تبلیغات
وبلاگ گروهی مادرانه - مطالب آذر 1390

وبلاگ گروهی مادرانه

تو بلوری،گل نازی،گل ناز،خنده کن کودک من،بنشین،مثل پروانه ی شاد،بر گل دامن من،کودکم،از تو جانم به تن است،جایت آغوش من است. دولت آ

 

 

 

 

 

 

ترجمه : امین میرموسوی

ScienceDaily Apr. 20, 2011   

بر اساس آخرین یافته های منتشر شده در نشریه بین المللی رشد و آسیب شناسی ، استرس های متداول شامل مشکلات مالی ، روابط بین فردی، بارداری دشوار، از دست دادن شغل و مشکلات با دیگر بچه ها در خانواده و دیگر استرس های عمده در زندگی همچون مرگ یکی از اعضای خانواده در طول دوره بارداری می تواند منجر به بروز مشکلات و یا اختلال های رفتاری کودکان شود.

پژوهشگران تاکید کرده اند که ما دریافتیم و بر آن تاکید داریم مجموع بیشتری از استرس هاست که موجب تاثیر بر سلامت کودکان در سال های بعد می شود. استرس های کم و معمول دوران بارداری لزوما با مشکلات رفتاری همراه نیست. اما افزایش استرس ها در طول این دوره به سه مورد یا بیشتر احتمال بروز مشکلات رفتاری را در سال های بعد به ویژه دوره ابتدایی افزایش می دهد.

دکتر رابینسون در این طرح نوع واقعی استرس تجربه شده را کم اهمیت تر از تعداد استرس ها می داند. در این پژوهش سه هزار زن باردار را در طول 18 و 34 هفته از دوران بارداری با ثبت واقایع استرس زای این دوران را در نظر گرفتند. حوادث استرس زای مادران ثبت شد .رفتارهای کودکان در سنین دو، پنج، هشت، ده و چهارده سالگی به وسیله ی پرسش نامه مورد ارزیابی قرار گرفت .

37% مادران بیش از دو حادثه استرس زا را تجربه کرده بودند . و حدودا 8% مادران بیش از شش واقعه استرس زا را در دوران بارداری تجربه داشتند.

صرف نظر از قرار گرفتن در معرض استرس در رحم مادر، ویژگی های یک محیط پرورشی پس از تولد می تواند پتانسیل قوی باشد برای تغییر رشد در کودکان. این مساله می تواند به عنوان "انعطاف پذیری رشدی" مطرح باشد. به این معنی که علی رغم دوران پر استرس بارداری ،در صورت فراهم بودن محیطی مناسب مغز می تواند سازگار شود و بر رشد کودک تاثیر مثبت بگذارد.

حاصل این پژوهش پیام مهمی است به منظور حمایت اعضای خانواده و متخصصان از زنان در دوران بارداری به جهت پیشگیری از آسیب های بعد از تولد که می تواند پیامدهای آن برای خانواده سنگین باشد. اگر به چنین خانواده های در اطراف مان کمی بیندیشیم ضررهای اقتصادی ، اجتماعی و روانی آن بسیار مشهود است..

امید است پژوهش های آینده بتواند جهت درک مکانیسم های اثرگذار در پس پرده این استرس از جمله هورمون های استرس مادران، تاثیر بر دلبستگی، و سایر مسائل مربوط به والدین، عوامل اجتماعی و اقتصادی به یافته های تازه ای دست پیدا کند.

جمعه 4 آذر 1390

شرم.... و .... گناه

نویسنده: امین میر موسوی   

 

 

 

 

 

 

 

ترجمه : امین میرموسوی

والدین با نوزادان خود به روش های مختلفی ارتباط برقرار می کنند که می تواند خنده، اخم، تشویق، عشق ورزیدن، خشم و یا لمس نکردن او باشد.

پژوهشگران معتقدند نوزاد می تواند از روی تن صدا ، لحن صدا و به طور کلی زبان بدن مراقبان خود با آنها ارتباط برقرار کند و متوجه صحبت مراقبان خود بشود در نتیجه کاملا از احساس های والدینش نسبت به آنها باخبر است بنابراین والدین خسته ، ناامید ، شرمگین، عصبانی می توانند به طور غیر عمد کودک را به این نتیجه برساند که "من بدم"....


یکی از این احساس هایی که در کودکان شکل می گیرد شرم و دیگری گناه است شرم و تردید مساله ای است که به بنا به گفته روان شناسان حدود 2 تا 3 سالگی ( اوایل زندگی )رخ می دهد ، اما گناه بین سه تا شش سالگی رخ می دهد.

این دو احساس شبیه هم هستند اما علت ها و راه حل های متفاوتی دارند. شرم و گناه احساساتی هستند که متاسفانه و یا خوشبختانه نقش قدرتمندی در تنظیم رفتار ایفا می کنند.متاسفانه از این جهت که می توانند به شخصیت فرد لطمه بزند و خوشبختانه از این روی که احساس گناه می تواند به کودک آگاهی دهد.

شرم توسط دامنه ای از موقعیت ها، شامل شکست های غیر اخلاقی و سرپیچی(تجاوزها) برانگیخته می شود. می توان چنین فرض کرد شرم به عنوان "همشیرِ گناه "واجد احساسات عمدتا اخلاقی است.

در حالی که هم شرم و هم گناه با ارزیابی های منفی کودک از خودش توام است ، می توان چنین تصور کرد احساس گناه طبیعی است، یک واکنش به این احساس که به کودک می گوید او کاری رو اشتباه انجام داده است .ا

ما در شرم این ارزیابی ها منجر به تخریب شخصیت کودک می شود که حاصل آن در سراسر زندگی کودک حتی در بزرگسالی آشکار است من در این جا فقط به تعدادی از پیامدهای شرم روی شخصیت و رفتار کودک تاکید کردم که بسیار بیشتر از این ها جای بحث دارد . برخی از نشانه های آسیب پذیری کودک از شرم عبارت است از :

داشتن یک باور اصلی شبیه : من بدم ، ضعیفم ، دوست داشتنی نیستم، بی عرضه ام، مثل احمقا هستم ..../ گوشه گیری و انزوای اجتماعی و یا احساس اجبار به معاشرت/  حساسیت زیاد به طرد شدن، حالت تدافعی به انتقاد / رفتار عذرخواهانه بیش از حد، اجتناب از تماس چشمی/  نگرانی بیش از حد از سرزنش و عیب جویی رفتارهای او/  احساس غیر منطقی و غیر موجه گناه، کاهش موفقیت های کسب شده/ تمرکز بیش از حد روی اشتباهات گذشته و تکرار آنها / داشتن ترس غیر منطقی از شکست و یا از دست دادن( فقدان)...

تا به این جا فقط به بخشی از مطلب پرداختم و بحث کامل و منابع استفاده شده در ترجمه به دلیل استفاده نابجا و بدون کسب اجازه در اختیار مترجم ( وبلاگ نویس) است.

طبقه بندی

لینکدونی

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :