دارند تا اوقاتی فقط برای خودشان داشته باشند. البته این جا سوالی مطرح می شود از سوی اولیاء و آن این است که چطور می توان زمانی برای خودمان داشته باشیم این بچه ها که نمی گذارند. پاسخ این است که ما بچه ها را از ابتدا به حال خودشان نگذاشتیم و یکسره در هر جایی و هر وقتی که خواستند مثلا بازی کنند از اوقات خودمان گذشتیم و در اختیار آنها بودیم و حال آنها 24 ساعته از ما سرویس می خواهند.و غالبا در رفتارهای والدین ، در موقعیت های بالینی که والدین به مرکز مشاوره می آیند، مشهود است ؛ بنابراین نوع رفتار ما با بچه ها خیلی مهم است.

شما به عنوان پدر و مادر یک خانواده باید علائق شخصی خود را دنبال کنید نقاشی، مطالعه، باغبانی، خیاطی ، انجام امور ورزشی ،دیدار با دوستان و نزدیکان و یا هرمورد دیگر که علاقه شخصی شماست، به شما روحیه می دهد ، شما را از فشار های روانی آزاد می کند و به شما آرامش می دهد باید از سوی شما به هر صورت ممکن دنبال شود.

شما به عنوان پدر و مادر باید فلسفه شخصی خود را دنبال کنید ،فلسفه ای که شما با آن احساس راحتی می کنید و در یک چارچوب انعطاف پذیر قراردارد. در بنای یک فلسفه زندگی و چگونگی گذران دوران فراغت شما را تعیین می کند انتظارات و خصوصیات شخصی خود ، شیوه فرزند پروری مورد قبول خود و نیز چگونگی تطبیق آنها با خصوصیات و ترجیحات همسر و هر یک از کودکان تان را در نظر بگیرید و آن ها را با هم هماهنگ کنید .

همواره این واقعیت را در نظر بگیرید که در بیشتر موارد کودکان به خوبی از دوران کودکی و مشکلاتشان گذر می کنند .

چند نکته

-حتی در میان کودکان همسن ،دامنه گسترده ای از رشد اجتماعی ، عاطفی، هوشی و جسمانی طبیعی وجود دارد. پس با دیدن کوچکترین نشانه عقب بودن کودکتان از سطح سنی، نگران نشوید.

-سطح رشد کودک در کیفیات مختلف مانند مهارت های اجتماعی ،استعداد یادگیری و یا تواناییهای ورزشی می تواند کاملا متفاوت باشد مثلا کودکی ممکن است در ریاضیات خیلی عالی عمل کند اما در خواندن ضعیف باشد یا برعکس . یا کودکی ممکن است خوب فوتبال بازی کند ولی در شنا خیلی خوب نباشد و دوستش کاملا برعکس.

-تغیییرات علایق و تلاش ها در کودکان می تواند دائمی باشد و در واقع آینده تحصیلی یا حرفه ای آنها را رقم بزند و یا بزودی به جنبه دیگری تغییریابد .مثلا کودکی که خیلی خوب نقاشی می کند ممکن است در آینده یک هنرمند شود و یا رغبت به آن را بزودی از دست بدهد و به چیز دیگری بپردازد .

همانقدر که فرزندپروری یک چالش بزرگ است می تواند یکی از لذت بخش ترین و پر ارزش ترین تجارب زندگی باشد

طبقه بندی

لینکدونی

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :