تبلیغات
وبلاگ گروهی مادرانه - مطالب امین میر موسوی

وبلاگ گروهی مادرانه

تو بلوری،گل نازی،گل ناز،خنده کن کودک من،بنشین،مثل پروانه ی شاد،بر گل دامن من،کودکم،از تو جانم به تن است،جایت آغوش من است. دولت آ

شنبه 11 شهریور 1391

آمادگی کودکانِ کلاس اولی3

نویسنده: امین میر موسوی   

نوشته : امین میرموسوی


آمادگی تحصیلی یکی از تعیین کننده های مهم رفاه کودکان است.پژوهش ها نشان دادند که آمادگی تحصیلی در 6 سالگی پیش بینی کننده موفقیت تحصیلی کودک در سال های اول ابتدایی است و موفقیت در این سال ها پیش بینی کننده به پایان رساندن موفقیت آمیز دوره دبیرستان است.

جهت اطلاع والدین، آمادگی تحصیلی عموما شامل سلامت جسمی و رشد حرکتی مناسب، سلامت عاطفی، مهارت های زبانی و گفتاری، مهارت های شناختی متناسب رشد کودک است.سلامت عاطفی شامل:اضطراب جدایی، ترس ؛ در مورد ترس منظورمان این است که کودک آن قدر اعتماد به نفس داشته باشد تا مجبور نشود نیرو و شادابی خود را که می تواند صرف یادگیری کند برای حفاظت از خود در مقابل ترس از شکست یا بولی(زورگویی همسالان) هدر دهد و نیز نسبت به انجام تکالیف جدید تمایل نشان دهد.

کودک سالمِ عاطفی کودکی است که از پختگی عاطفی آنقدر برخوردار است که بتواند نیازها را قدری به تعویق اندازد برای مثال بداند که به جای انجام تکلیف با دوست خود صحبت نکند.

مهارت های زبانی و گفتاری شامل: نداشتن لکنت زبان و یا درمان قبل از آغاز سال تحصیلی، سابقه تاخیر در گفتار به گونه ای که در سن ورود به مدرسه کودک مشکل در صحبت داشته باشد، دشواری در بیان برخی حروف، به گونه ای که برای معلم کلاس مفهوم نباشد؛

مهارت های شناختی متناسب با سن: توانایی شمردن، توانایی درک شباهت و تفاوت بین طبقه بندی اشیا، توانایی به یاد آوردن و بازگو کردن برخی اطلاعات آموزشی یادگرفته شده.

سلامت جسمانی، معنای آن فراتر از مبتلا نبودن به بیماری های وخیم و بیماری های شایع(سرماخوردگی های مکرر و عفونت های دوران مدرسه است یا نقص های عصب شناختی آشکار نظیر کم شنوایی است) بلکه آنچه مورد نظر است ،داشتن سطح انرژی مناسب که کودک را قادر می سازد بر فعالیت های تحصیلی تمرکز نماید ، هماهنگی جسمانی و حرکتی کافی برای انجام تکلیف های درسی رایج دوره کودکستان و پایه اول نظیر به دست گرفتن مداد، ورق زدن کتاب بدون پاره کردن آن ، ضربه زدن به توپ  و بسیاری که به نمونه های آن در مطالب گذشته وبلاگاشاره شده است.

پایان بخش سوم

تا ابتدای سال تحصیلی با مطالب متنوع و تخصصی ما در زمینه یادگیری و آموزش کودکان همراه باشید. و در صورتی که در مورد کودکان مسائلی می بینید که تا کنون توجهی نشده و می تواند زمینه ساز دشواری هایی در سال های ابتدایی باشد اکنون پی گیری نمایید.


چهارشنبه 25 مرداد 1391

آمادگی کودکانِ کلاس اولی(2)

نویسنده: امین میر موسوی   


مهارت های پیش نوشتاری



















نوشته : امین میرموسوی

(کارشناس ارشد مشاوره)


مهارت های پیش نیاز نوشتن از سال های اولیه زندگی کودک روند رشد خود را ادامه می دهد که یک مرحله آن در سنین پیش دبستان و دبستان(6 تا 8 سال) شامل گرفتن ابزار نوشتاری و ترسیم است (ردیابی،کپی،تقلید از اشیا،چهار گوش، سه گوش و علامت جمع) می باشد.

 این در حالی است که تجربه کار ما در مقطع پیش دبستان و دبستان و همچنین به استناد فعالیت های پژوهشی صورت گرفته طی سال های اخیر و در ایران در دهه هشتاد، نشان می دهد به غیر از کودکانی که مشکلات رشدی دارند،حتی کودکان بیش فعال و کم توجه(ADHD) در زمینه مهارت های نوشتاری ضعیف عمل کرده و دست نویسی یا ترسیم ناخوانا دارند.

از آن جا که نوشتن و انتقال افکار و اطلاعات از راه زبان نوشتاری یکی از مهم ترین پیش زمینه های رشدی کودکان است لذا نوآموزان و حتی کودکان پیش دبستانی که

1-مهارت های دست نویسی ضعیفی دارند؛

2- غلبه طرفی ندارند؛

3- از هماهنگی دیداری- حرکتی خوبی برخوردار نیستند؛

4-هنوز در مداد به دست گرفتن مشکل دارد؛

5- خطوط ترسیم شده را بیش از حد نازک و کم رنگ می کشد یا بر عکس پر رنگ؛

6- در کپی کردن اشکال هندسی(لوزی،مربع ،مثلث،..) ضعف دارد؛

7-در حین انجام موارد فوق مرتب از جایش بلند می شود و حواسش به آسانی پرت می شود؛



«از سری مجموعه های آمادگی کودکان برای ورود به مدرسه»








ازجمله مهارت های مورد نیاز برای ورود به پایه اول مهارتهای حرکتی ظریف انگشتان دست است.



نوشته :امین میرمووسوی

روان شناس و مشاور کودک و خانواده

می دانیم که برخی از دانش آموزان نمی توانند به خوبی مداد در دست بگیرند، به درستی روی صندلی بنشینند و یا دچار حواس پرتی ،عدم تمرکز و اختلال توجه هستند. هر کدام از این کاستی ها می توانند بر فرایند یادگیری و آموزش تاثیر منفی بگذارند و آموزگار و دانش آموز را با ناکامی روبرو کنند.

از سوی دیگر وجود این دانش آموزان که البته جایشان هم در مدارس عادی است اما همین مدارس نیز باعث واردآمدن فشار روانی به آنان به دلیل یادگیری ناکافی و عقب بودن از سطح هم کلاسی ها، همچنین ایجاد مشکلات هیجانی،ناآشنایی با مهارت خواندن و نوشتن، می شوند.

یکی از این مشکلات دانش آموزان ، نداشتن مهارت در انجام حرکات ظریف دست است. نداشتن این مهارت به دلیل تاثیر آن بر هماهنگی چشم و دست و بهبود مهارت های حرکتی باعث اختلال یا تاخیر در فراگیری نوشتن و سایر فعالیت های ترسیمی می گردد.

فعالیت های حرکتی برای نوآموزان ابتدایی ضروری است. گاه یک دانش آموزِ ورودی پایه اول از نظر هوشی هیچ مشکلی ندارد اما در حرکت های ظریف انگشتان و نوشتن و ترسیم کند است گاه به حدی قابل توجه است که نسبت به بقیه هم کلاسی ها از تکالیف ترسیمی یا نوشتاری که معلم می دهد عقب می ماند، یا دچار نارسانویسی می شود.( اصطلاح تکلیف ترسیمی را به این دلیل به کار بردم که دانش آموزان پایه اول در روزهای نخست سال تحصیلی کار را با ترسیم خطوط شروع می کنند و سپس با صداها و شکل حروف آشنا می شوند).

با توجه به سابقه آموزشی اینجانب (نویسنده مسئول)در مقطع ابتدایی ، توصیه می شود خانواده ها زمان بیشتری را با کودک خود در هنگام فعالیت های ترسیمی صرف کنند و به ترسیم فرزندشان و نحوه مداد به دست گرفتن دقت نمایند.

ترسیم خطوط شکسته، پررنگ، بیش از حد کم رنگ ، ترسیم پراکنده و بی نظم در چندبرگ حتما قابل توجه است و نباید به راحتی از آن گذشت.

فصل تابستان و به عبارتی فصل تعطیلات بهترین زمان برای رسیدگی به این موضوع است تا کودکان با آمادگی بهتری راهی مدرسه شوند.

برای این دانش آموزان ضروری است فعالیت های افزایش دهنده هماهنگی دست و بازو مانند برش با قیچی،بازی با کاغذ، و ...... داده شود و البته بسیارند تمرین هایی که در این زمینه به نوآموزان کمک می کند.

شنبه 30 اردیبهشت 1391

کمی به خودمان بیاییم!

نویسنده: امین میر موسوی   










نوشته : امین میرموسوی

روزهای امتحان دانش آموزان کم کم آغازمی شود؛ و پس از آن یک تابستان گرم روزهای بلند، بی حوصلگی ما با این بچه هایی که همان بهتر بنشیند پای کامپیوتر یا سی دی های خارجی، بازی کنند و کاری به ما نداشته باشند.! اگر پدر بزرگ و مادر بزرگ و خاله  و دایی و عمو زحمت مراقبت این بچه ها را بکشند که دیگر عالی است.در این بین مسافرت هم ،کمی به گذرِ سریع تر زمان و روزهای گرم تابستان کمک می کند.

برای ما- منظور شخص خودم، وبلاگ نویس - فصل ثبت نام دانش آموزان فرا رسید. ثبت نام که انجام شود خیال خانواده ها آسوده می شود .

« بچه جان برو هر کاری دلت می خواد بکن فقط موقع ثبت نام حواستو جمع کن که سوتی ندی! پدر و مادرتو ضایع نکن که این روانشناسه که می بینی اینجا نشسته منتظر یه سوتی از توست تا ثبت نامت نکنه و حالا بگرد و مدرسه پیدا کن؛ پس حواستو به سوال هایی که می پرسه جمع کن، درست جواب بدی.مودب باش؛ اگه گفت نقاشی بکش ، خوشگل بکشی یادت باشه چی گفتم؛ حرصمو در نیاری که سر کارت با همون بابای بداخلاقته.

این عبارت آشناست ؛کاش همه والدین زمان ثبت نام کمی حساب می بردند. از روانشناس، مدیر و هر کسی که با یه نگاه و شاید کمی دقیق شدن روی خانواده به برخی مسائل پی می برد.

امیدواریم روزی برسد که در مدارس همین کاری که ما انجام می دهیم که فقط به این منظور نیست سنگ جلو پای والدین بگذاریم بلکه هدف تحلیل ویژگی های بچه هاست و این که پیش از ورود به مدرسه بدانند فرزندان شان چه توانایی هایی دارند و چه محدودیت هایی؟ و اگر مشکلاتی به خصوص در مورد پسرها هست ، چه طور می شود روی نقاط ضعف آنها کار کرد؟

تقاضا دارم کمی جدی بگیرید....!

یکی از مشکلاتی که به گاه خانواده ها به آن آگاه نیستند به ویژه در مورد کودکانی که در بدو ورود به پایه اول ابتدایی هستند مساله فقدان تمرکز است(در این جا منظورم نشانگان جدی به شکل اختلال است).

در ارزیابی های اولیه به هنگام ثبت نام،گاه متوجه می شویم کودک توانایی لازم را برای پاسخ دادن متوالی به یک فعالیت پیوسته و مکرر را ندارد.یعنی فرایندی که نیاز به توجه مداوم (sustained attention) دارد. چنین کودکی که در همان چند دقیقه نخست باید از او به طور مکرر خواست تا دقت کند، چطور می تواند بدون چند جلسه درمان و آموزش بر سر کلاس حاضر شود؟

و یا می بینم که کودک حتی توانایی پاسخ دهی به محرک های مشخصِ بینایی ، شنوایی که به عنوان درمانگر در جلسه مشاوره پیش از ثبت نام ارئه می کنم ، ندارد.این یعنی توجه متمرکز(focused attention) که قطعا وی را در طول آموزش مدرسه دچار مشکل می کند.

در چنین شرایطی است که آموزگار از این که کودک بیش فعال است شکایت می کند و حال در میانه سال تحصیلی خانواده باید برای بررسی بالینی اقدام کنند . در حالی که والدین ،خود گرفتار شغل و فرزندان دیگر مسائل مختلف و در نتیجه کمبود وقت هستند.

پس اولیای گرامی دقت نمایند اگر در همان ابتدای ثبت نام برنامه هایی برای ارزیابی گذاشته می شود تصور نکنند قرار است به هوش فرزندشان توهین شود، مورد ارزیابی هوشی قرار بگیرند تا بهترین ها گلچین شوند. لطفا این باور را دور بریزید.

بلکه هدف آگاهی دادن به والدین از مسائل رفتاری و آموزشی است که حتی به ظرافت از نقاشی های کودکان و سایر ارزیابی ها استخراج می شود.

یک انتقاد دیگر که به خانواده ها وارد است این که متاسفانه تا ما نتیجه کارمان را  در زمان ثبت نام به خانواده نگوییم ، لب به سخن نمی گشایند و خود چیزی نمی گویند و اگر در طول سال تحصیلی به اطلاع خانواده برسانیم، برخی، نه همه ، متوقعانه می پرسند حالا چه کنیم؟ معلم شما خوب نیست و بسیاری توجیه های دیگر.

در پایان لازم به تاکید مجدد است که هدف از نوشتار فوق این است که فصل تابستان را برای شناخت مسائل کودک خود از دست ندهید ، اگر مدارس ما به این موضوع درابتدای سال جدی بنگرند، هم از مشکلات آموزشی کودکان در طول سال تحصیلی کاسته می شود و هم از زمان معلم که مکرر صرف تذکر دادن نمی گردد و هم شکایت معاونین مدرسه و احضار والدین برای پی گیری وضعیت فرزندشان کاهش می یابد.

شنبه 9 اردیبهشت 1391

کم توجهی؛ اختلال یا خصلتی گذرا؟

نویسنده: امین میر موسوی   


نوشته :امین میرموسوی

بین کودک یا حتی نوجوانی که دچار اختلال کم توجهی ADDاست با کودک یا نوجوانی که صرفا به خاطر برخی ویژگی های فردی و آموزشی دچار کم دقتی است و از تمرکز ضعیفی برخوردار است، تفاوت وجود دارد و همان طور که هر کودک پرجنب و جوشی بیش فعال نیست هر کودک یا نوجوان با سطح دقت پایین،دچار اختلال کم توجهی نیست(ADD).

در حالی که غالبا خانواده ها با نگرانی به این موضوع می پردازند در ادامه امیدواریم از نگران شما قدری کاسته شود.

اگر مطالب پیشین ما را در وبلاگ یا سایت تربیت تحت عنوان «باز هم حواس پرتی» و سایر مطالب وابسته مطالعه کرده باشید می دانید که علایم آن مدتی می بایست در عملکرد فرد آشکار باشد و صرفا نمی توان به اصطلاح های رایج تحت عنوان "حافظه ضعیف"و" فراموشیِ" فرزندان در سن کودکی و نوجوانی بسنده کرد.

با دیگر به مرور علایم ADD می پردازیم :

-حواس پرتی خیلی سریع و عدم توانایی در گوش دادن و توجه.

-صحبت کردن بیش از حد .

-دشواری در به پایان رساندن وظایف محوله.

-نیاز به حرکت به طور مداوم و بی قراری.

-مشکل داشتن در حفظ توجه هنگام یادگیری یا انجام تکلیف.

-جا گذاشتن چیزهایی که برای انجام تکالیف  و کارها ضروری هستند ( برای مثال فراموش کردن اسباب بازی ها، مداد ، خودکار، کتاب، هر چیز لازم دیگر).

-پرت شدن حواس توسط محرک های فرعی، به خصوص هنگام یادگیری و نیاز به جلب توجه کودک به طور مکرر.

-دنبال نکردن آموزش ها و تکالیف درسی، وظایف روزمره یا وظایف خود در محیط کار( نه به دلیل مخالفت یا نفهمیدن دستورالعمل و آموزش ها).

این که به گفته والدین فرزندان ما درس می خوانند اما فراموش می کنند یکی از علایم "مشکل حفظ و نگهداری توجههنگام یادگیری یا انجام تکلیف "است لذا" نگهداری"در این بحث و میزانِ نگهداری چه به لحاظ مدت زمان و چه به لحاظ مقدار مطلب اهمیت دارد.

شاید در نظر بسیاری، اغلب ما و بچه های ما این مساله را داشته باشند حتی ما بزرگترها؛ اما لزوما به معنی اختلال نیست، آنچه که از نگرانی والدین مشخص است تصور آنها ظهور یک مشکل بسیار جدی است که شدیدا آنها را نگران می کندکه قاعدتا می بایست علایم بیشتری داشته باشد.

در مورد نشانه ای دیگر "جا گذاشتن وسایل تحریر یا وسائل شخصی" نیز می تواند یکی از ویژگی های ما بزرگسالان هم باشد که گاهی در طول روز برای مان پیش می آید و برای کودکان و نوجوانان نیز.

امروزه مغز ما وظایف چندگانه ای برای عکس العمل نشان دادن بر عهده داردکه لزوما همزمانی توجه به هدف ها موفقیت آمیز نیست، چه رسد به مغز کودکان ما که نسبت به گذشته اشتهای سیری ناپذیری به واکنش نشان دادن به محرک ها (بازی های کامپیوتری ،سی دی ها،.....)پیدا کرده است!!

"نیاز به حرکت مداوم و بی قراری" در علایم فوق الذکر مهم است به ویژه اگر تصور شود بی قراری در کودک یا نوجوان شدید است و غالبا با نشانه های دیگر(ناخن جویدن و ...) همراه است و یا اگر موجب پراکندگی حواس از موضوعی به موضوعی دیگر شود( پرش فکر).

در مطلب« برنامه ای هدفمند برای تمرکز حواس، نیاز کودکان امروز» که توصیه می شود آن را در وبلاگ مطالعه نمایید به چند شکل توجه پرداخته شده که به اختصار عبارت است از :

توجه متمرکز، توجه مداوم، توجه انتخابی، توجه تناوبی، توجه تقسیم شده؛

«توجه تقسیم شده» که مهارت بالاتری است و با تمرین و تکرار و آموزش و درمان های چندجانبه و حتی آموزش های تکنولوژیک تقویت می شود.

اما چهار مورد دیگر ، مهارت هایی است که نیاز کودکان و نوجوانان برای رشد و پیشرفت تحصیلی آنان است و ضعف در هر یک به خصوص با دارا بودن علایم فوق برای مدتی، می تواند حائز اهیمت باشد و نیاز است خانواده برای آموزش و در صورت لزوم درمان اقدام نماید.

بنابراین اگر همه علایم موجود در مشکل کم توجهی در یک فرد وجود داشته باشد و باعث افت قابل ملاحظه تحصیلی فرد شده باشد ،تازه اگر تصور کنیم با مسائلی همچون اضطراب هم پوشی ندارد، آن موقع بهتر می توان در مورد ADDقضاوت کرد.

جمعه 26 اسفند 1390

بیش فعالی را با خودتان نبرید!

نویسنده: امین میر موسوی   

مسافرت با کودکی که نشانه های بیش فعالی و کم توجهی دارد.










ایام نوروز در راه است و راهی شدن با کودکی که نشانه های اختلال بیش فعالی و کم توجهی(ADHD) دارد می تواند آرامش مسافرت را به چالش بکشد، فرودگاه ،جاده، رانندگی طولانی، اتاق های کوچک هتل، ترافیک های ایام تعطیلات می تواند نظم را که برای آموزش آن به این قبیل بچه ها مدت ها زحمت کشیدیم متزلزل کند.



ادامه مطلب

پنجشنبه 18 اسفند 1390

عشق ورزیدن

نویسنده: امین میر موسوی   

شاید باید این گونه باشیم!

عشق ورزیدن

 

 

 

 

 

نوشته : امین میرموسوی

توجه فرایندی است که کودک از طریق آن از حواس خود برای درک دنیای خارج استفاده می کند و متمرکز ساختن توجه یعنی آگاه شدن از یک موضوع و صرف نظر کردن از سایر موارد است. این موضوع مهم است زیرا محرک های بسیار زیادی هر یک از ما را احاطه کرده اند و ما مجبوریم از بین آنها برای انجام کاری تنها روی یکی متمرکز شویم و این کار یعنی "توجه انتخابی" و در حقیقت  برای ما بزرگترها می تواند مشکل باشد ، کودکان دیگر جای خود دارند.

به نظر می رسد این ما هستیم که باید به کودکان آموزش دهیم که چطور متمرکز کارشان باشند تا حواسشان به جایی پرت نشود ؛ نه این که انتظار داشته باشیم که کودکان بدون حواس پرتی تکالیفشان را انجام دهند. حواس پرتی، ناتوانی در تمرکز قوی روی یک محرک خاص از دیگر مشکلاتی است که اغلب در کودکان دارای مشکل نقص توجه دیده می شود.

بررسی های اخیر در مورد اثر فرایندهای توجه بر عملکرد کودکان دارای مشکلات یادگیری ، این حقیقت را روشن کرده است که این کودکان در تکالیفی که مستلزم شناخت بیشتری است ، به ویژه تکالیفی که در آن عوامل منحرف کننده ی توجه وجود دارند، بدترین عملکرد را از خود نشان می دهند و اغلب معلمان آنها را به عنوان افرادی که نسبت به همسالان عادی خود به طور معناداری توجه و دقت کمتری دارند، ارزیابی می کنند . گاه این کودکان در تکالیفی که نیاز به توجه دراز مدت دارد کم توانند.

توانایی توجه دراز مدت به تکلیف ، برای دستیابی دانش آموزان به اطلاعات مورد نیاز و تکمیل فعالیت های تحصیلی آنان یک امر ضروری است. وقتی توجه به طور صحیح متمرکز شود، یادگیری به سرعت جریان می یابد.

از آنجا که توجه در فرایند یادگیری اهمیت ویژه دارد، باید انتظار داشت که دانش آموز پیش از این که یاد بگیرد، بر تکلیف توجه کند. اما این توجه چند شکل دارد :

توجه متمرکز : که توانایی پاسخ دهی مستقیم و دقیق به محرک های مشخص و ویژه بینایی و شنوایی یا لامسه است.

توجه مداوم: این نوع توجه ، بیانگر توانایی ادامه دادن پاسخ پایدار و ثابت در طی یک تکلیف پیوسته و مکرر است.

توجه انتخابی: به ظرفیت نگهداری و ابقاء یک مجموعه رفتاری یا شناختی در مواجهه با محرک های حواس پرتی اشاره دارد. بنابراین تمرین در مورد تقویت این بخش از مکانیسم توجه « رهایی از حواس پرتی» را در خود جای می دهد.

توجه تناوبی: این مورد به انعطاف پذیری روانی اشاره دارد و به فرد اجازه می دهد که تمرکز توجه خود را در بین تکالیف تغییر دهد. که نیازهای شناختی متفاوتی دارند.

توجه تقسیم شده:  که از بالاترین سطح توجه است و به توانای پاسخدهی همزمان به تکالیف چندگانه یا خواسته های کاری چندگانه می پردازد.

اما با همه این ها مهم ترین ویژگی در توجه ، انتخابی بودن محرک های مورد توجه است، و هر چه ما با محرک های متعددی مواجه شویم به ناچار روی تعداد محدودی می توان متمرکز شد. این موضوع در مورد پاسخ کودکان به محرک های آموزشی ارتباط دارد. با صرف نظر از توجه تقسیم شده که به عنوان بالاترین سطح توجه در نظر گرفته می شود می توان فرایندهای درمانی در مورد کودکان بیش فعال و کم توجه از نوع عمدتا کم توجه را به سویی پیش برد که تا مرحله توجه تناوبی تقویت شوند به ویژه با توجه به سابقه ای که در درمان و آموزش کودکان کم توجه داشته ام به نظر می رسد کار روی توجه متمرکز، توجه مداوم و توجه انتخابی، بهترین هدف درمان باشد که امروزه با بهره گیری از تکنولوژی روز می توان عملکرد یادگیری کودکان را در این زمینه تقویت کرد و مدتی است با کار روی این سه بخش از توجه با طرح ریزی های درمانی خاص خود، توانسته ام دقت و تمرکز کودکان را ارتقا دهم. امید است برنامه های آموزش و پرورش در مدارس به سمتی پیش رود که دانش آموزان نیازمند در طول روز بتوانند در کنار برنامه های درسی به برنامه های اثربخش در این زمینه بپردازند.

 

 

 

 

 

 

ترجمه : امین میرموسوی

ScienceDaily Apr. 20, 2011   

بر اساس آخرین یافته های منتشر شده در نشریه بین المللی رشد و آسیب شناسی ، استرس های متداول شامل مشکلات مالی ، روابط بین فردی، بارداری دشوار، از دست دادن شغل و مشکلات با دیگر بچه ها در خانواده و دیگر استرس های عمده در زندگی همچون مرگ یکی از اعضای خانواده در طول دوره بارداری می تواند منجر به بروز مشکلات و یا اختلال های رفتاری کودکان شود.

پژوهشگران تاکید کرده اند که ما دریافتیم و بر آن تاکید داریم مجموع بیشتری از استرس هاست که موجب تاثیر بر سلامت کودکان در سال های بعد می شود. استرس های کم و معمول دوران بارداری لزوما با مشکلات رفتاری همراه نیست. اما افزایش استرس ها در طول این دوره به سه مورد یا بیشتر احتمال بروز مشکلات رفتاری را در سال های بعد به ویژه دوره ابتدایی افزایش می دهد.

دکتر رابینسون در این طرح نوع واقعی استرس تجربه شده را کم اهمیت تر از تعداد استرس ها می داند. در این پژوهش سه هزار زن باردار را در طول 18 و 34 هفته از دوران بارداری با ثبت واقایع استرس زای این دوران را در نظر گرفتند. حوادث استرس زای مادران ثبت شد .رفتارهای کودکان در سنین دو، پنج، هشت، ده و چهارده سالگی به وسیله ی پرسش نامه مورد ارزیابی قرار گرفت .

37% مادران بیش از دو حادثه استرس زا را تجربه کرده بودند . و حدودا 8% مادران بیش از شش واقعه استرس زا را در دوران بارداری تجربه داشتند.

صرف نظر از قرار گرفتن در معرض استرس در رحم مادر، ویژگی های یک محیط پرورشی پس از تولد می تواند پتانسیل قوی باشد برای تغییر رشد در کودکان. این مساله می تواند به عنوان "انعطاف پذیری رشدی" مطرح باشد. به این معنی که علی رغم دوران پر استرس بارداری ،در صورت فراهم بودن محیطی مناسب مغز می تواند سازگار شود و بر رشد کودک تاثیر مثبت بگذارد.

حاصل این پژوهش پیام مهمی است به منظور حمایت اعضای خانواده و متخصصان از زنان در دوران بارداری به جهت پیشگیری از آسیب های بعد از تولد که می تواند پیامدهای آن برای خانواده سنگین باشد. اگر به چنین خانواده های در اطراف مان کمی بیندیشیم ضررهای اقتصادی ، اجتماعی و روانی آن بسیار مشهود است..

امید است پژوهش های آینده بتواند جهت درک مکانیسم های اثرگذار در پس پرده این استرس از جمله هورمون های استرس مادران، تاثیر بر دلبستگی، و سایر مسائل مربوط به والدین، عوامل اجتماعی و اقتصادی به یافته های تازه ای دست پیدا کند.

جمعه 4 آذر 1390

شرم.... و .... گناه

نویسنده: امین میر موسوی   

 

 

 

 

 

 

 

ترجمه : امین میرموسوی

والدین با نوزادان خود به روش های مختلفی ارتباط برقرار می کنند که می تواند خنده، اخم، تشویق، عشق ورزیدن، خشم و یا لمس نکردن او باشد.

پژوهشگران معتقدند نوزاد می تواند از روی تن صدا ، لحن صدا و به طور کلی زبان بدن مراقبان خود با آنها ارتباط برقرار کند و متوجه صحبت مراقبان خود بشود در نتیجه کاملا از احساس های والدینش نسبت به آنها باخبر است بنابراین والدین خسته ، ناامید ، شرمگین، عصبانی می توانند به طور غیر عمد کودک را به این نتیجه برساند که "من بدم"....


یکی از این احساس هایی که در کودکان شکل می گیرد شرم و دیگری گناه است شرم و تردید مساله ای است که به بنا به گفته روان شناسان حدود 2 تا 3 سالگی ( اوایل زندگی )رخ می دهد ، اما گناه بین سه تا شش سالگی رخ می دهد.

این دو احساس شبیه هم هستند اما علت ها و راه حل های متفاوتی دارند. شرم و گناه احساساتی هستند که متاسفانه و یا خوشبختانه نقش قدرتمندی در تنظیم رفتار ایفا می کنند.متاسفانه از این جهت که می توانند به شخصیت فرد لطمه بزند و خوشبختانه از این روی که احساس گناه می تواند به کودک آگاهی دهد.

شرم توسط دامنه ای از موقعیت ها، شامل شکست های غیر اخلاقی و سرپیچی(تجاوزها) برانگیخته می شود. می توان چنین فرض کرد شرم به عنوان "همشیرِ گناه "واجد احساسات عمدتا اخلاقی است.

در حالی که هم شرم و هم گناه با ارزیابی های منفی کودک از خودش توام است ، می توان چنین تصور کرد احساس گناه طبیعی است، یک واکنش به این احساس که به کودک می گوید او کاری رو اشتباه انجام داده است .ا

ما در شرم این ارزیابی ها منجر به تخریب شخصیت کودک می شود که حاصل آن در سراسر زندگی کودک حتی در بزرگسالی آشکار است من در این جا فقط به تعدادی از پیامدهای شرم روی شخصیت و رفتار کودک تاکید کردم که بسیار بیشتر از این ها جای بحث دارد . برخی از نشانه های آسیب پذیری کودک از شرم عبارت است از :

داشتن یک باور اصلی شبیه : من بدم ، ضعیفم ، دوست داشتنی نیستم، بی عرضه ام، مثل احمقا هستم ..../ گوشه گیری و انزوای اجتماعی و یا احساس اجبار به معاشرت/  حساسیت زیاد به طرد شدن، حالت تدافعی به انتقاد / رفتار عذرخواهانه بیش از حد، اجتناب از تماس چشمی/  نگرانی بیش از حد از سرزنش و عیب جویی رفتارهای او/  احساس غیر منطقی و غیر موجه گناه، کاهش موفقیت های کسب شده/ تمرکز بیش از حد روی اشتباهات گذشته و تکرار آنها / داشتن ترس غیر منطقی از شکست و یا از دست دادن( فقدان)...

تا به این جا فقط به بخشی از مطلب پرداختم و بحث کامل و منابع استفاده شده در ترجمه به دلیل استفاده نابجا و بدون کسب اجازه در اختیار مترجم ( وبلاگ نویس) است.

چهارشنبه 18 آبان 1390

یکی یه دونه ها...

نویسنده: امین میر موسوی   

 
 
 
The only child               
 
 
 
در این جا قصد دارم به بخشی از کتاب وینی کات ( نویسنده و روان درمانگر )بپردازم که  بحث تک فرزندی را مطرح کرده است آثار این نویسنده برای من جذاب است، امیدوارم برای شما هم همین طور باشد بنابراین نوشته ای که در ادامه از نظرتان می گذرد ترجمه ی بخش کوتاهی از یک فصل کتاب وینی کات می باشد، به نام تک فرزند.
 
می خواهیم در مورد کودکانی صحبت کنم که در خانواده هایی زندگی می کنند که دارای هیچ برادر یا خواهری نیستند؛ تک فرزند می باشند. سؤال این است؛ این موضوع که کودکی، فقط تک فرزند است ، واقعاً از چه راههایی مورد توجه قرار می گیرد؟
 
 
هنگامی که به اطراف نگاه می کنم و کودکان زیادی را می بینم، پی می برم که دلایل متعدد مثبتی برای داشتن فقط یک فرزند، وجود دارند. البته در بسیاری از موارد، والدین، کاری برای داشتن خانواده ای بزرگ انجام نمی دهند اغلب، یک نقشه آگاهانه برای بیش از یک فرزند نداشتن، وجود دارد. اگر سؤال شود که چرا دو نفری که با هم ازدواج می کنند، می خواهند فقط یک بچه داشته باشند، جواب منطقی ای که می شود به این سؤال داد، مسائل اقتصادی است. «ما استطاعت مالی برای بیش از یک بچه را نداریم».
 
من واقعاً فکر می کنم که اگر والدین قادر به حمایت از خانواده ای بزرگ هستند بدون اینکه زیاد آزادی شخصی خود را از دست بدهند، چرا نسبت به این کار شک دارند؟ بدیهی ترین مضرّات این کار، عدم وجود کودکان همبازی و وجود تجربه ای غنی است که می تواند در نتیجه انواع روابط کودک با افراد بزرگتر و برادران و خواهران جوان تر ایجاد شود. بازیهای کودکانه زیادی وجود دارند که افراد بزرگسال نمی توانند با آنها در تماس باشند؛ حتی اگر آنها را بشناسند، باز هم نمی توانند برای مدتی طولانی آن طور که کودک دوست دارد، وارد آنها شوند. در صورتی که کودک همبازی دیگری نداشته باشد، جلوی رشد و پیشرفت او گرفته شده و حالات لذت و سرخوشی که مربوط به نابسامانی، بی مسئولیتی و بلااختیاری می باشند، از بین خواهند رفت؛ تمایل دارد تنها فرزندی باشد که جلوتر از سن خود است، ترجیح می دهد با افراد بزرگسال صحبت کرده و به حرف های آنها گوش کند، در کارِ خانه به مادر خود کمک کرده یا اینکه از اسباب و ابزار پدر استفاده کند. بازی کردن برای او جنبه ای احمقانه پیدا می کند. کودکانی که با هم بازی می کنند، ظرفیت نامحدودی برای کشف جزئیات بازی دارند، همچنین برای مدت طولانی بدون اینکه خسته شوند، به بازی ادامه می دهند.
 
وینی کات به نکته ارزشمندی در ادمه کتاب خود اشاره می کند او بر این باور است که برای کودک تجربه کردن ورود برادر یا خواهر جدید در خانواده، ارزشمند است و می گوید من قادر نیستم تصور زیادی از این تجربه ارزشمند داشته باشم. در یک حاملگی، چیزی اساسی وجود دارد. کودک مشاهدۀ تغییر و تحولات را در مادر خود از دست می دهد، قادر به آرام گرفتن در آغوش او نمی باشد، این امر تدریجاً دلیلی می شود بر دستیابی به مدرکی واقعی از ظهور نوزادی جدید و بازگشت همزمان مادر به حالت طبیعی.
 
 هر کودکی که چنین تجربه ای را از دست داده است و کسی که هرگز مادری را ندیده که از سینه خود به فرزند شیر دهد، او را حمام کند یا علاقمند به نوزاد باشد، در واقع کمتر از کودکی که شاهد چنین تغییرات ارزشمندی بوده، ثروت دارد. شاید کودکان کمی باشند که بخواهند در بزرگسالی، نوزادان زیادی داشته باشند، اما نمی توانند. عروسکها فقط بخشی از سلامتی (امنیت خاطر) آنها را تأمین می کنند......
 
مطالعه آثار این نویسنده ارزشمند را به خوانندگان وبلاگ توصیه می کنیم.
منبع در اختیار مترجم است.

پنجشنبه 5 آبان 1390

ADD

نویسنده: امین میر موسوی   

                          باز هم حواس پرتی...؟








نوشته : امین میرموسوی

ADD یا مشکل کمبود توجه مساله ای است که برخی از بچه های زمانه ما با آن روبرو هستند، گاه با مشکل بیش فعالی(HD) همراه است که ترکیب آن AD/HDمی شود و گاه در کودکان تشخیص بیش فعالی و کم توجهی از نوع عمدتا کم توجه داده می شود که علایم متفاوت تری دارد.

ADD در کودکان اغلب در سن 6 تا 12 سالگی تشخیص داده می شود  و منظور"از عدم توجه، ادامه ندادن توجه و انجام غیر مستمر تکالیف درسی است. عدم توجه می تواند به صورت توجه نکردن یا عدم پاسخدهی باشد. معیار مقایسه هم میزان توجه و پاسخ دهی کودکان همسنِ کودک است. گاهی به صورت بی نظمی، حواس پرتی و فراموش کاری نمایان می شود و یکی دیگر از ابعاد عدم توجه ، تمرکز نداشتن  و نیمه کاره رها کردن کارها، کند بودن، تغییر مکرر فعالیت ها، برنگشتن به سراغ کاری که نیمه کاره رها شده و افزایش خطا در کارهای یکنواخت است. سایر علایم کم توجهی در کودکان عبارتند از :

·         حواس پرتی خیلی سریع و عدم توانایی در گوش دادن و توجه.

·         صحبت کردن بیش از حد .

·         دشواری در به پایان رساندن وظایف محوله.

·         نیاز به حرکت به طور مداوم و بی قراری.

·         مشکل داشتن در حفظ توجه هنگام یادگیری یا انجام تکلیف.

·         جا گذاشتن چیزهایی که برای انجام تکالیف  و کارها ضروری هستند ( برای مثال فراموش کردن اسباب بازی ها، مداد ، خودکار، کتاب، هر چیز لازم دیگر.

·         پرت شدن حواس توسط محرک های فرعی، به خصوص هنگام یادگیری و نیاز به جلب توجه کودک به طور مکرر.

·         دنبال نکردن آموزش ها و تکالیف درسی، وظایف روزمره یا وظایف خود در محیط کار( نه به دلیل مخالفت یا نفهمیدن دستورالعمل و آموزش ها).

حال اگر  فکر می کنید که فرزند شما مبتلا به ADD هست بهتر است به موقع به فکر شناختن و درمان آن باشید. به خصوص روی سخنم با آن دسته والدینی است که فرزندانشان در آستانه ورود به دوره ابتدایی و یا سال دوم ابتدایی هستند، چرا که بیشتر در معرض تشخیص و بروز علایم می باشند و فصل تابستان بهترین زمان برای پی گیری است ( برخلاف برخی که معتقدند درمان کم توجهی در ایام تحصیلی بهتر نتیجه می دهد).

مواردی که شرح آن گذشت مهم ترین علایم کم توجهی بود. روش های درمانی که می تواند در این زمینه به کودکان کمک کند شامل درمان های دارویی، رویکردها و تکنیک های آموزشی است درمان های دارویی در مواردی نیاز آست که شدت علایم فوق باعث افت قابل ملاحظه عملکرد تحصیلی و کاهش آشکار سطح نمرات شود.کمبود توجه باعث می شود تا کودکان مبتلا در تکالیفی همچون دیکته نویسی، تشدید ، نقطه و برخی حروف را جا بیاندازند، حاصل ضرب ها را اشتباه بنویسند ،پاسخ ها را جا به جا  بنویسند، حتی با ضعف در حافظه کوتاه مدت مواجه اند که باعث می شود مطالبی را که معلم یاد داده است ظرف چند دقیقه فراموش کنند و یا والدین هر چه در منزل تلاش می کنند تا کودک املای صحیح کلمه ای را یاد بگیرد، او می آموزد اما روز بعد در املای کلاسی همان کلمه را اشتباه می نویسد.

اگر علایم آنقدر شدید نیست که افت قابل ملاحظه تحصیلی ایجاد کند روشهای آموزشی خلاق و تکنیک ها می تواند موثر باشد.این روش ها آمیخته با تجارب گذشته معلمان، در کنار شیوه های نوین آموزشی  و کمی خلاقیت به کار می رود. همه ی این کودکان با داشتن علایم فوق نیاز به بهره گیری از متدهای آموزشی جدیدی دارند . با توجه به علایم ، مهم ترین مهارتی که این کودکان ندارند این است که نمی دانند چگونه کاری را انجام دهند لذا پیش از این که از کودک بخواهیم تکلیفی را انجام دهد و این درخواست را با تذکر مکررِ "حواست کجاست" ...."حواستو جمع کن"..."زودباش انجام بده..."دقت کن....."، به او داشته باشیم، بهتر است نحوه انجام تکلیف را به او بیاموزیم و اگر نمی دانیم از معلم او یا کارشناس زبده ای در این زمینه راهنمایی بگیریم، تا کودک بتواند از حداکثر توانایی های خود و از تمام حواس خود استفاده کند. ماریا مونته سوری (پزشک زن ایتالیایی و یکی از بزرگان و صاحب نظران در عرصه تعلیم و تربیت) براین باور است که باید از دست های کودکان گرفته تا ذهن و مغز آنان را برای کسب تجربه مورد آموزش قرار داد. و او در جایی دیگر می گوید:" هنگامی که مشکل کنترل توجه کودک را حل کردید، در اصل، تمام مشکلات و مسائل مربوط به آموزش را حل کرده اید".

پنجشنبه 28 مهر 1390

هنردرمانی

نویسنده: امین میر موسوی   

              هنری که درمان می کند.


















 

 امروزه بیشتر بچه ها اغلب با اسباب بازی های بسیار که احاطه شان کرده است، خوشحال و راضی به نظر می رسند ،اما متاسفانه برداشت اول همیشه درست نیست. در پس هر ظاهر خوشحال، مشکلات رفتاری همچون  بی دقتی، تمسخر، استرس، بی انضباطی، خشم و ... نهفته است گاهی اوقات همین تجربه های غم انگیز یا استرس ها و مسائل رفتاری تاثیر ماندگاری بر ذهن کودکان دارد که تاثیر آشکاری بر رفتار آنها می گذارد. 

حالا همه این ها به کنار، در این دنیای پرشتاب و پر استرس و جهان پویا کودکان همیشه نمی توانند با تغییرات محیط اجتماعی همچون مدرسه و مهد کودک و مقاطع بعدی تحصیل سازگار بشوند. برخی از این کودکان توانایی بیشتری برای مقابله دارند و برخی کمتر. والدین می بایست پاسخ دهی و نظارت بهتری داشته باشند و در صورت لزوم از متخصصان کمک بگیرند.....


روشی که آسان و لذت بخش است و از آن برای کمک به کودکان استفاده می شود ، هنر و تاثیر درمانی آن است. که سبب می شود کودک مهارت های جدید را بیاموزد و نیروهای خود را برای مقابله موثر در اختیار داشته باشد.

هنر درمانی چیست؟

بخشی از روان درمانی است که درمانگر با استفاده از رسانه های مختلف، تصاویر ، موزیک اقدام به تحریک روند خلاق در بیمار و به تحلیل نیازهای فرد، رشد، علائق ، نگرانی ها و تعارض ها می پردازد. هنر درمانی مبتنی بر دانش رشد انسانی است و در آن از تکنیک های درمانی متنوعی استفاده می شود. که می تواند بر مشکلات اجتماعی ، روابط بین فردی و عزت نفس پایین غلبه کند. هنر درمانی یک ابزار موثر در مشکلات بازتوانی، پزشکی، هیجانی و اجتماعی است. یکی از گرایش های هنردرمانی موسیقی درمانی است که در بازتوانی افراد با بیماری های جسمانی تاثیر شگرفی داشته است.

 به عنوان مثال می توان در عرصه پژشکی به تاثیر موسیقی درمانی بر روند گفتار نوزادانی که تحت کاشت حلزون قرار گرفته اند، پرداخت(2010).

یا این که در عرصه پزشکی موسیقی درمانی توانسته به گویایی افراد بعد از تحمل سکته مغزی که دچار آفازی (عدم توانایی در صحبت) شدند نیز کمک کند.(2010) 

بنابراین هنردرمانی در عرصه های مختلف توانایی خود را نشان داده است. اگر بخواهیم به اثربخشی دیگری از موسیقی درمانی اشاره کنیم می توان به پژوهش راسیگنو و همکاران (2009) اشاره کرد که معتقدند درس های موسیقی در مدرسه یا فعالیت های خارج از مدرسه با همراهی والدین و فرزندان می تواند اثر مثبتی بر خواندن و ریاضی در دوران اولیه کودکی و نوجوانی داشته باشد بنابراین موسیقی با پیشرفت تحصیلی در طول سال های دبیرستان ارتباط مثبتی دارد.

 روان شناسان از هنر درمانی برای کودکان بیشتر استفاده می کنند به دلیل این که کودکان به اندازه بزرگسالان  در بیان احساست توانایی ندارند. به عنوان مثال ترسیم و طراحی کلید ورود به دنیای کودک است. رنگ ها، اندازه تصاویر، محل ترسیم در صفحه همه و همه از مسائل درونی کودکان خبر می دهند.

به هر صورت هنردرمانی یک روش مدرن و رضایت بخشی است که برای غلبه بر بسیاری از مشکلات اثربخشی خود را نشان داده است و درمانگر حرفه ای به خوبی می تواند برای تشخیص مشکلات از این رویکرد بهره ببرد. 

جمعه 8 مهر 1390

بچه های خجالتی

نویسنده: امین میر موسوی   







نوشته : امین میرموسوی

کمرویی یا بازداری اجتماعی دوری گزیدن از فعالیت های است که در محیط کودک صورت می گیرد. در کودکان ، گریه کردن ، قشقرق، سفت کردن بدن، چسبیدن به یک شخصِ آشنا یا ماندن در کنار او، محدود کردن روابط تا حد لالی ( موتیسم) ممکن است وجود داشته باشد . احتمال دارد کودکان خردسال در موقعیت های اجتماعی کمرویی افراطی از خود نشان دهند، از تماس با دیگران کناره گیری کنند ، از شرکت در بازی های گروهی کناره گیری نمایند و به عبارتی در حاشیه فعالیت های اجتماعی باقی بمانند.

نکته ظریفی این مشکل در دوره کودکی این است که به دلیل شروع زودرس نشانه های این مشکل در این دوره کمرویی خود را به شکل ناتوانی در دست یافتن به سطح عملکرد مورد انتظار نشان می دهد به عنوان مثال ناتوانی در دستیابی به بازی در تیم های ورزشی یا بازی در مدرسه ؛ اما کمرویی در نوجوانی خود را به شکل افت محسوس در عملکرد تحصیلی و اجتماعی فرد نشان می دهد.

  با این حال کمرویی ، الزاما چیز بدی نیست ، در برخی مواقع کمرویی می تواند مفید باشد. وقتی افراد احساس کمرویی می کنند ، این امکان وجود دارد که قبل از پریدن به داخل صحنه ای( پیش از  قرار گرفتن در آن موقعیت)  وقتی اضافی را صرف تمرین کنند و این تمرین به خصوص در مورد بچه های بزرگتری که من بارها در مدرسه به دلیل کمرو بودن دیده ام که از خواندن شعری یا اجرای نمایشی مقابل جمع می خواستند امتناع کنند ، اثربخش بوده است.

علایم کمرویی در کودکان که نیاز به مداخله روان شناس می باشد، عبارتند از :

·         مخفی شدن ، تماس چشمی محدود  یا عدم برقراری تماس چشمی، سکوت یا عدم پاسخ گویی به فرد دیگری که آغازگر صحبت بوده است.

·         بی میلی یا اجتناب افراطی از تماس چشمی با افراد غریبه در یک دوره طولانی زمانی( یعنی شش ماه یا بیشتر).

·         مشغولیت بیش از حد به فعالیت های انفرادی( انجام بازی های ویدئویی و ..)

·         کمبود بیش از حد یا نبود دوستی های نزدیک با افرادی غیر از بستگان درجه یک.

·         حساسیت فوق العاده و فقدان جرات نسبت به انتقاد ، عدم تایید یا نشانه های دیگری که طرد شدن از طرف دیگران تلقی شود.

·         نیاز افراطی به اطمینان از مورد علاقه دیگران بودن.

·         خود پنداره منفی از طریق گفتن جملات خود تحقیر کننده مکرر، مقایسه منفی و نامطلوب خود با دیگران و تصور خود به عنوان فردی فاقد جذابیت اجتماعی.

·         آشفتگی شدید فیزیولوژیک در موقعیت های اجتماعی ، تپش قلب ، خشکی دهان، تنش عضلانی، لرزش.

·         بی میلی  نسبت به درگیر شدن در فعالیت های جدید با دوستان.

در این جا چند راهکار برای حل مشکل کودکان کمرو که برخی از علایم فوق را داشته باشند، می دهیم:

ü       به کودک کمرو مسئولیت هایی بدهید؛ نظیر بردن پیغام برای کسی، غذا دادن به حیوانات، آب دادن به گیاهان، کمک به منشی مدرسه در پاسخ دادن به تلفن ها ، تقسیم کردن غذا، اما دقت کنید که کارهای ناراحت کننده که او را تحت فشار بگذارد ، ندهید.

ü       روان شناسان می توانند به کودکان کمرو مهارت های اجتماعی را به خصوص برای استفاده در مدرسه آموزش دهند که شامل : مهارت های گفتگو ، سوال کردن، توضیح و پاسخ دادن، تماس چشمی برقرار کردن می شود.

ü       سعی نکنید با سر به سر گذاشتن با کودکان کمرو با پیش کشیدن خجالتی بودن آنها یا بدون آمادگی قبلی سخنرانی کردن جلو یک عده، اسباب ناراحتی این کودکان را فراهم آورید.

در پایان ، لازم به دکر است که اگر شما والدین تاکنون بیش از حد در تربیت فرزند خود حمایت گر بوده اید ببینید کجا وابستگی و اضطراب اجتماعی فرزند خود را تقویت نموده اید.

 

 

علایم هشدار دهنده سوء استفاده جنسی از کودکان*















ترجمه : امین میرموسوی

اگر شما هنوز دقیقا اطلاعاتی درباره سوءاستفاده جنسی از کودکان ندارید، مساله ای نیست، تنها شما نیستید. اما بد نیست بیشتر با رفتارها و علایم هشداردهنده آشنا شوید . تماس های جنسی بین کودک و بزرگسال می تواند سوء استفاده باشد، وقتی یک تفاوت سنی در رابطه ی کودک با فرد بزرگتر( که اغلب 3 سال یا بیشتر از آن تعریف می شود) وجود دارد می تواند علامتی از وجود سوءاستفاده باشد.                           

سوء استفاده جنسی حتما با درگیری ، زور، اجبارِ منجر به رابطه و تماس تعریف نمی شود؛ بلکه مشاهده بدن کودک(دید زدن)تصویر برداری از بدن برهنه کودک، لمس، به نحوی که کنجکاوی های یک فرد بزرگسال را ارضا کند، سوء استفاده است.

 هچنین وا داشتن کودک به گرفتن عکس از بدن خودش و در اختیار دیگری گذاشتن از طریق فناوری های روز همچون بلوتوث هم می تواند سوءاستفاده تلقی شود. از طریق تماس های تلفنی که مراجعین با صدای مشاور من داشته اند می توانم به مواردی اشاره کنم که والدین از وجود رابطه پنهانی فرزندشان با افراد همسایه پرده برداشتند که از فرزندشان خواسته شده تا از بدن خود عکس بگیرند و از طریق بلوتوث برای آنها ارسال کنند. به همین دلیل و دلایل بسیار دیگر توصیه می شود بچه ها در سن کم موبایل نداشته باشند و یا والدین در استفاده از آن مدیریت صحیحی از خود نشان دهند.بنابراین بیشتر بچه ها در یک فرایند تدریجی و اغواگرانه مورد سوءاستفاده قرار می گیرند، نه یک اتفاق آنی و یک باره. 

با آگاهی از علایم هشدار دهنده می توانید به طرز موثرتری اقدام کنید، با فرزندتان صحبت کنید در این صورت سوء استفاده می تواند متوقف شود قبل از این که صدمه ای به کودک برسد .     

مهم ترین علایم موجود در رفتارهای کودکی که مورد سوء استفاده قرار گرفته به این شرح است:

دیدن کابوس و مشکلات خواب بدون بیان و توضیحی توسط کودک.

     پریشان به نظر آمدن و داشتن روابط فاصله دار و دوری گزیدن از بزرگترها.

تغییر ناگهانی در عادات خوردن : 

·         تغییر در زمان حاضر شدن برای غذا خوردن.

·         از دست دادن اشتها (غالبا بی اشتهایی عصبی) و یا افزایش آن.

·         اشکال در بلع.

ü       نوسانات ناگهانی خلقی( احساس خشم، ترس، ناامنی)

ü       ترسیم و نوشتن رویاهای ترسناک درباره سکس.

ü       گسترش علایم ترس و انزجار از افراد خاص یا مکان های جدید.

ü       خودداری از صحبت کردن درباره راز های خود با اطرافیان بالغ (والدین).

ü       صحبت کردن درباره یک دوست جدید بزرگتر از خودش.

ü       داشتن تصویر منفی از بدن خودش به عنوان یک بدن کثیف و بد.

ü       پیدا کردن مبلغی پول، هدیه یا اسباب بازی توسط  والدین در میان وسایلش یا کیفش که قبلا نداشته است.

ü       به کار بردن واژه های غیر معمول و جدید برای نامیدن بخش های خصوصی از بدن خود.

ü       مقاومت در برابر تعویض لباس زمان خواب، دستشویی رفتن و حمام.

ü       تقلید از رفتارهای جنسی مشابه رفتارهای بزرگسالان، با اسباب بازی یا حیوانات.

ü       پرسش درباره بازی های جنسی یا رفتارهای جنسی بزرگترها.

ü       بازگشت به رفتارهای سنین پایین تر: همچون مکیدن انگشت، شب ادراری.

به عنوان بزرگتر بر خودتان مسلط باشد حتی در صورتی که تصور می کنید واقعا اتفاقی افتاده است ، در غیر این صورت ممکن است فرزندتان بیقرار شود یا شدیدا احساس گناه کند. فراموش نکنید که برای پیشگیری از کودک آزاری جنسی، کودکان مسئول نیستند بلکه این بزرگترها هستند که مسئولند. بچه ها غالبا در سنی نیستند که توانایی مراقبت از خودشان را داشته باشند و نیاز به نظارت و مراقبت توسط بزرگترهای خودشان را دارند.

 


پنجشنبه 24 شهریور 1390

آمادگی بچه ها برای رفتن به مدرسه

نویسنده: امین میر موسوی   

چطور می توان فهمید بچه ها آمادگی و توانایی لازم را 
برای ورود به مدرسه دارند؟











































نوشته : سیسیلیا لیم و جان هیزا.2011


آغاز سال تحصیلی درست همین نزدیکی است و در این آستانه سال تحصیلی ما با کودکانی مواجه هستیم که از نظر رشدی متفاوت هستند، با این حساب چطور می توان فهمید که آیا فرزند شما آمادگی لازم را برای ورود به مدرسه دارد؟

اغلب ما تصور می کنیم که فرزندمان یک نصف روز را بتواند با محیط پیش دبستان راحت سازگار شود ، اما گاه متوجه می شویم برایش خیلی سخت است که بتواند با بقیه همسالانش باشد، اسباب بازی های خود را با دیگران شریک شود و دوستانی پیدا کند، با آنها کتک کاری نکند. به ویژه برای آن دسته از اولیایی نگرانی وجود دارد که فرزندشان مهد نرفته و برای نخستین بار است که با محیط های آموزشی آشنا می شود.فرزند شما می تواند بهتر از این شود اگر شما تامل کنید و به او فرصت دهید او نیاز به زمان بیشتری دارد برای یادگیری مهارت های اجتماعی.

حال از کجا بدانیم که فرزند ما از ویژگی های لازم برای پذیرش محیط پیش دبستان برخوردار است؟

در این بحث به برخی از عمده ترین ویژگی های تعیین کننده که نشان دهنده آمادگی فرزند شما برای مدرسه رفتن است، می پردازیم :

آیا فرزند شما علاقه ای به یادگیری نشان می دهد؟

ما انتظار دارییم کودک در فضای مهد یا پیش دبستان در فعالیت های قصه گویی و سرگرمی ها شرکت کند و خود را کنار نکشد ، (اگر چه تاکید می کنم که وظیفه مربی هم هست که او را به مشارکت دعوت کند«م»). 

اگر فرزند شما از مشارکت لذت می برد، می تواند معنی اش این باشد که او آماده ست برای این که زمان بیشتری را برای لذت و تفریح با بچه ها سرگرم بماند.

اگر کودک شما علاقه کافی را برای یادگیری موضوعات جدید نشان می دهد، اگر او می تواند با دقت به یک داستان کوتاه توجه کند،کاری را به اتمام برساند و ناتمام رها نکند و می تواند توجه خودش را روی یک فعالیت ویژه حتی برای زمان کوتاه نگه دارد و اگر او به معنی نشانه ها و نمادها توجه می کند به این معنی است که او آمادگی کافی را دارد. (در غیر این صورت به ملاک های بیش فعالی و کم توجهی در همین وبلاگ یا منابع دیگر مراجعه کنید «م»).

مهارت های یادگیری: آیا تا به حال متوجه سرعت درک و فهم فرزندتان شدید؟ سرعت یادگیری او چطور است؟ مطالب را خوب یاد می گیرد؟ در انتقال مفاهیمی که آموخته- هر چند ساده و متناسب با سن خودش- توانایی دارد؟

مهارت های زبانی: انتظار می رود کودک شما قادر به برقراری ارتباط با معلمان و دانش آموزان دیگر باشد. قادر به درک قوانین کلاس و مدرسه، پذیرش راهنمایی ها و دستورات معلمان و باشد. میزانی از واژگان قابل استفاده را در خزانه لغاتش داشته باشد. در نتیجه متناسب با سن خود حرف می زند و از نظر شاخص های تکاملی مشکلی ندارد.

مهارت های هماهنگی- حرکتی: مدرسه محیطی است که کودک نیاز به هماهنگی در اجرای مهارت ها دارد؛ همچون استفاده از مداد و قیچی، توانایی قرار دادن و برداشتن لباس های خود مثل کلاه و بلوز و پوشیدن آن. (یکی دیگر از اشکال این مهارت ها و هماهنگی ها ، «غلبه طرفین» است که فقط در مورد برتری دست نیست بلکه بدانیم به طور کلی غلبه طرفین در فرزندمان با سمت راست بدن است یا چپ بدن. انتظار می رود این مهارت و هماهنگی تا ورود به ابتدایی شکل گرفته باشد«م»).

تندرستی جسمی: بچه هایی که بیماری های مزمن دارند، کودکان کم توان و با نیازهای ویژه با برخی از جنبه های مدرسه مشکل دارند. این به این معنی نیست که آنها آمادگی برای مدرسه رفتن ندارند، اما آنها نیازهای جسمی و یادگیری دارند که باید به آن توجه شود. لذا از شرایط لازم و امکاناتی که مدرسه می تواند برای فرزند شما فراهم کند ، مطلع شوید.

مهارت های ترسیمی : در سن ورود به مدرسه ، از عهده ترسیم حیوانات، درختان، ترسیم بهتر ساختمان و خانه، ماشین و هواپیما بر می آید( ممکن است اشکال را به زیبایی ترسیم نکند اما به هر حال از عهده بر می آید.)

مرکز بهداشت اجتماعی کودکان در  بیمارستان سلطنتی کودکان در ملبورن، پیشنهاد می کند که انجام فعالیت های زیر توسط والدین می تواند به آمادگی هر چه بهتر کودکان کمک کند:

به همراه فرزندتان کتاب های قصه ای را به عنوان یک فعالیت لذت بخش روزانه بخوانید.

·         نکته هایی یا معماهایی را بسازید و در مورد آن از فرزندتان سوال کنید.

·         به پاسخ های بچه ها به دقت گوش فرا دهید و از آنها با "چرا "سوال کنید.

·         کنجکاوی ذاتی کودک را تشویق کنید و برای این منظور کارهایی متفاوتی را با آنها انجام دهید.

·         تشویق کنید که بچه ها به روش های متفاوتی بازی های خودشان را و سایر کارهای شخصی شان را انجام دهند.

·         تشویق کنید که بچه ها خودشان یاد بگیرند، مستقلانه لباس هایشان را در بیاورند یا بپوشند.

چهارشنبه 9 شهریور 1390

بهداشت خواب کودک را رعایت کنید.

نویسنده: امین میر موسوی   طبقه بندی: خواب، 


            نکاتی برای بهداشت خواب کودکان

ترجمه : امین میرموسوی

وقتی خردسالی در منزل دارید، تنظیم عادات صحیح خواب از سوی والدین ضروری است. همان طور که پیش از این در دیگر مقالات وبلاگ اشاره کردیم مشکلات شایع خواب کودکان همچون شب بیدار شدن،دندان قروچه، وحشت زدگی در خواب، کابوس، مشکل به خواب رفتن ، تکان خوردن در خواب است (و البته دسته بندی های دیگری هم وجود دارد که در این بحث قصد نداریم به آن بپردازیم). 

تنظیم عادات مناسب خواب کودکان به ویژه همزمان با آغاز فصل مدرسه ها یا رفتن به مهد برای بچه ها اهمیت دارد، و به منظور رعایت اصول بهداشتی برای خواب خودتان یا فرزندتان رعایت چرخه خواب و بیداری اهمیت دارد. بنابراین سعی کنید روتین هایی را برای خانواده خود لحاظ کنید. با این کار آرامش را به اتاق کودک می آورید. والدین می بایست نسبت به نشانه های کمبود خواب کاملا آگاه باشند، جالب این جاست که کودکان نشانه های کمبود خواب را همچون بزرگسالان با خواب آلودگی بروز نمی دهند، بلکه بیش از حد کج خلق، لج باز و پرتحرک و بی اعتنا می شوند . 

مهم ترین اقدام هایی که شما می توانید انجام دهید:

   ü      اتاق محل خواب کودک را امن و راحت بسازید بدون داشتن اشیاء تیز و برنده، داشتن پنجره های دارای حفاظ و قفل، درهای رو به بیرون.

ü      پخش موزیک ملایم و قرار دادن یک چراغ خواب؛ این کار باعث می شود فرزند شما نسبت به محیط خودش و وسایل موجود در آن آگاه شود و انس بگیرد

ü      یک برنامه روتین وار و ثابت داشته باشید.

همان طور که خودتان به عنوان یک بزرگسال مقدماتی برای به خواب رفتن دارید( کتاب مطالعه می کنید، دوش می گیرید یا هر گونه عادتی که دارید)کودکان هم به آن نیاز دارند. این برنامه کمک می کند حالت خواب آلودگی را به چهره نشان دهند. چنین برنامه ای شامل حذف بازی ها و فعالیت هایی که موجب برانگیختگی و تحرک می شود و جایگزینی آن با برنامه های آرام بخش است؛عدم مصرف مواد خوراکی پرکالری و شیرین؛ گنجاندن فعالیت های آرام بخش شامل: مطالعه،، دوش گرفتن، نوشیدن شیر، در آغوش گرفتن فرزندتان و بوسیدنش و...تا حد امکان تلاش کنید این فعالیت ها روتین های هر شب فرزند شما باشد.                                                                                                                            بچه ها اغلب تمایل دارند از خوابیدن طفره بروند، مقاومت کنند و برای این کار از شما می خواهند که فقط یک قصه دیگه برام بگو...یک کتاب دیگه برام بخون، یک لیوان آب دیگه، یک بوس دیگه و به همین ترتیب؛ خوب ، تحمل این موضوع می تواند برای والدین سخت باشد و حوصله آنها سر برود، در نتیجه زمان بیداری طولانی شود، روتین های شما بر هم بخورد، لذا صبح کودک شما برای مدرسه رفتن و یا مهد رفتن به سختی بیدار می شود ، پس اجازه ندهید تاکتیک های مقاومت آنها ، قاطعیت را از شما بگیرند.

ü      همه درگیر اجرای روتین ها شوید.

آیا همه آماده اند برای خواب؟ با این سوال شما می توانید به تدریج نور چراغ را کم کنید. با نشان دادن تاریکی بیرون به بچه ها و گفتن این که در این تاریکی کاری نمیشه کرد زمینه را برای خوابیدن همه آماده می کنیم . یکی از دلایلی که بچه ها دوست دارند بیدار بمانند این است که گویی آنها با خوابیدن چیزی را از دست می دهند به قول معروف از دنیا عقب می مانند.

ü      از خواب هرگز به عنوان تنبیه استفاده نکنید.

توصیه می کنیم که هیچ وقت بین زمان خواب کودک و رفتار بد او تداعی ایجاد نکنید، به خواب و مکان آن برای کودکان باید به عنوان یک اولویت مثبت نگاه کرد و حتی در طول روز هم از فرستادن بچه ها به داخل اتاق خوابشان به عنوان تنبیه ( محروم سازی که به عنوان شیوه رایج تنبیه و جایگزین تنبیه فیزیکی استفاده می شود) در این جا کاربرد ندارد؛ کودک را با اتاقش به عنوان مکانی که هم تنبیه می شود و هم اتاق خوابش هست مواجه نکنید و برای این کار از اتاق دیگری که فاقد جذابیت است استفاده کنید.

ü      با فرزندتان در رختخواب نمانید.

برخی والدین تمایل دارند هنگام خواب کنار کودک خردسال خود دراز بکشند و به خوابیدن فرزندشان به این طریق کمک کنند. اما این شیوه ِنمی تواند به خواب کودکان کمک کند و تنها آنها را وابسته تر می کند. لذا بهتر است در اتاق قدم بزنید، یا کنارش بنشینید و کتابی یا مجله ای مطالعه کنید یا با فرزندتان هم کلام شوید تا به تدریج خوابش ببرد.

جمعه 14 مرداد 1390

افسردگی بچه های ما...

نویسنده: امین میر موسوی   

علت افسردگی در کودکان و نوجوانان









ترجمه : امین میرموسوی

می، 2010

زمانی تصور می شد اختلال افسردگی فقط مخصوص بزرگسالان است. اما اکنون متخصصین تصدیق می کنند که کودکان نیز می توانند افسردگی بالینی را تجربه کنند . در هر زمان 10 تا 15 درصد از کودکان سطوح متوسط تا شدید نشانه های افسردگی را گزارش می کنند.

به نظر می رسد افسردگی به علت بر هم خوردن تعادل شیمیایی نروترانسمیترها (انتقال دهنده های عصبی) که وظیفه ارسال پیام بین سلول های عصبی را در مغز بر عهده دارد، رخ می دهد. که برخی از آنها مثل سروتنین کمک به تنظیم خلق می کند. اگر فعالیت این انتقال دهنده عصبی موثر در خلق از حالت تعادل خارج شود نتیجه آن افسردگی و سایر اختلالات خلقی است.

ظاهرا کارشناسان هنوز تشخیص ندادند چرا انتقال دهنده های عصبی نامتعادل می شوند؛ آنها بر این باورند که یک تغییر می تواند در پاسخ به یک استرس یا بیماری اتفاق بیفتد؛ همچنین یک تغییر می تواند با هیچ علامت آشکاری شروع نشود.                    

  

در این جا به چند عامل شناخته شده که می تواند شانس ابتلا به افسردگی را در کودکان و نوجوانان بالا ببرد اشاره می کنیم:

ü      زمینه افسردگی در خانواده؛ کودکان و نوجوانانی که والدین مبتلا به افسردگی دارند یا والدینشان این سابقه را در گذشته داشته اند، سه برابر بیشتر احتمال دارند به افسردگی مبتلا شوند نسبت به کودکانی که از والدین سالمی برخوردار هستند. کارشناسان بر این باورند که هر دو ویژگی (زمینه ژنتیک و زندگی با والدین مبتلا ) می تواند کودک را به افسردگی مبتلا کند.   

ü      استرس می تواند زمینه ابتلا به افسردگی را درکودکان و نوجوانان فراهم کند( مشکلات اجتماعی،تعارضات حل نشده در روابط زناشویی / والدینی. بروز علایم افسردگی حتی می تواند به حوادث تروماتیک همچون خشونت، سوء استفاده و غفلت ربط داشته باشد.

ü      کودکان و نوجوانانی که صدمات جدی پزشکی دارند و یا مشکلات رفتاری و یادگیری بیشتر احتمال ابتلا به افسردگی را دارند.

ü      برخی داروها می تواند آغاز کننده افسردگی باشد مثل داروهای استروئیدی، مخدرها که برای تسکین درد استفاده می شود.

 

 

  



پنجشنبه 19 خرداد 1390

چرا کودکان بازی می کنند؟

نویسنده: امین میر موسوی   


                            چرا کودکان بازی می کنند؟ 

مترجم : امین میرموسوی

وینی کات 1در بخشی از کتاب خود به عنوان« چرا کودکان بازی می کنند؟»  به تحلیل چرایی بازی کودکان می پردازد و این بخش مرور و تحلیلی ارزشمند بر بازی کودکان است. او بر این باور است که

کودک، در بازی تجربه کسب می کند. بازی، بخش بزرگی از زندگی اوست. علاوه بر تجربیات درونی و بیرونی، این امر می تواند برای فرد بزرگسال نیز، تجربه ای غنی باشد، بازی، یک نشانه دائمی از خلاقیت است، که به معنای نوعی سرزندگی می باشد. بازی، می تواند «نوعی صداقت در مورد خود» باشد، همچنان که می تواند لباسی برای یک فرد بزرگسال باشد

وینی کات در جای دیگر این بخش کتاب خود گفته است: معمولاً کودکان «در بازی به تنفر و پرخاشگری می پردازند»، برخی از این پرخاشگری ها، آنقدر بد هستند که کودک می تواند با بازی از شرّ آنها خلاص شود. بخشی از این مورد، واقعیت دارد، زیرا می توان اینطور احساس کرد که سرکوبی احساسات خشم و تجربۀ نتایج عصبانیت، برای کودک، همچون نماد بدی است که در درون او قرار دارد.

از نکته های مهم دیگر این بخش از کتاب، اضطراب در بازی کودکان است ؛ اضطراب، همواره در بازی کودکان، یک فاکتور مهم تلقی می شود ممکن است برخی این طور تصور داشته باشند که کودکان برای لذت، بازی می کنند و دور از ذهن شان به نظر می رسد که ببینند، کودکان برای تسلط پیدا کردن بر اضطراب یا عقاید و محرک هایی بازی می کنند که در صورت عدم کنترل، منجر به اضطراب می شوند.

وینی کات در مورد بازی چنین می اندیشد :

1)بازی الزاماً نوعی خلاقیت است؛ 2) بازی همواره هیجان انگیز است، زیرا با خط مرزی متزلزلی میان امور ذهنی و آن چیزی سروکار دارد که می توان آن را با بی غرضی درک کرد؛ 3) بازی در فضایی بالقوه میان کودک و مادر، رخ میدهد. این فضای بالقوه، مربوط به تغییر و تحولی است که بایستی هنگامی مورد توجه قرار گیرد که کودک با احساسات مادر، پیوند خورده یا از آنها جدا می شود و.....

مطالعه آثار این نویسنده ارزشمند را به خوانندگان وبلاگ توصیه می کنیم.

منبع نزد وبلاگ نویس محفوظ است!

1D.W.WINNICOTT


جمعه 30 اردیبهشت 1390

هر کودکی نیاز به سلامت روان دارد

نویسنده: امین میر موسوی   


                                           برخورداری از سلامت روان حق کودکان است.


 








ترجمه :امین میرموسوی

برای والدین شناسایی نیازهای جسمی فرزندشان از قبیل مواد غذایی مغذی، لباس گرم ، تنظیم خواب در ساعت مناسب  کم و بیش آسان است با این حال نیازهای عاطفی و روانی کودک چندان برای خانواده ها آشکار نیست.بهداشت روانی خوب به کودکان اجازه می دهد به روشنی بیاندیشند و مهارت های جدید را بیاموزند و از بعد اجتماعی رشد کنند. علاوه بر این دوستان خوب و سخنان دلگرم کننده و حمایت کننده شنیدن از سوی بزرگسال کمک می کند تا اعتماد به نفس بالاتری بدست آورند و چشم انداز احساسی بالاتری در زندگی بدست آورند.

 سلامت روانی و جسمی برای کودکان هر دو لازم است.

اساس سلامت جسمی خوب در گرو تحقق موارد ذیل می باشد:

تغذیه خوب / سر پناه و خواب مناسب/ ورزش / ایمن سازی/ محیط زندگی سالم

 اساس سلامت روانی خوب برای کودکان در گرو تحقق موارد ذیل می باشد:       

عشق بی قید و شرط از سوی خانواده / اعتماد به نفس و عزت نفس بالا / فرصت برای بازی با هم سالان / تشویق معلمان و حمایت مراقبان(والدین) / محیط امن و سالم / هدایت لازم و انضباط موثر .            

 عشق بی قید و شرط به کودک بدهید  

عشق ، امنیت و پذیرش باید در قلب خانواده باشد .کودکان نیاز دارند بدانند که عشق والدین به آنها  بستگی به قابلیت ها و توانایی های آنها ندارد. اعتماد در خانه ای رشد می کند که عشق بی قید و شرط و محبت در آن جریان دارد .

پرورش عزت نفس کودک  توانایی برای یادگیری یک بازی جدید و کمک به آنها برای کشف و یادگیری درباره محیط اطرافشان است به آنها عرت نفس و خود باوری می دهد . به کودکان باید اجازه داد تا درمحیطی امن بتوانند کاوش کنند یادمان باشد عزت نفس به خودی خود رشد نمی کند و لازمه آن پرورش و بالا بردن توانایی های بچه هاست.

 تعیین اهداف واقعی 

کودکان خردسال نیاز به اهداف واقع بینانه ای دارند که بتوانند جاه طلبی های کودکانه خود را با توانایی های خود تطبیق دهند.با کمک شما ، کودکان بزرگتر می توانند فعالیتهایی را انتخاب کنند که توانایی ها و اعتماد به نفس آنها را مورد آزمون قرار می دهد .  

صادق باشید.....                                                                                                         شکست های خود را از بچه ها پنهان نکنید. مهم است که بچه ها بدانند که همه ما مرتکب اشتباه می شویم. این باعث می شود که  بچه ها  بدانند که بزرگسالان هم کامل نیستند.

چند توصیه دیگر:

ü      از پاسخ های طعنه آمیز ، گزنده و یا مسخره کننده اجتناب کنید ، بویژه وقتی که بچه ها در بازی خود رفتارهایی نشان می دهند که ممکن است برای ما بزرگترها خنده دار یا مسخره باشد.

ü      کودکان را نه تنها در تلاش برای انجام بهترین ، بلکه برای لذت بردن از روند برنامه های زندگی تشویق کنید

ü      از موقعیت های گروهی غافل نشوید. کوشش برای یادگیری در قالب فعالیت های تیمی ،عزت نفس و جرات را در کودک بالا می برد. کودکان نیاز به همبازی دارند. گاهی بچه ها نیاز دارند زمانی با هم باشند. بوسیله بازی با دیگران بچه ها به قوت ها و ضعف های خود پی می برند. حس تعلق پذیری در آنها رشد می کند. می آموزند که چطور با دیگران همراه شوند.

برای بچه ها بازی فقط یک سرگرمی است. بازی کمک می کند تا بچه ها خلاق باشتد ، مهارت حل مساله و خود کنترلی  را بیاموزند . یک بازی سخت که شامل دویدن و فریاد زدن در طی فرایند بازی می باشد هم به رشد و هماهنگی حرکتی بچه ها کمک می کند هم به با نشاط تر شدن و تخلیه انرژی.

والدین می توانند همبازی خوبی برای بچه ها باشند.

 بازی کردن با فرزندتان و یا نقاشی به اتفاق او به شما فرصتی می دهد تا با کودک خود در شادی ها و ایده هایی که بروز می دهد شریک شوید.

نشانه های هشدار دهنده سطح سلامت روان پایین                                                                                                  

در ادامه به علایمی می پردازیم که اگر فرزند شما آنها را بروز دهد نشان دهنده نیاز او به کمک حرفه ای و یا ارزیابی از سوی متخصصان است :

کاهش عملکرد در مدرسه / کسب نمرات ضعیف علی رغم تلاش زیاد / بی قراری و اضطراب مکرر و پی در پی / امتناع مکرر از رفتن به مدرسه  و یا شرکت در فعالیت های کودکان / بیش فعالی و بی قراری / کابوس های ماندگار و طولانی/ نافرمانی مداوم و پرخاشگری / کج خلقی مکرر / افسردگی ، غمگینی/ تغییر اشتها.

منبع:

www.nmha.org


 آیا پدر و مادر باعث می شوند بچه ها درست رفتار نکنند؟









نوشته :امین میرموسوی

وبلاگ کودکان را یارباشیم نه بار!

  بچّه ها درست رفتار نکردن را می آموزند. ما با دادن پاسخ های دلخواه کودکان، رفتار نادرست آنها را تقویت می کنیم این گونه رفتارها گاه آنقدر ظریف اتفاق می افتند که خودمان هم متوجّه نمی شویم، که چطور با فرزندمان رفتار کردیم و حالا چه اتّفاقی افتاده است .

به عبارتی تفاوت در رفتار والدین موجب اختلاف معناداری در رفتارهای کودک می شود و این به اشکال مختلف  نمایان می شود .

 برای نمونه یکی از این حالت ها کودکانی هستند که در مرکز توجه والدین قرار دارند عموماً آسیب پذیری آنها در برابر فشارهای عاطفی درون خانواده بیشتر می شود. این حالت چطور اتفاق می افتد  ؟ مثالی می زنیم :  

 مثلاً زمانی که کودک خون دماغ می شود، خواهرش سراغ  دستمال کاغذی می رود ، مادر دماسنج می آورد ، پدر شروع به قدم زدن می کند و می اندیشد دکتر برویم یا نه ؟

مساله ای که در این بین اتفاق می افتد مشاهده کودک از نحوه برخورد اعضای خانواده است و او کم کم می آموزد که واقعا باید برای هر مساله ای مضطرب شد.

از دیگر مسائل رایج در رفتارهای کودکان جلب توجه است که این هم به شکل های گوناگونی خودش را نشان می دهد . به مثال توجه کنید :

علی می خواهد با پدرش بازی کند ولی پدرش دارد با تلفن صحبت می کند . علی با برادرش امیر در حال بازی است و میخ ها را روی تخته می کشد. پدرش می گوید علی یک کم آهسته تر بازی کن. علی می گوید باشه

چند دقیقه بعد در حالی که مشغول بازی كردن با صدای بلند است . پدرش آه می کشد و       می گوید علی چند بار بگم آروم بازی کن چند دقیقه بعد علی با فریاد  می گوید بابا امیر بَلد نیست بازی كند و كَلَك می زند !...

نشانه هایی که هدف علی را رو می کند :

- پدر می رنجد.

- پدر توجه می کند ، عصبی می شود و بر سر علی فریاد می زند.

- علی مدتی رفتار اشتباه خود را قطع می کند. بعد برای جلب توجه پدرش کار دیگری می کند.

پدر چه کار دیگری می تواند انجام دهد ؟

 - می تواند رفتارهای علی را نادیده بگیرد؛ او باید به علی نگاه نکند و با حرکت اندام های بدن

عصبی بودن خود را نشان ندهد.

- می تواند به علی حق انتخاب بدهد. مثلا بگوید علی ! وقتی من با تلفن حرف می زنم یا آرام 

بازی کن یا برو تو اتاق بازی کن، انتخاب با خودته .

- اگر علی همکاری کرد، پدر می تواند بعدا با او بازی کند.

- پدر می تواند وقتی به علی توجه کند که علی قصد توجه ندارد.

اِعمالِ قدرت :

ماندانا 12 ساله از مادرش می پرسد: زری می تواند پنج شنبه شب بیایدخانه ما بخوابد ؟ مادرجواب می دهد نه ، چون این هفته باید به منزل دایی برویم . ماندانا از مادرش  می خواهد به دایی تلفن بزند و برنامه آخر هفته را عوض کند . مادر می گوید قبلاً قول داده ایم باپدرت مشورت می كنم. و کم کم عصبانی می شود.ماندانا هم کلافه می شود . با هم بگو مگو می کنند . بالاخره مادر فریاد زنان می گوید باشه به دایی زنگ می زنم ببینم چی میشه ... .

  نشانه هایی که هدف ماندانا را رو می کند 

- مادر عصبانی می شود

- مادر با ماندانا دعوا می کند.

-ماندانا با مادر بلند صحبت می کند و مادر تسلیم می شود .

در این گونه مثال ها هدف بچه ها اِعمال قدرت است و می خواهند رئیس باشند و در تصمیم گیری های والدین دخل و تصرف کنند اگر والدین یا یکی از آنها از موضع ضعف برخورد کند اقتدار والدین زیر سوال می رود .

مادر چه کارهای دیگری می تواند انجام دهد؟

-به جای دعوا با ماندانا و تسلیم شدن ، سکوت کرده و اتاق را ترک کند(البته این راه برای زمانی توصیه می شود که که مادر عصبی شده ، شاید هم در آن لحظه راه دیگری به ذهنش نمی رسد.)

-وقتی عصبانی نیست برای ماندانا توضیح دهد که باید هر گونه تغییر برنامه ای را با پدرش هماهنگ کند.

ناتوان نشان دادن خود :

رضا کلاس چهارم برای آمادگی مسابقات ورزشی، هفته ای دو جلسه به باشگاه می رود. رضا به مادرش می گوید هیچ کس دوست ندارد که من در تیم او باشم ، من نمی توانم خوب شوت کنم ، نمی تونم خوب توپ را حفظ کنم .مادر از همسرش می خواهد در تمرین ها به رضا کمک کند اما او با طرح این که خیلی کار دارد از این مسولیت شانه خالی می کند. مادر ، خود سعی می کند در تمرین ها به رضا کمک کند اما وقتی توپ را خوب شوت نمی کند با عصبانیت و از روی ناامیدی می گوید : هیچ وقت نشد این کار را درست انجام بدهم. مادر هم که از او درمانده تر شده می گوید : "خوب تو اصلا برای فوتبال ساخته نشدی.....اصلا ...با مربی ورزشت صحبت می کنم تا به تو کار دیگری بدهد".

نشانه هایی که هدف رضا را رو می کند :

- مادر احساس درماندگی می کند بعد تصمیم می گیرد که قید فوتبال بازی کردن پسرش را بزند از همه بد تر می گوید با معلم ورزشت صحبت می کنم تا به تو کار دیگری بدهد .

- مادر تسلیم شده و به رضا می فهماند فوتبال بازی نکند.

- رضا تایید مادرش را مبنی بر این که او شکست خورده ، گرفته است.

- اتحاد والدین به بهانه مشغله ای پدر خیلی ضعیف است.

« گاه اولیاء می گویند نه، این طور نیست...ما قصد ناامید کردن پسرمان را نداشتیم . ولی ما می گوییم تمام شد، تو کار خودت را کردی، قصد نداشتی اما او پیام را گرفت و چه بسا در سنین بالاتر هم باید دنبالش بدوی تا با معلم ها و اطرافیانش صحبت کنی و آن قدر این طور پیش می رود تا دست آخر از او موجودی درست کنی که کاری از دستش بر نمی آید.»

مادر چه کار دیگری می تواند بکند ؟

- می تواند تسلیم رضا نشود.می تواند بگوید می دانم می توانی شوت زدن را یاد بگیری، اما به مرور و تمرین بسیار.

- می تواند مادر برای رضا متاسف نشود چون اگر رضا بفهمد که مادرش برای او متاسف شده، او نیز برای خودش متاسف می شود.

- می تواند به رضا دلگرمی بدهد. فرض کنیم فرض کنیم که رضا به مادرش می گوید یک توپ را گل کرده ولی بقیه را از دست داده. مادر می تواند بگوید: پس می تونه معنی اش این باشد که داری کم کم یاد می گیری.

- می تواند در زمینه های دیگر به رضا دلگرمی بدهد، وقتی رضا مساله ای را حل می کند. می تواند به او بگوید می دونستم بالاخره اون رو حل می کنی.

        «کودکی که تسلیم می شود خیلی دلسرد است و حمایت و دلگرمی والدینش را می خواهد.»

موارد فوق نمونه های ساده از روابط اعضای خانواده است که نشان می دهد چطور تفاوت در گفته ها و رفتارهای ما موجب اختلاف معناداری در رفتارهای کودک می شود و بر رفتارهای فرزندمان تاثیر می گذارد.

 آیا شما هم مایل هستید با گذاشتن نمونه ای از رفتارهایی که با فرزندتان داشتید و احتمالا مشکلی برایتان پیش آمده از چنین بررسی و تحلیلی در همین وبلاگ برخوردار شوید؟


سه شنبه 16 آذر 1389

رهنمودهایی به خانواده‌ها

نویسنده: امین میر موسوی   



با کودکان پرتحرک چه کنیم؟ 

نوشته : امین میرموسوی


وبلاگ :

کودکان را یار باشیم نه بار...!

مطلب پیش رو را بخوانید چون فقط مربوط به خانواده های دارای فرزند بیش فعال نیست! لذا در سراسر متن از عبارت پر تحرک برای همه کودکانی که تحرک زیاد دارند اما الزاما بیش فعال نیستند استفاده شده است. بنابراین شیوه‌هایی که برای کمک به خانواده‌های دارای فرزند بیش‌ فعال ارائه می‌شوند عمدتا برای همه خانواده‌ها مفید است 


تربیت فرزند، چالش‌انگیز است خواه فرزندی پرتحرک داشته باشید یا نه. این امر وقتی دشوارتر می‌شود که سطح فعالیت فرزند شما خیلی هم زیاد باشد و حتی کارشناس تشخیص داده باشد که او، «بیش‌ فعال» یا پرتحرک است.

تکرار،تکرار، تکرار

برای این که کودک پرتحرک و حتی بیش فعال  بتواند موفق باشد، تنها راهش بوجود آوردن روتین های رفتاری است و روتین را شما ( معلم / والدین ) نمی توانید بوجود بیاورید مگر این که تکرار وجود داشته باشد. یعنی با چنین بچه هایی باید حوصله و صبر ، سادگی بیان و واضح بودن چیزهایی که می خواهید، داشته باشید.

روتین های رفتاری

-ساختار منظم و قابل پیش‌بینی در برنامه خانوادگی

یکی از مهم‌ترین جنبه‌های مفید برای کودک پر تحرک وجود قواعد روشن برای فعالیت‌های روزانه کودک است.

کودک پرتحرک نیاز به قواعد دارد، قواعدی که کاملا فهمیده شده باشد. این‌که او باید دندان‌هایش را پس از شام مسواک بزند، زمان خواب او ساعت ده شب است، شام بیشتر مواقع ساعتی معینی خورده می‌شود و یا این‌که رفتارهای غیرقابل قبول معین دارای پیامدهای معینی است، به او  و خانواده کمک زیادی می‌کند.

در این باره لازم است قواعدی که در خانه وجود دارد به روشنی به کودک تفهیم شود، پدر یا مادر باید به چشم‌های کودک نگاه کنند، قانون را توضیح دهند و از او بخواهند که حرف آن‌ها را تکرار کند.

مداومت در اجرای برنامه روزمره و عمل به پیامدها

همه کودکان به خصوص کودک پر تحرک باید بداند که رفتار غیرقابل قبول مانند زدن، گازگرفتن، تف‌انداختن یا خراب کردن وسایل خانه منجر به پیامدهایی خواهد شد. این پیامدها از یک طرف باید مناسب سن کودک و بدون هیچ آسیب فیزیکی یا روانی به او باشند و از طرف دیگر روشن و واقع‌بینانه نیز باشند.

 توصیه می شود والدین در پاسخ به رفتارهای غیرقابل قبول کودک مداومت داشته باشند اما در عین حال بدانند که کودک ممکن است به دلیل بیماری نتواند رفتار خود را کنترل کند. بنابراین کودک نباید به خاطر کاری که کنترلی بر آن ندارد سرزنش یا تنبیه شود.

ثبات هیجانی شما به طور مثبت روی کودکتان اثر می‌گذارد پس مواظب خشم خود باشید و از این راه به کودکتان هم کمک کنید.

امکان «تخلیه انرژی» و «سکوت» در زمان‌های معین

ü      کودکان پر تحرک نیاز به فرصت‌های زیادی برای تحرک دارند پس به آن‌ها زنگ تفریح برای تحرک جسمانی بدهید نه زنگ تفریح برای بازی های کامپیوتری ، و درحد امکان با آن‌ها همراه شوید.

ü      با او چند دقیقه طناب‌بازی کنید، اطراف خانه به سرعت بدوید مثلا تا سرکوچه بروید و برگردید و یا به کودک فرصت بازی‌های بدون ساختاردهید. گاهی نصب یک تور بسکتبال به کودک کمک می‌کند تا مدت طولانی به ورزش سالم بپردازد.

ü      ورزش راه مفیدی برای کمک به کودک برای صرف انرژی، تمرکز ذهن و بهبود خلق است فقط نباید در این مسیر به مرز خستگی مفرط برسد. ضمنا پس گرفتن امکان ورزش نباید به صورت وسیله انضباطی برای کودک درآید چرا که وضع او را بدتر می‌کند.

ü      استفاده از شیوه‌های تقویت مثبت یعنی دادن امتیازها و پاداش‌های مختلف در درازمدت موثرتر از ایجاد انواع محرومیت‌ها یا تنبیه‌ها است، اگرچه برقراری آن در آغاز وقت بیشتری می‌گیرد.

ü      از طرف دیگر کودک به «ساعت سکوت» هم نیاز دارد. شما می‌توانید  بخشی از اتاق کودک یا خودتان را به صورت فضایی خصوصی با مقداری کتاب، اسباب‌بازی‌هایی مانند پازل یا چند کاغذ و مداد رنگی برای کودک درآورید. به طوری که او بتواند در آن فضا یاد بگیرد خود را محدود کند، سکوت را بر خود تحمیل نماید و فعالیت‌های خود را به آرامی انجام دهد.

پرهیز از تحریک زیاد به خصوص به هنگام خواب

تماشای تلویزیون را برای همه کودکان به خصوص کودکان پر تحرک به حداقل برسانید و به خصوص نگذارید شب‌ها تلویزیون تماشا کنند. صدای بلند نیز به تحریک کودک می‌انجامد.

پرهیز از هرگونه تحریک اضافی مانند بازی‌های ویدئویی حداقل یک ساعت پیش از برنامه عادی شبانه، ضروری است. در پایان امید واریم بتوانید روتین های رفتاری موثر و مشخص و ثابتی را در منزل برقرار کنید که برای ثبات در رفتارها و افزایش مسولیت پذیری در سال های نوجوانی ضروری است .


سه شنبه 16 آذر 1389

چرا بچه ها پرخاشگر می شوند؟

نویسنده: امین میر موسوی   


ترجمه :امین میرموسوی

چرا بچه ها پرخاشگری می کنند؟

دلایلی است که نشان می دهد چرا بچه ها خشمگین می شوند؟

ü     بچه ها همیشه واژگانی را که می توانند استفاده کنند تا به دیگران آنچه را که می خواهند و نیاز دارند، بفهمانند را نمی دانند.

ü      بچه ها خود به خود روش های متفاوت و مثبت بیان احساس عصبانیت خود را نمی دانند.

ü      احساس های زیربنایی مثل ترس و اضطراب می تواند منجر به خشم شود.

ü      بچه ها نمی دانند که واکنش های خشم و عصبانیت  و کلماتی که استفاده می کنند به دیگران صدمه می زند.

ü      بچه ها دیگر همسالان خود را که عصبانی و پرخاشگر هستند را می بینند و تقلید می کنند.

ü      بعضی بچه ها گیج می شوند و قادر به درک و تفکیک رفتارهای پرخشاگرانه و جرات ورزانه نیستند .

ü      بعضی بچه درک نمی کنند که خانواده و مراقبان انتظار دارند آنها چطور رفتار کنند.

ü      خشم می تواند ناشی از ناامیدی درباره توانایی و اختیار داشتن برای انجام کارهایی باشد که دوست دارند ، باشد.

ü      خشم می تواند از درد نشات بگیرد.

ü      بعضی بچه ها در محیط هایی بزرگ می شوند که آنجا رفتارهای خشمگینانه زیادی هست.

و این ها به این معنی است که بچه ها نیاز به آموزش و آگاهی از احساس ها و هیجان ها و نحوه بروز آن دارند که نحوه برخورد والدین ، مربیان  و محیطی که در آن رشد می کنند در بروز مناسب احساس ها و رفتارها اهمیت بسیاری دارد.

دوشنبه 18 مرداد 1389

از لابه لای پژوهش ها....

نویسنده: امین میر موسوی   

*کودکان برای فعال شدن مغز باید با دست هایشان کار کنند*

امین میرموسوی

گاهی باید پژوهش هایی که در گذشته نه چندان دور انجام شده را مجددا مرور کنیم تا به اهمیت آن بیشتر پی ببریم .پژوهشی که در ادامه به آن پرداخته شده نوع فعالیت یادگیری که کودکان ما به آن نیاز دارند را به ما گوشزد می کند.

در تاریخ 1387/5/5هفته نامه سلامت به پژوهشی پرداخت که مطرح کردن آن هنوز تازگی دارد و قابل تامل است،توجه خوانندگان را به آن جلب می کنم.

یک گزارش تحقیقی در انگلستان انجام شده ، نشان می دهد کار نکردن با دست درمدرسه و خانه ، تکامل مغز کودکان را مورد تهدید قرار داده است.

به گزارش  رویترز ، کار کردن با دست در یک محیط سه بعدی واقعی برای تکامل کامل شناختی و هوشی انسان ضروری و الزامی است متاسفانه نجاری ،فلزکاری، تولید صنایع دستی ،موسیقی و کلاس های مکانیک خودرو در بسیاری از مدارس انگلستان حذف شده است و کودکان مایلند درخانه با رایانه کار کنند.

پژوهش ها نشان می دهد که افزایش مدت زمانی که در جهان مجازی رایانه می گذرد،موجب شده است که این کار به تدریججای بازی با دست  و آموزش با استفاده از دست را بگیرد.

کار با دست به کودکان می آموزد که در عمل چگونگی انجام امور در دنیا را تجربه کنند،از مواد و فرایند ها درک خاصی به دست آورند و درباره مفاهیم مطلق،قضاوت های آگاهانه انجام دهند.

امیدوارم این یافته ارزشمند همان طور که باعث شده تا اینجانب از آن به عنوان یک نکته مهم در کلاس های آموزشی برای اولیا ومسئولین مدارس یاد کنم به امید این که باعث شود کمی بازی های رایانه ای کودکان خود را مدیریت کنیم واز فرصت های آموزشی بهره ببریم تا به رشد و شکوفایی ذهن های پویای فرزندان مان منجر شود.

شنبه 16 مرداد 1389

پاسخ به یک سوال

نویسنده: امین میر موسوی   طبقه بندی: پرسشها، 

امین میرموسوی

(مشاور و روان شناس کودک)

در پاسخ به سوال مطرح شده که:

پسر2سال و7ماه ام با یك پسرهمسنش بازى می كند و ناگهان آن كودك همبازى با چنگ صورت فرزندم را زخمى می كنداین كار تقریبا در حال تبدیل شدن به یك عادت شدن است. ماچه باید كنیم؟

این رفتار ها که از سوی هم بازی فرزند ما اتفاق می افتد  از سه  جهت قابل تحلیل است:

ü     چارچوب رشدی.

ü     دیدگاه چند بزرگسال مهم ، در زندگی کودکی که رفتار چنگ زدن دارد.

ü     محیط خانواده و شیوه تربیتی

در ارزیابی هایی از والدین در مراکز مشاوره  انجام می دهیم متوجه می شویم که درصد نسبتا بالایی از والدین کودکان  دو و نیم سال به بالا به خصوص تا سن  حدودا   5 سالگی از مسائلی مانند نافرمانی ،خودکنترلی محدود و روابط ضعیف با خواهر و برادر  و همسالان شکایت داشتند. در این که مطالعات مقطعی و هم مطالعات طولی نشان داده اند که ماهیت رفتار های مشکل در کودکان به همراه سن تغیییر می کند ، شکی نیست و مهمتر از همه این که مشکلات مربوط به کنترل کودکان در 3 سالگی به اوج می رسد و به همراه اغلب رفتار های  مخل همچون نافرمانی ،کج خلقی ، درگیری با همسالان در طول سالهای پیش دبستانی به تدریج کاهش می یابد.

بنابراین حالا که می فهمیم رفتارهای پرخاشگرانه در بین کودکان این سنین یک  ویژگی معمول است و این دو کودک و بازی آنها با هم  فقط نیاز به کنترل و در آن موقعیت دارد.اینکه  بدانیم  اغلب این بچه ها با روش دوستی وارد بازی می شوند و بعد از چند لحظه سرو صدای آنها بلند می شود ، فرایند طبیعی بازی در این سن است  لذا بازی این بچه ها در این سن باید با نظارت و مراقبت اطرافیان انجام شود ، چه بسا گاه نیاز به جدا کردن کودک از  محیط هم هست. پس عمده ترین رفتاری که انتظار می رود از ما بزرگتر ها  سر بزند ، رفتار نظارتی است.

زود قضاوت نکنید!

به عبارت فوق دقت کنید ، زود قضاوت نکنید!....تفاوت در معانی و تعابیری که از رفتار کودکان به عمل می آید و همچنین تغییر پذیری  رفتار کودکان در موقعیت های مختلف و با افراد متفاوت از عواملی هستند که ارزیابی رفتار مشکل را پیچیده تر می کند.  لذا یکی که پدر یا مادر است متن فوق را می خواند و به این نتیجه می رسد که طبیعی است و کودک بزرگتر می شود ، این رفتارها  برطرف می شود......... دیگری می خواند و می گوید هر چه هست پدر و مادر مقصرند.....! نفر سوم می خواند و می گوید : عجب بچه بی ادبی اگه من پدر یا مادرش می بودم چنان کتکی می زدم که یادش نرود چنگ زدن رو صورت بچه چه دردی دارد......

این یعنی اینکه کشمکش با همسالان ، کج خلقی و بسیاری از این رفتار ها ممکن است پدر و مادری را نگران کند ، و پدر و مادر دیگری آن را مهم تلقی نکند و یک رفتار عادی ببیند . بنابراین در خیلی از خانواده ها به نظر می رسد والدین درک متفاوتی از رفتار کودکان دارند. و ما نیاز داریم که دیدگاه های افراد بزرگسال مهم در محیط زندگی کودک را بدانیم تا ببینیم آیا دید گاه ها صحیح نیست؟  انتظارات غیر واقع بینانه است ؟ پدر و مادر در تربیت بچه همسو نیستند و با هم اختلاف دارند؟آیا والدین در تعیین حد و مرزها خیلی خشک و زیاده طلب هستند و به همین دلیل " نزاع خواسته ها" در می گیرد و منجر به کج خلقی و نافرمانی مکرر می شود؟ آیا والدین درگیر مشکلات خودشان هستند و قادر به فراهم آوردن محیطی با ثبات نیستند؟ و بسیاری سوالات دیگر که گاه نیاز به مداخله  در خانواده است.

و نکته آخر این که والدینی که فرزندشان رفتار چنگ زدن دارد می بایست پاسخ دهند که آیا این رفتار صرفا با یک نفر انجام می شود یعنی همین کودک دو سال و هفت ماهه قربانی است  یا  با دیگر همسالانش هم و حتی در خانواده  نیز چنین رفتار هایی دارد؟

البته لازم است بدانیم که این دو در حین بازی چه می کنند ، شاید کودک دو سال  و هفت ماهه با نحوه بازی که می کند رفتار چنگ زدن را در دوستش تقویت می کند!

 بنابراین در وهله اول و در یک جمع بندی ،اگر صرفا  این مشکل در چارچوب رشدی قرار گیرد ،  توضیح دو پاراگراف اول ما  کفایت می کند که کودک از این مرحله عبور می کند و دوم اینکه نیاز به نظارت دارد . ا ما اگر محیط خانواده و شیوه تربیتی  در آن نقش داشته باشد نشانگر نیاز به تغییر بیشتری است.

*کودک شادم را بشناسم*

به انتخاب و دخل و تصرف : امین میرموسوی

نشانه های شادی کودکان چیست؟چگونه بفهمم که فرزندم شاد است و از زندگیش لذت می برد؟آیا می توانیم نشانه های شادی کودک را در صورت و رفتار او بخوانیم؟

این ها سوالاتی است که بسیاری از والدین از خود می پرسند.

پیش از پرداختن به این مطلب لازم به ذکر است که من ترجیح می دهم نشانه های شادی که در ذیل به آن اشاره می کنم را  به عنوان معیار های بهداشت روان کودک معرفی کنم ،چرا که به نظر می رسد پس از دارا بودن از این نشانه ها ست که کودک را می توانیم شاد بدانیم.

شادی چیزی نیست که بتوان در کاغذ کادو پیچید و به کودک داد . خوشحالی با خریدن لباس های قشنگ و فراوان با اسباب بازی های زیاد نیز برای کودک ایجاد نمی شود . حتی شادی کودک با دور نگه داشتن او از هر ناراحتی و ناکامی -که این حالت در خانواده های تک فرزند زیاد به چشم می خورد- نیز تامین و تضمین نمی شود .

شادی کودک امری درونی است و نه بیرونی ، اما تظاهرات بیرونی نیز دارد . به عبارت دیگر شما می توانید با توجه به شخصیت کودک و احساسات او نشانه های شادی را در او بیابید .شما با صبر و شکیبایی می توانید زمینه یک عمر شادی را برای کودک فراهم نمایید

اما اولین گام این است که بدانید نشانه های شادی کدام است؟ 

 احتمالا وقتی کودکتان نوزاد بود یا یکی دو ساله شما می توانستید به راحتی شاد یا غمگین بودن او را بفهمید . وقتی شما رو می دید صورتش با خنده پر می شد ،یا اگر می دید عروسک یا ماشینش در حیاط جا مانده و شب قبل باران زیادی آمده و حسابی خیس شده، به شدت غمگین می شد و گریه می کرد. حالا کودکتان  بزرگتر شده و به سن چهار و یا پنج سالگی رسیده و احساسات و هیجاناتش پیچیده تر شده است . اما توانایی اش برای کنترل آن احساسات نیز افزایش یافته است . هنوز هم نشانه های بیرونی که خوشحالی یا غم او را نشان دهد وجود دارند اگر چه خواندن آن برای والدین قدری دشوار تر شده است.

کودک شاد معمولا لبخند می زند ،بازی می کند ،کنجکاوی نشان می دهد،سوال می کند ،با سایر کودکان ارتباط برقرار می کند و نیازی ندارد مرتبا کسی در کنار او باشد و برای انجام بازی به او انگیزه بدهد.می تواند چند ساعتی دور از والدین در جایی مثل مهد به سر برد و از این بابت مضطرب نمی شود و بی تابی آمدن والدین را ندارد؛ شراکت را بر انزوا ترجیح می دهد، به سن بلوغ که می رسد گروه همسال را بر خانواده ترجیح می دهد.                                                                                                                                                             از موفقیت در درس و ورزش لذت می برد ولی نه آنکه تمام فکرش شاگرد اول شدن باشد و اگر نشد دنیا به آخر می رسد.                                                                                                                                                   نشانه های غم کودک هم روشن است  : کودک خود را کنار می کشد ، ساکت است ،خیلی خوب غذا نمی خورد، خود انگیخته با سایر بچه ها قاطی نمی شود ،بازی نمی کند ، سوال نمی کند ،نمی خندد و کمتر حرف می زندو یا اصلا حرف نمی زند.

اگر شما دارای فرزندی هستید که طبیعتا درونگرا یا خجالتی است به این شکل که زیاد نمی خندد یا رابطه زیادی با دیگران برقرار نمی کند یا بیشتر ترجیح می دهد با خودش باشد به این معنا نیست که ناشاد است.خجالتی بودن مانند غمگینی نیست اما خواندن نشانه های شادی در کودکان خجالتی و یا درونگرا دشوارتر است. در چنین کودکانی نیز در صورتی که تغییر اساسی در رفتارشان ایجاد شود مثلا بیشتر خود را کنار بکشند یا به نظر می ترسند، باید مورد توجه بیشتر قرار بگیرند.

همه نشانه  هایی که در نوزادان برای ابراز احساسات وجود دارد در کودکان بزرگتر نیز یافت می شود اما دو نشانه ی مهم احساسات مثبت در کودک «علاقه داشتن» و «لذت بردن» است . چند نشانه منفی مهم نیز « آشفتگی» ، «خشم» و «ترس» است که در کودک ناشاد دیده می شود.

منظور از علاقه داشتن تمایل و توجه کودک به چیز های مختلف در محیط زندگی و عمل کردن است .مانند علاقه به رفتن به مهد ، علاقه به نقاشی ....  .لذت بردن به صورت های مختلفی جلوه می کند مثل لذت بردن از خواند کتاب یا تماشای کارتون و یا بازی با بچه های همسن و سال.

معمولا بسیاری از والدین می فهمند کودکی که ترس در وجودش دارد شاد نیست ، اما بسیاری متوجه نیستند که یک کودک خشمگین معمولا غمگین است . در واقع این کودک با بروز خشمش ،غم خود را نشان می دهد. صرف نظر از سن کودک خشم یک آشفتگی شدید است . وقتی یک کودک 5 یا 6 ساله برادرش را می زند و داد می کشد که " من از تو متنفرم" به این معناست که او دچار آشفتگی شده است و این آشفتگی فراتر از سطح توانایی او در کنار آمدن با آن است.به هر حال هرکودکی راه های خاص خود را دارد تا به شما نشان دهد که در حال گذراندن شرایط سختی است . هر یک از والدین با خردمندی درونی خود و شناخت نسبی کودکشان می توانند آن را ببینند و حس کنند . برخی از کودکان خود را کنار می کشند ، برخی ممکن است با خشونت رفتار کنند و برخی هم خود را به والدین می چسبانند.

 بنابراین لازم است فاکتور های فوق الذکر را به عنوان برخی از مهمترین معیارهای بهداشت روان در نظر بگیرید و هر زمان دیدید که با اغلب این نشانه های منفی بیشتر اوقات دست و پنجه نرم می کنید می بایست که در جهت حل مشکل از یک روانشناس بالینی کودک بهره بگیرید.

 با بالا رفتن سن کودک، شما نیز به عنوان والدین او تدریجا سرشت اورا بهتر می شناسید و بهتر می توانید نشانه های غم و شادی او را تشخیص دهید

نقش های جنسیتی والدین در بازی کودکان

به انتخاب :امین میرموسوی

یافته‌ پژوهشی جدید نشان می دهد تفاوت های موجود در چگونگی تعامل پدر و مادر با کودکانشان به خصوص هنگام بازی می تواند در دریافت کودکان درباره رفتارهای خاص مردان و زنان اثر بگذارد ؛ اریک لیندسی و همکارانش که یافته های مطالعه پژوهشی آنها در آخرین شماره مجله «نقش‌های جنسی»، ژوئن 2010 منتشر شده‌است بر این باورند که جنسیت والدین و جنسیت کودک در ترکیب با یکدیگر و در الگویی پیچیده، تعامل والدین- کودک را شکل می‌دهد....

محققان تفاوت موقعیت‌های مختلف ارتباطی والدین و کودکان را مورد مطالعه قرار دادند. آن‌ها انواع تعامل کلامی والدین با کودکان را در موقع غذا خوردن که جنبه مراقبت دارد و موقعیت بازی مورد مقایسه قرار دادند  کودکان به طور طبیعی از تفاوت‌های بین افراد از جمله جنسیت آگاه می‌‌‌شوند اما در طول دوره رشد ارزشیابی این تفاوت‌ها از طریق خانواده، دوستان، معلمان یا رسانه‌ها آموخته می‌شود....                                                                    روان‌شناسان و پژوهشگران علوم رفتاری به  صورت‌های مختلف به بررسی چگونگی این آموزش در کودکان پرداخته‌اند و مطالعه حاضر نیز در این راستا صورت گرفته‌است. این پژوهش بخشی از مطالعه انستیتوی ملی بهداشت کودک و مطالعه رشد انسان در زمان مراقبت‌های اولیه از کودک است.

ضبط فیلم‌هایی از تعامل والدین و کودکان                                     

 محققان برای جمع‌آوری اطلاعات به ضبط فیلم‌های ویدئویی پرداختند که از چگونگی تعامل والدین و کودکان در 80 خانواده در دو شهر کوچک ایالت کانزاس آمریکا تهیه شده‌بود.آن‌ها فیلم‌های 15 دقیقه‌ای از بازی کودکان با والدین خود و فیلم‌های 10 دقیقه‌ای از جلسات خوردن غذای کودک با والدینش ضبط کردند.  در این فیلم‌ها تعامل والدین و کودکان در چهار الگوی مختلف مادر- پسر، مادر- دختر، پدر- پسر و پدر- دختر مورد نظر قرار گرفت.

نتایج تحقیق و ارزیابی آن  

سپس محققان به تفاوت‌هایی نگریستند که در شیوه بازی ومراقبت از کودک از نظر کلامی جریان داشت و نیز پاسخ‌هایی که کودکان در چنین موقعیت‌هایی از خود نشان می‌دادند. 

یافته‌ها نشان داد: کیفیت تعامل بین والدین و کودکان بستگی به شرایط موجود دارد. محققان با مشاهده فیلم‌ها دریافتند نوع تعامل کلامی والدین بسته به این‌که در چه شرایط تعاملی با کودک باشند فرق می‌کند.  وقتی والدین به کودکان غذا می‌دادند ارتباط  آن‌ها از نوع والد- محور بود و به نظر می‌رسید که کودکان می‌دانستند کنترل با والدین است. اما به هنگام بازی، تعامل‌ از نوع کودک- محور بود و کودک در جهت‌دادن آن نقش بیشتری داشت.                

 از طرف دیگر اگرچه تفاوت رفتارهای کلامی کودکان پسر و دختر در موقعیت‌های مختلف بسیار کوچک بود اما رفتار پدر و مادر به طور خاص به هنگام بازی با کودکان متفاوت بود.       

 به عبارت دیگر به نظر می‌رسید که کودکان می‌توانند نشانه‌های رابطه را در تعامل با والد مرد یا زن خود دریافت کنند و رفتار خود را براساس شرایط و بدون توجه به جنسیت آن‌ها سازگار سازند.
اما رفتار پدران و مردان اگرچه به هنگام رفتار مراقبت کننده از کودک مشابه بود اما به هنگام بازی فرق می‌کرد. تفاوت برجسته زمانی آشکار شد که رفتارهای پدر و مادر با کودک در زمینه‌های مختلف بازی یا خوردن غذا مقایسه شد.در طی بازی پدرها بیشتر جسور بودند و مادرها بیشتر رفتارهای تسهیل کننده و مشارکت‌گونه نشان می‌دادند اما در موقعیت خوردن غذا که صرفا یک رفتار مراقبت کننده است پدرها و مادرها شبیه به هم رفتار می‌کردند. نویسندگان براین باورند که کودکان احتمالا رفتارهای متفاوت را درک می‌کنند و در طول زمان آن‌ها را به نقش‌های جنسیتی در خانواده ارتباط می‌دهند به طوری که مثلا پسرها بیشتر جسور و با جرات هستند و دخترها بیشتر انعطاف‌پذیر و مطیع.آن‌ها چنین نتیجه می‌گیرند که این تحقیق نشان می‌دهد کودکان حتی دریک خانواده تجارب متفاوتی در تعامل بازی‌گونه خود با پدرو مادر دارند. این تجربه‌های متفاوت می‌تواند به کودکان درس‌‌های غیرمستقیمی درباره نقش‌های جنسی بدهد و برخی از الگوهای رفتاری خاص جنس معین را تقویت کند که بعدها به زمینه‌های خارج از خانواده نیز گسترش یابد.                                                              

 تحقیقات مختلف عوامل متفاوت را در نقش‌پذیری جنسیتی کودکان مطرح کرده‌اند. از آن جمله می‌توان به ترتیب تولد، تاثیر نگرش‌ها و ویژگی‌های شخصیتی و رفتاری پدر و مادر و سایر اعضای خانواده، نگرش‌ها و اعمال دوستان، سیاست‌های اعمال شده در مدرسه، و نیز نگرش‌های اجتماعی القاشده از سوی رسانه‌ها اشاره کرد.

من والدین کامل سراغ ندارم، شما چطور؟

به انتخاب و دخل و تصرف:امین میرموسوی

بسیاری از مردم می پندارند که والدین کامل و بی عیب و نقص وجود دارند، پدر و مادری «ایدآل» که فرزندانی «شاد»، «سازگار»  و« بدون مشکل» تربیت می کنند. در حالی که این، افسانه ای بیش نیست .در واقع چنین شخصی یعنی «والدین کامل» یا «کودک کامل » وجود خارجی ندارد.  مشکلات رفتاری در میان کودکان مدرسه رو کاملا معمول است و وقت زیادی از والدین می گیرد .کودکان در سنین مدرسه به طور متوسط 5 یا 6 رفتار یا عادتی  دارند که به نظر والدین نادرست ، ناپسند و دشوار می رسد . این رفتارها یا عادات می تواند شامل رفتارهایی مانند جواب ندادن به درخواست های کوچک پدر و مادر، نافرمانی، تماشاکردن زیاد تلویزیون ،بازی کردن زیاد ویدئو، انجام ندادن کامل تکالیف مدرسه و یا رقابت و هم چشمی با خواهر و برادران باشد....    

مشکلات دیگری نیز هستند که متداولند مانند کنار آمدن والدین با کودکی که زود از کوره در می رود، کودکی که بیش از حد مستقل است یا بیش از حد وابسته . هم چنین والدین گاهی با این مشکل مواجه هستند که فرزندشان مایل است با کسانی دوست شود یا کارهایی کند که مادر یا پدر آنها را تایید نمی کنند.

اشتباه کردن طبیعی است     

 شما به عنوان پدر و مادر باید بدانید که گاهی داشتن احساس نگرانی ، گیجی یا خشم ،احساس گناه، بی کفایتی یا احساس فشار زیاد به خاطر رفتار کودک کاملا طبیعی است . این احساسات گاه گاهی بخشی از فرایند «والدینی» است . ولی اگر شما فکر می کنید و سعی می کنید که « کامل و بی عیب و نقص » باشید و یا «کودکان کامل و بی عیب و نقص»   پرورش دهید هم فکر شما غیر واقع بینانه است و هم عمل شما بی ثمر.    به گذشته برگردید و فکر کنید که وقتی شما کوچک بودید چگونه رفتار می کردید ، چگونه والدینتان با شمابرخورد می کردند و چه احساسی درباره شیوه های انضباطی آنها  داشتید.؟ این جا باز هم توجه شما را به بخشی از مطلب «به هستی کودکان معنی ببخشیم» جلب می کنم که در آنجا گذشته تربیتی خودمان  را مطرح کردم همچنین مطلبی که اخیرا نوشته بودم با عنوان «پدر و مادر بودن همیشه مشکل نیست»  .                                                     سعی نکنید به خاطر تجارب تلخ احتمالی گذشته ،به جبران افراطی بپردازید و در این دام بیفتید که« من اشتباهاتی که والدینم کردند نمی کنم و عکس آنها  رفتار می کنم».

حفظ تعادل در زندگی و سلامت روانی 

والدینی که برای فرزندشان زندگی می کنند خود را در موقعیتی آسیب پذیر قرار می دهند .منظورم والدینی هستند که همه برنامه و وقت و توان آنها معطوف فرزندان و خوشی آنهاست .آنها خود را وقف کودکان می کنند .این افراد معمولا برای خود،همسر و اطرافیان خود هم وقتی ندارند . از نیاز های خود و همسرشان غافل می شوند و فکر می کنند که این یعنی بهترین شکل تربیت. ! تازه اگر مشکلی هم برای کودکشان پیش بیاید خود را موأخذه می کنند که مگر من چی کم گذاشتم؟

 چنین والدینی زود ناامید یا ناکام می شوند و زودتر هم می رنجند . چنین والدینی در  این مسیر حتی نسبت به اعضای دیگر خانواده خود هم بی عدالتی روا می دارند.، زیرا همه هم و غم آنها کودکان هستند .والدین نباید همه رضایت شخصی خود را از فرزندشان یا از ایفای نقش والدینی خود دریافت کنند. آنها نیاز دارندتا به منظور سلامت روانی خود به فعالیت های دیگر بپردازند و از انجام آنها نیز احساس رضایت کنند .آنها نیاز دارند تا اوقاتی فقط برای خودشان داشته باشند. البته این جا سوالی مطرح می شود از سوی اولیاء و آن این است که چطور می توان زمانی برای خودمان داشته باشیم این بچه ها که نمی گذارند. پاسخ این است که ما بچه ها را از ابتدا به حال خودشان نگذاشتیم و یکسره در هر جایی و هر وقتی که خواستند مثلا بازی کنند از اوقات خودمان گذشتیم و در اختیار آنها بودیم و حال آنها 24 ساعته از ما سرویس می خواهند.و غالبا در رفتارهای والدین ، در موقعیت های بالینی که والدین به مرکز مشاوره می آیند، مشهود است ؛ بنابراین نوع رفتار ما با بچه ها خیلی مهم است.

شما به عنوان پدر و مادر یک خانواده باید علائق شخصی خود را دنبال کنید نقاشی، مطالعه، باغبانی، خیاطی ، انجام امور ورزشی ،دیدار با دوستان و نزدیکان و یا هرمورد دیگر که علاقه شخصی شماست، به شما روحیه می دهد ، شما را از فشار های روانی آزاد می کند و به شما آرامش می دهد باید از سوی شما به هر صورت ممکن دنبال شود.

شما به عنوان پدر و مادر باید فلسفه شخصی خود را دنبال کنید ،فلسفه ای که شما با آن احساس راحتی می کنید و در یک چارچوب انعطاف پذیر قراردارد. در بنای یک فلسفه زندگی و چگونگی گذران دوران فراغت شما را تعیین می کند انتظارات و خصوصیات شخصی خود ، شیوه فرزند پروری مورد قبول خود و نیز چگونگی تطبیق آنها با خصوصیات و ترجیحات همسر و هر یک از کودکان تان را در نظر بگیرید و آن ها را با هم هماهنگ کنید .

همواره این واقعیت را در نظر بگیرید که در بیشتر موارد کودکان به خوبی از دوران کودکی و مشکلاتشان گذر می کنند .

چند نکته

-حتی در میان کودکان همسن ،دامنه گسترده ای از رشد اجتماعی ، عاطفی، هوشی و جسمانی طبیعی وجود دارد. پس با دیدن کوچکترین نشانه عقب بودن کودکتان از سطح سنی، نگران نشوید.

-سطح رشد کودک در کیفیات مختلف مانند مهارت های اجتماعی ،استعداد یادگیری و یا تواناییهای ورزشی می تواند کاملا متفاوت باشد مثلا کودکی ممکن است در ریاضیات خیلی عالی عمل کند اما در خواندن ضعیف باشد یا برعکس . یا کودکی ممکن است خوب فوتبال بازی کند ولی در شنا خیلی خوب نباشد و دوستش کاملا برعکس.

-تغیییرات علایق و تلاش ها در کودکان می تواند دائمی باشد و در واقع آینده تحصیلی یا حرفه ای آنها را رقم بزند و یا بزودی به جنبه دیگری تغییریابد .مثلا کودکی که خیلی خوب نقاشی می کند ممکن است در آینده یک هنرمند شود و یا رغبت به آن را بزودی از دست بدهد و به چیز دیگری بپردازد .

همانقدر که فرزندپروری یک چالش بزرگ است می تواند یکی از لذت بخش ترین و پر ارزش ترین تجارب زندگی باشد

پدر و مادر بودن همیشه مشکل نیست...

این جملات را وقتی می خوانید به این فکر کنید که هر کدام از این عبارت ها حداقل یکی از ویژگی های منفی والدینی است که به عنوان مراجع به مرکز مشاوره می آیند یا در مدرسه در حین کار بالینی متوجه این ویژگی ها می شوم...

پدر و مادر بودن وقتی مشکل است که یک مرکز کنترل در خانه نیست، یکی مسئول پیگیری کردن امور نیست، کسی مقتدر نیست و بچه ها از کسی حساب نمی برند .

- پدر و مادر بودن وقتی مشکل است که والدین خود شخصیت های عصبی اند.

- پدر و مادر بودن وقتی مشکل است که والدینِ عصبی رفتار بچه را تقویت می کنند. 

 
- پدر و مادر بودن وقتی مشکل است که والدین خود از رنج های نهفتهِ قدیمی رنج می برند و آن را الگوی تربیتی خود قرار داده اند . همچون پدری که خود در کودکی تنبیه شده و حال چنین می پندارد که تنبیه و پدر سالاری بهترین شیوه تربیتی است .
 
- پدر و مادر بودن وقتی مشکل است که پدر و مادر بر سر مسائل تربیتی کودک یا اختلافات زناشویی همدیگر را مقابل فرزند خود تحقیر کنند ؛ و از ارزش والدِ دیگر نزد کودک بکاهند .

- پدر و مادر بودن وقتی مشکل است که والدین ندانند والد بودن نیازمند برنامه ریزیِ زمانی برای بودن با بچه هاست .

- پدر و مادر بودن وقتی مشکل است که والدین از طریق فرزندان مشکلات خود را حل کنند.
...
و این داستان ادامه دارد...

دوشنبه 17 خرداد 1389

خشونت رفتاری در خانواده

نویسنده: امین میر موسوی   طبقه بندی: کودک و مفاهیم اجتماعی، 

خشونت رفتاری در خانواده

 خشونتی که عاطفه ها را می خشکاند...

امین میرموسوی

چندی پیش  با مطلبی در مورد خشونت  رفتاری در خانواده که توسط خانم دکتر فرزانه خضرایی* مشاور و درمانگر خانواده نوشته شده بود برخوردم  و نتوانستم از آن بگذرم و با اضافه کردن نکاتی پژوهشی - کاربردی در مورد خشونت  های خانوادگی و تاثیر  آن بر رفتار تاب آوری کودکان، سعی کردم پربار تر سازم. امید است که مورد استفاده خوانندگان قرار گیرد .

خشونت رفتاری در خانواده

مشکل خشونت رفتاری بین همسران، در واقع یک مسئله ی سلامتی 
جسمی و روحی تمام افراد خانواده است. بخصوص فرزندان، از آنجا که در حال رشد جسمی و روحی هستند تجربه ی خشونت ها را عمیقاً جذب کرده و رنج بسیاری خواهند کشید....


ادامه مطلب

طبقه بندی

لینکدونی

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :