تبلیغات
وبلاگ گروهی مادرانه - یکی یه دونه ها...

وبلاگ گروهی مادرانه

تو بلوری،گل نازی،گل ناز،خنده کن کودک من،بنشین،مثل پروانه ی شاد،بر گل دامن من،کودکم،از تو جانم به تن است،جایت آغوش من است. دولت آ

چهارشنبه 18 آبان 1390

یکی یه دونه ها...

نویسنده: امین میر موسوی   

 
 
 
The only child               
 
 
 
در این جا قصد دارم به بخشی از کتاب وینی کات ( نویسنده و روان درمانگر )بپردازم که  بحث تک فرزندی را مطرح کرده است آثار این نویسنده برای من جذاب است، امیدوارم برای شما هم همین طور باشد بنابراین نوشته ای که در ادامه از نظرتان می گذرد ترجمه ی بخش کوتاهی از یک فصل کتاب وینی کات می باشد، به نام تک فرزند.
 
می خواهیم در مورد کودکانی صحبت کنم که در خانواده هایی زندگی می کنند که دارای هیچ برادر یا خواهری نیستند؛ تک فرزند می باشند. سؤال این است؛ این موضوع که کودکی، فقط تک فرزند است ، واقعاً از چه راههایی مورد توجه قرار می گیرد؟
 
 
هنگامی که به اطراف نگاه می کنم و کودکان زیادی را می بینم، پی می برم که دلایل متعدد مثبتی برای داشتن فقط یک فرزند، وجود دارند. البته در بسیاری از موارد، والدین، کاری برای داشتن خانواده ای بزرگ انجام نمی دهند اغلب، یک نقشه آگاهانه برای بیش از یک فرزند نداشتن، وجود دارد. اگر سؤال شود که چرا دو نفری که با هم ازدواج می کنند، می خواهند فقط یک بچه داشته باشند، جواب منطقی ای که می شود به این سؤال داد، مسائل اقتصادی است. «ما استطاعت مالی برای بیش از یک بچه را نداریم».
 
من واقعاً فکر می کنم که اگر والدین قادر به حمایت از خانواده ای بزرگ هستند بدون اینکه زیاد آزادی شخصی خود را از دست بدهند، چرا نسبت به این کار شک دارند؟ بدیهی ترین مضرّات این کار، عدم وجود کودکان همبازی و وجود تجربه ای غنی است که می تواند در نتیجه انواع روابط کودک با افراد بزرگتر و برادران و خواهران جوان تر ایجاد شود. بازیهای کودکانه زیادی وجود دارند که افراد بزرگسال نمی توانند با آنها در تماس باشند؛ حتی اگر آنها را بشناسند، باز هم نمی توانند برای مدتی طولانی آن طور که کودک دوست دارد، وارد آنها شوند. در صورتی که کودک همبازی دیگری نداشته باشد، جلوی رشد و پیشرفت او گرفته شده و حالات لذت و سرخوشی که مربوط به نابسامانی، بی مسئولیتی و بلااختیاری می باشند، از بین خواهند رفت؛ تمایل دارد تنها فرزندی باشد که جلوتر از سن خود است، ترجیح می دهد با افراد بزرگسال صحبت کرده و به حرف های آنها گوش کند، در کارِ خانه به مادر خود کمک کرده یا اینکه از اسباب و ابزار پدر استفاده کند. بازی کردن برای او جنبه ای احمقانه پیدا می کند. کودکانی که با هم بازی می کنند، ظرفیت نامحدودی برای کشف جزئیات بازی دارند، همچنین برای مدت طولانی بدون اینکه خسته شوند، به بازی ادامه می دهند.
 
وینی کات به نکته ارزشمندی در ادمه کتاب خود اشاره می کند او بر این باور است که برای کودک تجربه کردن ورود برادر یا خواهر جدید در خانواده، ارزشمند است و می گوید من قادر نیستم تصور زیادی از این تجربه ارزشمند داشته باشم. در یک حاملگی، چیزی اساسی وجود دارد. کودک مشاهدۀ تغییر و تحولات را در مادر خود از دست می دهد، قادر به آرام گرفتن در آغوش او نمی باشد، این امر تدریجاً دلیلی می شود بر دستیابی به مدرکی واقعی از ظهور نوزادی جدید و بازگشت همزمان مادر به حالت طبیعی.
 
 هر کودکی که چنین تجربه ای را از دست داده است و کسی که هرگز مادری را ندیده که از سینه خود به فرزند شیر دهد، او را حمام کند یا علاقمند به نوزاد باشد، در واقع کمتر از کودکی که شاهد چنین تغییرات ارزشمندی بوده، ثروت دارد. شاید کودکان کمی باشند که بخواهند در بزرگسالی، نوزادان زیادی داشته باشند، اما نمی توانند. عروسکها فقط بخشی از سلامتی (امنیت خاطر) آنها را تأمین می کنند......
 
مطالعه آثار این نویسنده ارزشمند را به خوانندگان وبلاگ توصیه می کنیم.
منبع در اختیار مترجم است.

طبقه بندی

لینکدونی

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :