تبلیغات
وبلاگ گروهی مادرانه - مطالب کودک و مفاهیم اجتماعی

وبلاگ گروهی مادرانه

تو بلوری،گل نازی،گل ناز،خنده کن کودک من،بنشین،مثل پروانه ی شاد،بر گل دامن من،کودکم،از تو جانم به تن است،جایت آغوش من است. دولت آ

دوشنبه 17 خرداد 1389

خشونت رفتاری در خانواده

نویسنده: امین میر موسوی   طبقه بندی: کودک و مفاهیم اجتماعی، 

خشونت رفتاری در خانواده

 خشونتی که عاطفه ها را می خشکاند...

امین میرموسوی

چندی پیش  با مطلبی در مورد خشونت  رفتاری در خانواده که توسط خانم دکتر فرزانه خضرایی* مشاور و درمانگر خانواده نوشته شده بود برخوردم  و نتوانستم از آن بگذرم و با اضافه کردن نکاتی پژوهشی - کاربردی در مورد خشونت  های خانوادگی و تاثیر  آن بر رفتار تاب آوری کودکان، سعی کردم پربار تر سازم. امید است که مورد استفاده خوانندگان قرار گیرد .

خشونت رفتاری در خانواده

مشکل خشونت رفتاری بین همسران، در واقع یک مسئله ی سلامتی 
جسمی و روحی تمام افراد خانواده است. بخصوص فرزندان، از آنجا که در حال رشد جسمی و روحی هستند تجربه ی خشونت ها را عمیقاً جذب کرده و رنج بسیاری خواهند کشید....


ادامه مطلب

وقتی که کودک شروع می کند به حرف زدن و به اصطلاح زبان باز می کند و می تواند از واژه ها برای بیان احساسات و اتفاقات استفاده کند، شروع می کند از خواب ها و احیانا از کابوس هایش برای والدین سخن گفتن.
تا سن 7 سالگی کودک در دوران آموزش و اکتشاف به سر می برد. گاهی آموخته ها و یا آنچه که مشاهده می کند در خوابهایش به شکل کابوس انعکاس پیدا می کند. کابوس ها قسمتی از زندگی عادی تمام افراد است. کابوس ها یا همان خوابهای بد که در آخر شب، یا در دوره خواب پارادوکسال (خواب متناقض)  به وقوع می پیوندند. 
خواب های بد و وحشتناک باعث بیدار شدن کودک، گریه و صدا زدن پدر و مادر میشود. اگر کودک می تواند حرف بزند، می تواند خوابش را تعریف کند. در این حالت پدر و مادرش را می شناسد و دنبال دلجویی از جانب آنهاست. 

کابوس، یک پدیده عادی:
کابوس ها و دیدن آنها بسیار عادی هستند، آنها می توانند نشان دهنده نگرانی های عمیق کودک باشند و البته در تمامی افردا وجود دارند. در کابوسهای شبانه باید به برنامه های تلوزیونی که کودکان تماشا می کند توجه کرد و آنها را کنترل نمود.

چه باید کرد؟
دیدن کودک، حرف زدن ، آرام کردن، در آغوش گرفتن و تا کودک آرام شود در کنارش بمانید. سعی نکنید که بیدارش کنید، باید خودتان آرام بمانید. اگر کودک ار تخت خودش بیرون آمده ، با مهربانی او را به جای خودش بازگردانید. کمی آب به او بدهید، لامپ را روشن کنید و در صورت نیاز کمی کنارش بمانید تا دوباره به خواب رود.

ادامه دارد ...

به ادامه بحث قسمت اول می پردازیم (لینک به قسمت اول)
برخی از والدین، به هر دلیلی، اجازه میدهند که کودک کنار آنها بخوابد. با این وجود تعداد زیادی از همین والدین کودک را از همین سن از خود جدا می کنند (هر چند که این جدا شدن هر چقدر دیرتر انجام شود سخت تر می باشد) برای پدر و مادری که می خواهند کودک در جای خود بماند دو راه پیشنهاد می شود:
1. حل مسئله در طی روز:
ساعت 3 نیمه شب ساعت مناسبی برای بحث و صحبت کردن با کودک نیست، در طی روز می توان به همراه کودک اتاق او (و یا فضایی که به او تعلق دارد) را طبق سلیقه او درست کرد. اینگونه او لذت بیشتری از ماندن در جای خود را خواهد داشت. باید دانست که "ترس از خوابیدن به تنهایی" در کودکان ترسی واقعی میباشد. به او عروسکی که دوستش دارد را بدهید تا به همراه او بخوابد و اگر بیشتر از یک فرزند دارید می توانید آنها را در یک اتاق بگذارید.
درباره چگونگی آماده کردن کودک برای خواب به زودی یک مطلب خواهم نوشت.
2. حل مسئله در شب:
متاسفنه تنها راه حل این است که کودک را به تخت خودش بازگردانید. در ابتدا این کار برای شماسخت خواهد بود ولی باید محکم باشید و کوتاه نیایید. به او بگویید: 
"شب برای خواب و استراحت است"
و "هر کسی باید سر جای خودش (در رختخواب خودش) بخوابد"
حرفهایتان را باید واضح، روشن، کوتاه و با اطمینان و قاطعیت بیان کنید
* توضیح بیش از حد کودک را گیج می کند و هیچ فایده ای نخواهد داشت.
اگر کودک کوتاه نیامد و باز تلاش کرد که دوباره به کنار شما بیاید، هر بار باید او را به تخت خودش بازگردانید.

اگر شمابعد از چند بار تلاش کودک کوتاه بیایید و به او اجازه بدهید که در کنار شما بماند، نه تنها زحماتتان بی فایده بوده است، بلکه به او یاد میدهید که اگر سمج باشد و گریه کند شما کوتاه خواهید آمد.

و فراموش نکنید که اگر کودکتان موفق شد به تنهایی شب را در جای خودش بخوابد، او را تشویق کنید و به او نشان بدهید که خوشحال هستید و اینکه او کودک نیست و دختر خانم یا آقا پسر بزرگی شده است.

در پایان
اگر نمی توانید این مسئله را حل کنید، اگر فکر می کنید که تمام راه حل ها را امتحان کرده اید و ایم شب بیدار شدن ها کودک شما را خسته و رنجور کرده است و به سلامت کودک صدمه می زند حتما با یک روانشناس مشاوره کنید.

تخت پدر و مادر، گرم است به همراه احساس امنیت، کودک فکر می کند که حتما در تخت آنها راحت تر و بهتر می خوابد. برخی از والدین هر از گاهی می پذیرند. مثلا وقتی کودک بیمار است یا اینکه آنها آنقدر خسته اند که نمی توانند کودک را به اتاقش برگردانند. و بعضی ها این را به عادتی برای کودک تبدیل می کنند و به او اجازه می دهند که کنار آنها بخوابد. 
به نظر من این راه بسیار مناسبی برای حل مسئله نباشد. 
در این سن کودک سوالات زیادی در ذهن دارد: پدر و مادر در تخت خود چه کار می کنند؟ حتی از چیزهایی که نمی بیند و اجازه ندارد ببیند.
برای همین دلیل است که می خواهد بداند و گاهی نسبت به احساسات والدینش به یکدیگر حسادت می کند.
تخت والدین گرم است و اطمینان بخش، ولی جای کودک نیست
به سوال ها و کنجکاویهای کودکان باید پاسخ داد، با واژه هایی که مناسب سن او هست. این توضیحات و پاسخ ها باید واقعی باشند ولی کوتاه . باید با واژه های ساده به کنجکاویهای آنان پاسخ داده شود
پدر و یا مادری که تنها زندگی می کنند 
شاید در جامعه ما کم باشند ولی هستند پدر و یا مادرانی که فرزندان خود را به تنهایی بزرگ می کنند، در چنین حالتی کودکی که به کنار وی می رود می خواهد جای خالی پدر و یا مادر غایب را پر کند. پیام کودک این است: ببین من می توانم جای او را برایت پر کنم، من نیاز به یک مادر و یا یک پدر دیگر ندارم.
اجازه دادن به کودک برای پر کردن این جای خالی ممکن است به روحیات او صدمه بزند. تخت (رختخواب) پدر و مادر نباید به تخت کودک تبدیل شود، حتی اگر یک جای خالی در آن وجود داشته باشد. برای اینکه کودک هر گز نمی تواند و نباید جای پدر و یا مادر غایب را پر کند و هر کسی باید در جایگاه خود قرار بگیرد.
کودک باید بداند که دوستش دارید ولی مثل یک کودک
برگرفته از
Le livre de bord de votre enfant de 3 a 6 ans
نوشته
Anne Bacus
سال 2002

ادامه دارد...

نوشته :امین میرموسوی(کارشناس ارشد مشاوره)

برو از پرهام یادبگیر .....همکلاسیتو ببین...چرا  اون نمرش 20 بشه و تو هجده....از بس گیجی ...حواستو جمع نمی کنی..رضا رو ببین....

یادم است وقتی کارورزی دوره لیسانسم را در دبیرستان البرز می گذراندم ، یک روز مشاور مدرسه در جمع اولیای دانش آموزان اندر مضرات مقایسه کردن بچه ها سخن می گفت  و من هم در جمع اولیا نشسته بودم ، که یکی از اولیا به دوست خود با پوزخندی می گفت که این مقایسه کردن را سی سال پیش برای والدین ما می گفتند ، حالا برای ما می گویند!

برای من هم چندان اهمیتی نداشت وموضوعی تکراری به نظر می رسید اما حالا که  هشت سال از آن زمان می گذرد و در کلاس ها از دانش آموزان،آن هم دانش آموزان ابتدایی می شنوم که درددلشان همین است؛ و درست است که هنوز  نظام تربیتی خانواده ها بر مقایسه و رقابت استوار است و این باعث شده تا اساس وسواس هاس فکری بچه های ما را تشکیل دهد ، آنها بزرگ نمی شوند برای خودشان ، بلکه بزرگ می شوند برای پدر و مادر شان ؛آنها مثل کودکی ما نمی آموزند تایید شوند برای خودشان همچون که ما چنین نشدیم بلکه تایید شوند برای خوشحالی والدینشان  و من می بینم وقتی به نزد ما بزرگسالان می آیند چه قدر احساس حقارت دارند و گوش به فرمان می ایستند .اما زمانی که با همسالانشان هستند رشد می کنند  و خوشحال هستند .من و شما هم به احتمال زیاد زمانی که مدرسه می رفتیم اگر نمره ای کمتر از بیست می گرفتیم جور دیگری به ما نگاه می کردند که حسابی احساس ترس و تحقیر در ما برانگیخته می شد؛ اگر نمره مان به 14 یا 15 می رسید که احتمالا باید منتظر بدترین پیامد های تنبیهی می ماندیم و کابوس های شبانه رهایمان نمی کرد.

همیشه در حسرت این بودیم که یکی به ما بگوید :آفرین ،تو از بیست 15 شدی ،یعنی بیشترشو درست نوشتی حالا بیا ببینیم کجا ها اشکال داشتی......... و خلاصه ضعف هایمان را در قالب خوبی ها و توانمندی هایمان بر ما آشکار کنند. ثمره آن دوران اکنون به بار نشسته و تبدیل شدیم به آدم هایی که هیچ وقت مثبت ها را نمی بینیم بلکه کاستی ها را می بینیم، نمره17   را در فرزندمان نمی بینیم بلکه  3  نمره ی گرفته نشده را می بینیم .

در خودمان ،کار های خوبما ن را نمی بینیم بلکه ناتوانسته های خود را مرتب در ذهنمان مرور می کنیم، و فکر می کنیم که تربیت می کنیم فرزندانمان را، در حالی که زنجیر هایی درست کرده ایم که رویش را با گل تزئین کرده ایم و ثمره ی برنامه تربیتی مان را در همین دنیا و در بزرگسالی فرزندانمان خواهیم دید .     

 بگذار باز هم مثل آخر همه بروشور های تربیتی که در مدرسه به اولیا می دهیم بنویسم :

 به امید رشد و شکوفایی فرزندان این مرز و بوم!!!

اعتماد به نفس تأثیر مهمی در سازماندهی رفتارهای سالم و سازنده فردی و اجتماعی  انسان ها دارد، در نتیجه والدین، نهادها و مربیان آموزشی همه می خواهند بدانند بهترین راه برای درونی كردن این حس در كودكان و نوجوانان چیست؟ پژوهشگران روان شناسی بر این باورند كه فقدان اعتماد به نفس در افراد، پایه و اساس بسیاری از معضلات اجتماعی است. ولی واقعیّت این است كه اگر چه در زمینه اعتماد به نفس، بیش از صد سال مطالعه شده است، هنوز نتیجه ی قطعی به دست نیامده است و متخصصان همچنان درباره ماهیت اعتماد به نفس و چگونگی تكامل آن بحث می كنند. با وجود این بیشتر پژوهشگران معتقدند  پدر و مادر و خانواده در پی ریزی و تكامل شخصیت بچه ها نقشی اساسی دارند.

اما به راستی اعتماد به نفس چیست؟ فرهنگ لغت وبستر آن را اینگونه تعریف می كند: « اعتماد به نفس، یعنی احساس رضایت و اطمینان در وجود خود؛ به عبارت دیگر یعنی شما درباره ی خود چگونه فكر می كنید و چه احساسی از خودتان دارید؟»

اعتماد به نفس در واقع همان اطمینانی است كه كودك نسبت به توانایی ها و داشته های خود دارد. كه ارتباط تنگاتنگی با خود پنداره ی وی دارد. خودپنداره به معنای برداشت و تصویری است كه كودك از استعدادها، توانایی ها و به طوركلّی شخصیّت خودش دارد. كودكان در سنّ پیش دبستانی به دلیل میزان رشدِ شناختیِ محدودتری كه دارند، خود را بر مبنای خصیصه های عینی و یا خصوصیّات جسمی و داشته ها می نگرند و حتّی خود را به صورت این یا آن می بینند به طور مثال: خود را « ناز »، «معمولی»، «خوب» و یا «بد» می بینند.

در مقطع دبستان اعتماد به نفس و خودپنداره یكدست و انتزاعی تر می شود و احساس كودكان این سن، در مورد خودشان؛ بیش از پیش به برداشت های آن ها از تلّقی دیگران (خصوصاً گروه همسالان) پیوند می خورد. اعتماد به نفس، در اواسط دوره ی دبستان نقش مهمی در رشد اجتماعی و هیجانی كودكان بازی می كند. اعتماد به نفس كم، با برخی از تشخیص های انجمن روان پزشكی امریكا (APA ـ1994) و عوامل مختلفی از جمله پیشرفت تحصیلی پایین و مشكل ارتباطی با همسالان رابطه دارد. همچنین تشویق نكردن، بزرگ كردن نقاط ضعف و كمبودها، برشمردن شكست های كودك، عدم واگذاری مسئولیّت به وی و ناتوان معرفی كردن او در انجام كارها، تحقیر كردن و قیاس كردن او با دیگر همسالان تهدیدی جدی برای از دست دادن اعتماد به نفس كودك محسوب می شود. 


ادامه مطلب

هر چند که کودک به والدین خود افتخار می کند و از داشتنشان خوشحال است ولی گاهی تمام تلاشش را به کار می گیرد تا از آنها سرپیچی کند. پسر بچه ها از پدر خود تقلید می کنند و دوست دارند که با او تنها باشند. کودک در این سن ارتباط بسیار قوی با خانواده و اعضای آن دارد. دوست دارد که در همه جا همه آنها را در اطراف خود ببیند. هر چند که ممکن است با خواهر یا برادر کوچکتر خود بحث و جدل کند ولی در عین حال گاهی نسبت به آنها احساسات مادرانه دارد.
دوستان هم سن و سال دارد، درباره آنها در خانه حرف میزند. پسر و یا دختر بودن در ذهنش تمایز پیدا می کند و  در سالهایی که پیش رو دارد بازیها را به پسرانه و دخترانه تقسیم خواهد کرد.

ترجمه: خودم
منبع : Le livre de bord de votre enfant de 3 a 6 ans
نوشته
Anne Bacus
سال 2002

کتاب «انسان در مسیر زندگی» نوشته دکتر محمد مجد، کتابی بسیار راهگشا برای مسایل همه سنین است. من شخصا روشهای آن را به کار برده و نتیجه گرفته ام.
در دوره سنی سه تا شش سال بخشی دارد با عنوان همانند سازی که برای پسران و دختران جداگانه است. خلاصه این فصل، آن گونه که در انتهای فصل در کتاب آمده این است:
« پسران در این دوره سنی، به ارتباط با مادر گرایش پیدا می­کنند.
 آن دسته از کودکانی که پس از گرایش به مادر، دفتر عشق او  را می­بندند و سراغ پدر می­آیند، همانندسازی صحیحی پیدا می­کنند، به آرامش می­رسند، از خواب و اشتهای خوبی برخوردار می­­شوند، دوستان زیادی پیدا می­کنند، از پدر الگو می­گیرند، به صلح می­اندیشند؛ وجدان اخلاقی(سوپرایگو) را کامل می­کنند، و محارم خویش را می­شناسند، دارای عواطف و رفتار مردانه می­شوند، حامی هستند، و هیچ خشمی نسبت به دختران احساس نمی­کنند؛ و آن­ها که در این دوره از آغوش مادران بیرون نمی­آیند، همیشه عاشق مادر می­مانند، زن خود را با مادرشان اشتباه می­گیرند، در رفتار خود با مادران حسادت زنان را برمی­انگیزند، زن را برده می­بینند، الگوی احساسی و رفتاری آن­ها مادر آنهاست، دارای تمایلات عاشقانه­اند، همیشه افسرده­اند، اهل جنگ و بی­قرارند، نسبت به دختران احساس خشم دارند- که علامت احساس شدید جنسی آنهاست- در ایفاء نقش خود گیج و گمراهند، و همیشه دشمن پدر باقی خواهند ماند. »

در بخش هایی از این فصل نیز چنین آمده است:
 در این دوره سنی]3 تا 6 سالگی[ در راستای آموزش تکالیف ویژه، باید کودکان را به والدهای هم­جنس خود سپرد. در این سن، حضور پسران در آغوش مادران، و دختران در آغوش پدران باید به حداقل برسد؛ با این حال والدین باید به گونه­ای مهربان با بچه­ها رفتار کنند. به تحقیق رفتار مردانه یک آقا، و رفتار زنانه را یک خانم بهتر می­داند.

پسرانی که در این دوره به سوی مادران خود جذب می­شوند، اغلب رفتار زنانه دارند.

مادران باید تلاش کنند که کودکان صلح را یاد بگیرند؛ پدر را باید در برابر آن­ها مهربان و درستکار جلوه دهند. بدگویی از پدر نزد پسر، رابطه پسر با پدر را تخریب می­کند، از سوی دیگر باید پسر را نیز در دل پدر جای داد؛ وقتی رابطه پسر با پدر خوب شد، خیال مادر آسوده خواهد شد، پدر نیز وظیفه دارد از پسر فاصله نگیرد و به شیوه­های گوناگون پسرش را جلب و جذب کند.

سه شنبه 5 خرداد 1388

شاد کردن بچه ها

نویسنده: زهراسادات   طبقه بندی: عمومی، کودک و مفاهیم اجتماعی، 

1: کمی به بچه ها سواری بدهید! می توانید او را روی دوشتان دور خانه بگردانید.

2: در جنگل یا پارکی نزدیک خانه، با بچه ها پیاده روی کنید.

3: خودتان دوچرخه سواری را به بچه ها یاد بدهید.

4: ستاره ها و پرتاب شهاب ها را تماشا کنید.اول یا دوم اردیبهشت، اوایل مرداد و اواخر آبان می توانید پرتاب شهاب ها را در آسمان ببینید.

5:فرزندانتان را به محلی ببرید که در آن بزرگ شده اید. حتی اگر لازم است که به شهر دیگری سفر کنید،این کار را انجام دهید.

6: آنها را به یک کارخانه شکلات سازی یا آشپزخانه یک قنادی ببرید.

7: خواب هایتان را برای یکدیگر تعریف کنید.

8: در روزهای پیروزی انقلاب یا جشن های دیگر، بچه ها را به خیابان ببرید تا آتش بازی و شادی مردم را ببینند.

9:در صورت امکان، در یکی از گردش های علمی یا دیگر فعالیت های گروهی مدرسه، بچه ها را همراهی کنید.

10: کتابی را که خودتان در بچگی دوست داشتید، برای فرزندتان بخوانید.

منبع: 365 پیشنهاد برای شاد کردن بچه ها/بیل آدلر/فرزانه کریمی/موسسه انتشارات قدیانی

اعتیاد از تولد تا سه سالگی

گاهی خواندن یک مطلب یا دیدن یک فیلم باعث می شه که تا ساعت ها و بلکه روزها صحنه های دردناک و وحشتناک مثل یک پرده جلوی چشمهام رو بپوشونند و سوالها و سوالها که همینطوری می ریزند روی سرم و بی جواب می مونند. خیلی مراقب بچه ها تون باشید. موجودات معصومی که نمی تونند از خودشون دفاع کنند و چوب ندانم کاریهای بزرگتر ها روی تن و روحشون زخم های بزرگی به جا میزاره.

پنجشنبه 5 دی 1387

سن مناسب

نویسنده: زهراسادات   طبقه بندی: کودک و بازی ، کودک و مفاهیم اجتماعی، 

وقت خرید اسباب بازی برای بچه ها به سن توصیه شده توجه کنید. من بعضی اسباب بازیها رو که زود برای پسرم خریدم متوجه شدم باید بیشتر توجه کنم. همیشه نگاه میکردم به سن اما با این تصور که اشکال نداره و میتونه بازی کنه براش خریدم. با وجودی که توانایی انجام اون بازی رو داشته اما جذابیت لازم رو نداشته براش و وقتی به سنی رسیده که بازی براش مناسب بود دیگه تکراری شده بود و از اون بازی خوشش نمیومد.

وقتی بچه تون از یه اسباب بازی خوشش اومد لازم نیست همش همونو در اختیارش بذارید . مزه شو از دست میده. من برای پسرم وقتی به پازل علاقه نشون داد، انقد پازل خریدم که تمایلش رو از دست داد و دیگه خیلی با پازل هاش بازی نمیکنه.

در مورد همه چی باید طبق این اصل رفتار کنیم که تا وقتی اشتیاق وجود داره قطعش کنیم که ذره ای از اون علاقه و اشتیاق برای دفعه بعدی هم بمونه.

من وقتی حس کردم مجله هایی که برای پسرم میخرم زیاد شدن و داره شوقش رو برای خوندن مجله ها از دست میده، یکیشون رو حذف کردم و با مجله سنجاقک مشترکش کردم. وقتی مجله میاد، هر شب یه داستان یا شعر رو براش میخونم. اینجوری هر شب خودش مجله رو میاره و میگه مامان تا اینجا خوندی و بقیشو بخون برام. 

چهارشنبه 6 آذر 1387

5 هدف برای زندگی بهتر فرزندان -4 و 5

نویسنده: زهراسادات   طبقه بندی: کودک و مفاهیم اجتماعی، 

هدف چهارم: مسوولیت اعمال خود را بر عهده گیرد.

فردی که در زندگی یاد گرفته مسئولیت اعمالش را بر عهده بگیرد، مطمئناً دارای شخصیتی خوب و سالم است. در زندگی هر چه بکارید همان را درو می کنید. بهترین کاری که والدین و معلمان می توانند انجام دهند این است که الگوی مناسبی برای فرزندان خود باشند و در عمل مسئولیت رفتار و اعمال شان را بر عهده گیرند. هیچ عذر و بهانه ای نیز در این زمینه قابل قبول نیست.

هیچ کسی نیست که در زندگی دچار مشکل، اشتباه و گناه نشود. همه ی افراد به نوعی دچار خطا و اشتباه می شوند. نکته ی مهم این است که نمی توان این مسایل را در زندگی حاشا کرد و آن ها را نادیده گرفت، بر عکس باید واقعیت را بپذیریم و مسوولیت رفتارمان را بر عهده گیریم. گرچه بسیار سخت است که انسان در هنگام وقوع حادثه خود را کنترل کند و از آن درس بگیرد، ولی درست در همین شرایط است که شخصیت انسان شکل می گیرد. 

هدف پنجم: استعدادهایش را بشناسد.

این وظیفه ی شماست که فرزندتان را آگاه کنید و استعداد ها و توانایی هایش را به او بشناسانید. کودکان و نوجوانان دارای استعدادهای فراوانی هستند که بهتر است در همان دوران نوجوانی به آن پی ببرند و به خاطر این همه توانایی سپاسگزار باشند و با داشتن پشتکار و نظم و انضباط استعدادهای بالقوه شان را شکوفا سازند.

به فرزندان تان بگویید اگر دست به کاری می زنند، آن کار را تا آخر انجام دهند و در بین راه رها نکنند. زیرا تنها در این صورت است که می توانند خیلی سریع به اهداف شان دست یابند. استعداد، چیزی نیست که به مرور زمان از بین برود، بلکه در هر زمانی می توان آن را شکوفا ساخت، البته به این شرط که او را متوجه استعدادهای درونی اش کنید، تشویق کنید و همواره به او یادآوری کنید که می تواند هر کاری را انجام دهد.

منبع:سایت تبیان > خانواده و زندگی > كودك > تربیت کودک > هدیه ای آسمانی بر روی زمین

هدف دوم: مستقل باشد.

اگر می خواهید فرزندتان؛ والدین، همسر، دوست و یا یک فرد موثر برای جامعه باشد، بهتر است او را مستقل تربیت کنید. این بدان معنا نیست که به او در زندگی کمک نکنید و پشتیبان او نباشید. همواره به او عشق بورزید و در صورت نیاز او را راهنمایی کنید و پیشنهادهای لازم خود را به او بدهید ولی هرگز فراموش نکنید که او بایستی مستقل بار بیاید و روی پای خود بایستد.

هدف سوم: ایمان داشته باشد.

یکی از موارد بسیار مهم که باید به فرزندان‌تان آموزش دهید این است که آن‌ها باید متوجه شوند که در تمام امور زندگی به خداوند توکل کنند و به او ایمان واقعی داشته باشند. کودکان و نوجوانان باید در همان مراحل اولیه‌ی رشد خود بیاموزند که اگر در زندگی‌شان با مشکلی مواجه شدند، تنها کسی که قادر است کمک کند و راه حل درست و مناسب را به آن‌ها نشان دهد خداوند است. آن‌ها باید بدانند که مشکلات زندگی اعم از مسایل مالی، سلامتی، زناشویی، فرزندان و یا خانواده، همگی امور سطحی هستند و برای یافتن بهترین راه حل، باید از خداوند قادر و مطلق کمک بطلبند.

اگر می‌خواهید مورد لطف خداوند و بندگانش قرار بگیرید و از آگاهی کامل برخوردار شوید، تنها به خداوند بزرگ تکیه کنید و به او اعتماد داشته باشید. تمام کارهایتان را به او بسپارید و هر کاری انجام می‌دهید خداوند را مدنظر داشته باشید. بعد با کمال تعجب خواهید دید که چگونه به سمت موفقیت گام خواهید برداشت. شما به عنوان پدر و مادر می‌توانید در این زمینه بهترین الگو برای فرزندتان باشید. او یقیناً با دیدن اعمال شما، بهترین مسیر را در زندگی برای خود برمی‌گزیند.

...ادامه دارد

منبع:سایت تبیان > خانواده و زندگی > كودك > تربیت کودک > هدیه ای آسمانی بر روی زمین

یکشنبه 26 آبان 1387

5 هدف برای زندگی بهتر فرزندان -1

نویسنده: زهراسادات   طبقه بندی: کودک و مفاهیم اجتماعی، 

اگر به کودکان اهمیت دهیم همه برنامه­های زندگی فردی و جمعی خود را در جهت احترام به آنان و در نظر گرفتن شرایط رشد بهتر آن­ها تنظیم می­کنیم. کودکان نیازهای فراوانی دارند که باید زمینه­های شکوفایی آنان هرچه بیشتر فراهم شوند. در این مقاله به شما پنج هدف بسیار مهم و ضروری را پیشنهاد می­کنیم تا با به کارگیری آن­ها، زندگی فرزندانتان را متحول کرده و آینده­ای درخشان را برای آن­ها به ارمغان آورید .

هدف اول: از خود تصویر مثبت داشته باشد.

شما بایستی به عنوان پدر و مادر کاری کنید که فرزندتان تصویری خوب و مثبت از خود داشته باشد. البته این موضوع بدان معنا نیست که طوری برخورد کنید که فرزندتان تصور کند تافته­ی جدا بافته است و از دیگران کامل تر و برتر است. بر عکس تنها باید متوجه شود که او هدیه­ی خداوند بر روی زمین است و به همین دلیل زندگی­اش دارای اهمیت است. کودکان و نوجوانان باید در طی مراحل رشدی خود پی به این نکته بسیار مهم ببرند که زندگی آن­ها ارزش­مند است و بایستی قدر آن را بدانند. ما به عنوان والدین و یا معلم همواره باید به صورت زبانی و عملی به آن­ها نشان دهیم که انسان موجود ارزش­مندی است و باید قدر خود را به خوبی بداند. بد نیست بدانید این طرز برخورد و گفتار ماست که ذهنیّات فرزندان­مان را شکل می­دهد. بنابراین بایستی مراقب رفتار و گفتارمان باشیم تا کاملاً مثبت و حساب شده باشد و بر روی آن­ها تاثیر لازم را بگذارد. فرزندان­تان را به خاطر کارهای خوب­شان تشویق کنید تا سریع­تر به این هدف برسند.

...ادامه دارد

منبع:سایت تبیان > خانواده و زندگی > كودك > تربیت کودک > هدیه ای آسمانی بر روی زمین

چهارشنبه 22 آبان 1387

اعتماد به نفس

نویسنده: زهراسادات   طبقه بندی: کودک و مفاهیم اجتماعی، 

10 راه برای افزایش اعتماد به نفس کودکان و نوجوانان

1.      تشویق و تعریف شما از اطفال - تا6 سالگی- و پرهیز از محدودكردن آن‌ها، سنگ بنای داشتن فرزندانی با اعتمادبه­‌نفس بالا است.

2.      استعدادها و توانایی‌­ها و پیشرفت­‌های دیگران را به رخ فرزندان خود نكشید.

3.  از بی­‌توجهی به فرزندان خود بپرهیزید؛ طوری رفتار كنید كه او احساس كند وجودش باعث گرمی خانواده است.

4. در رفتار نسبت به فرزندان خود، عدالت را رعایت كنید؛ اگر یكی از فرزندان شما به خاطر كارهایش مستحق محبت یا رسیدگی بیشتر است، به گونه ای رفتاركنید كه دیگرفرزندان ­علت ­این ­توجه و رسیدگی­ را بدانند.

5.  نمی‌­توان با دروغ گفتن فرزند را راست‌گو تربیت كرد. با اعمال خود رفتار نیك را  به او یاد دهید. از كلمات و الفاظ ركیك و زشت هرگز استفاده نكنید.

6.      هرگز سؤالات فرزندان خود را بی­‌پاسخ نگذارید. پرسش­‌های فراوان كودكان نشانه كنج‌كاوی و تیزهوشی آن­‌هاست.

7.از تحقیر فرزندان خود در بین دوستانش یا اعضای فامیل واقعا بپرهیزید. تذكرات لازم را بعداً در فضایی محبت‌­آمیز، آرام و بدون سرزنش به او بگویید.

8.    عقاید فرزندان را نمی‌­توان با تحقیر، اجبار و ... تغیییر داد؛ سعی كنید اختلاف سلیقه فرزندان­تان را با خودتان درك كنید و آن­‌ها را تحمل نمایید و عقاید انحرافی آن‌ها را با آگاهی دادن اصلاح كنید.

9.     از اعمال نیك وپسندیده فرزندان خود بسیار یاد كنید. بگذارید فرزندان‌تان با شنیدن تعریف­‌های شما احساس خوش­‌آیند حضور در جمع بزرگان را تجربه كند.

10.  كودكان خود را با عبارت­‌هایی صدا بزنید كه موجب خوش‌حالی و احساس شخصیت در آن­‌ها و اطرافیان آن­‌ها بشود. مثل علی آقا، زینب خانم،…

منبع: «110 راه برای افزایش اعتماد به نفس در کودکان و نوجوانان» تألیف «داوود احمدی»

چهارشنبه 22 آبان 1387

کودکان پرنیاز

نویسنده: زهراسادات   طبقه بندی: کودک و مفاهیم اجتماعی، کودک و بازی ، 

بعضی از کودکان با نیازهایی بیش از کودکان دیگر به دنیا می‏آیند، و درنتیجه پدر و مادر باید مراقبت بیشتری از آن‏ها به عمل آورند. این کودکان غالبا از همان دوران نوزادی مشخص می‏شوند، به طوری که گویی درست بعد از تولد سرشان را بلند کرده و می‏گویند«سلام مامان و بابا؛ بچه‏ای غیرمعمولی گیر شما آمده است، بچه‏ای که نیازمند مراقبتی بیشتر از حد معمول از سوی شماست. اگر حاضرید این مراقبت را در اختیار من قرار دهید با هم مشکلی نخواهیم داشت در غیر این صورت باید منتظر کمی دردسر باشید.» این کودکان خیلی زود به اسامی متفاوتی موصوف می‏شوند: نق نقو، طلبکار، بداخلاق، خسته‏کننده، شکم‏دردی، پرجنب و جوش و ... هیچ کدام از این اصطلاحات واقعاً این کودکان را توصیف نمی‏کند و روشن‏کننده این مطلب نیست که این کودکان به چه نوع مراقبتی از سوی والدین نیاز دارند. من ترجیح می‏دهم که این نوع خاص کودکان را «کودکان پرنیاز» بنامم. این نام نه تنها یک اصطلاح مربوط به کوکان است، بلکه از بقیه اصطلاحات دقیق‏تر است و توضیح می‏دهد که این کودکان چگونه هستند و به چه نوع مراقبتی از سوی والدین احتیاج دارند.
چنانچه خانواده‏ها نیازهای این کودکان را درک نکرده و نسبت به آن‏ها با هم‏دردی پاسخ ندهند، کودکان پرنیاز می‏توانند فشارهای شدیدی را بر آن‏ها وارد آورند.کودکان پرنیاز انرژی بسیار زیادی را از والدینشان طلب می‏کنند، ولی صرف این انرژی همچون سرمایه‏ای است که با نرخی بسیار بالا به شما باز خواهد گشت.

منبع:
نقش پدر در مراقبت و تربیت کودک/دکتر ویلیام سیزر/شرف­‌الدین شرفی/کتاب­های دانه، مؤسسه انتشارات صابرین

چهارشنبه 24 مهر 1387

بریم بازی

نویسنده: زهرا   طبقه بندی: کودک و بازی ، لینکهای مفید، کودک و مفاهیم اجتماعی، 

از ایده های بازی در این وبلاگ حتما لذت می برید.

http://berimbazi.persianblog.ir/

"من که از گل بهترم لگن دارم" عنوان کتابی است که با شعر تلاش می کند به دختر کوچولوها روی لگن نشستن را یاد بدهد. و برای آقا پسرها، کتاب "من که تاج هر سرم لگن دارم" هر دو کتاب سروده شکوه قاسم نیا می باشند.

یاد دادن پی پی کردن به بچه ها هم یکی از کارهایی است که ذهن والدین را مشغول می کند. کی باید شروع کرد؟ چطور باید انجام داد؟ چقدر طول می کشد؟ و ...

دوستان عزیزی که کودکانشان این مرحله رو طی کردند، ممنون می شوم که تجربیاتشان را برای ما بنویسند تا همه استفاده کنند.

 

نگام بکن گل شدم                          یک گل ناز و کوچک

چه راحتم، چون مامان                    به پام نبسته پوشک

 

ناشر: قدیانی، کتابهای بنفشه

یکشنبه 1 اردیبهشت 1387

مهارت "نه گفتن"

نویسنده: زهراسادات   طبقه بندی: کودک و مفاهیم اجتماعی، 

خیلی از ما بزرگترها متوجه شدیم که مهارت "نه گفتن" رو بلد نیستیم و زمانی رو برای تمرین و یادگیری اون گذاشتیم. حتما دوست داریم کودکانمون با این مشکل برخورد نکنند و از همین الان این مهارت رو یاد بگیرند. این خیلی خوبه اما کمی سخته. چون باید یادمون باشه خونه اولین محیط برای تمرین "نه گفتن" هست و اولین کسی که باید بچه ها به اون "نه" بگن خودمون هستیم.

پس از این به بعد سعی کنیم شرایطی رو به وجود بیاریم که بچه ها به ما "نه" بگن .

و وقتی "نه" از بچه ها می شنویم، صبورانه برخورد کنیم و به نظرشون احترام بذاریم.

سه شنبه 26 دی 1385

ویژگیهای شگفت انگیز

نویسنده: زهرا   طبقه بندی: کودک و مفاهیم اجتماعی، تجربیات شخصی، 

می گویند كودكانه زندگی كن ، گویی هیچ كس تماشایت نمی كند و جوری عشق بورز كه انگار هرگز دل شكسته نشده ای . ولی چند نفر از ماها می توانیم بگوییم كه واقعا اینگونه زندگی می كنیم ؟ خوب ، این قطعا جواب كودك نوپای شماست . به عنوان یك مادر ، این وظیفه را بر عهده دارید كه به كودكتان درست را از غلط و چگونگی چرخش روزگار را بیاموزید . ولی اگر از اشكها و عصبانیتهای گاه به گاه آنها بگذرید ، خواهید دید كه كودك نوپایتان ، دارای ویژگیهای شگفت انگیزی است كه ممكن است ما بزرگترها در طی راه ، از دست داده باشیم 

سه شنبه 5 دی 1385

بهترین روش نشستن

نویسنده: آزیتا   طبقه بندی: کودک و مفاهیم اجتماعی، کودک و بازی ، 

صاف نشستن روشی است که والدین همواره به کودکان متذکر می شوند و سالهاست که این مدل نشستن، بر مبنای این تئوری که قرار گیری بالاتنه در هر حالتی به جز 90 درجه، فشار کاذب به کمر وارد می کند، توصیه گردیده است.

اما نتایج تحقیقات اخیر نشان می دهد که این روش چندان دور از اشکال نیست؛ هر چند والدین ممکن است تاکید داشته باشند صاف نشستن در حالتی که ران ها موازی با زمین قرار دارند، بهترین روش است. مطالعات جدید نشان داده که این حالت فشار را بر مهره های انتهایی کمر افزایش می دهد.

سی سال پیش دانشمندان با استفاده از سرنگ هایی که در پشت افراد داوطلب وارد می کردند، میزان فشاری را که در حالات مختلف نشستن به کمر آنها وارد می شد، اندازه می گرفتند.

در آن زمان دانشمندان به این نتیجه رسیدند که تکیه دادن و زاویه نود درجه ایده آل ترین حالتی است که شدت فشار مضر برای کمر را تا حد ممکن کاهش می دهد. کلیه تحقیقات دیگری نیز که تا به امروز در این زمینه انجام شده، به نوعی تاکیدی بر صحت این امر بوده است.

اما اکنون در سال 2006، طی تحقیقاتی که با دستگاههای پیشرفته تر انجام شده است، اعضای یک تیم تحقیقاتی، 22 فرد داوطلب را در دانشگاه ابردین (Aberdeen) اسکاتلند، در سه حالت مختلف نشستن، مورد آزمایش قرار داده اند. در حالت اول بالاتنه به جلو خم شده و نسبت به رانها زاویه حاده تشکیل داده و در حالت دوم بالاتنه کاملا صاف و با ران ها زاویه 90 درجه ساخته است.

این دو حالت بیشترین حرکت را در ستون فقرات ایجاد کرده و با فشار زیادی که به این ناحیه وارد می کنند، باعث می شوند ماده داخل مهره های ستون فقرات در یک خط قرار نگیرد و از فرم اصلی اش خارج شود.

در حالت سوم، افراد با زاویه 135 درجه به عقب تکیه دادند، در حالیکه پاهایشان بر روی زمین قرار داشت و با رانها زاویه منفرجه ساختند. این حالت کمترین آسیب را به مهره ها، کمر و ستون فقرات وارد می کند.

بر طبق نتیجه بدست آمده از این مطالعات، نشستن در حالتی که شخص به پشت تکیه داده و زاویه بین رانها و کمرش بیشتر از 90 درجه باشد، بسیار مناسب تر از حالتی است که فرد با زاویه 90 درجه بنشیند.

به طور خلاصه می توان گفت : "نشستن با زاویه 90 درجه به کمر فشار می آورد، تکیه دادن به عقب و متمایل کردن کمر به سمت پشت، کمترین آسیب را به ستون فقرات وارد می کند."

برگرفته از مجله انترنتی فریا

یکشنبه 5 آذر 1385

گسستگی میان نسلها

نویسنده: آزیتا   طبقه بندی: کودک و مفاهیم اجتماعی، 

چه عواملی باعث ایجاد مشکلات در کودک می شود :

1.                 دنیای در حال تغییر

2.                 تغییر در ساختار خانواده

3.                 بحران های اجتماعی

4.                 ارزش های در حال تغییر

امروزه نوع تربیت و مدت زمانی که پدران و مادران صرف رسیدگی به مسائل و مشکلات کودکان خود می کنند، آشکارا نسبت به 40 سال قبل فرق کرده است. و قاعده بر این است که اولیاء در امر تعلیم و تربیت کودکانشان بسیار توجه دارند و مسائل کودکان قابل فهم و نیز قابل درمان است.

این نگرانی که دیگران درباره ما چه خواهند گفت، و این که مبادا این تصور پیش بیاید که بچه ما دیوانه است که به روان شناس یا مشاور مراجعه می کند، و خلاصه وحشت از این گونه برچسب های روانی، در همه جا وجود دارد؛ اما شما با دریافت مشاوره در می یابید که بیشتر گرفتاری های کودکان، بدون مصرف دارو قابل حل و رفع است.

نکته مهم دیگر این که همه پدر و مادرها باید این نکته را باور کنند که می توانند رفتار کودکان و نوع نگرش آن ها را عوض کنند و در نهایت به شخصیت آن ها شکل سنجیده ای بدهند.

انتقال ارزش های یک نسل به نسل دیگر، یک وظیفه اجتماعی و فرهنگی است و هیچ چیز ناسالم تر از این نیست که کودک بدون این ارزشها بار بیاید.

نکته مهم دیگر نحوه انتقال این ارزشها است؛ زیرا چنانچه با خشونت و بی تفاوتی ارائه شود، کودک آن را پس می زند.

این گسستگی پیوند میان نسلها که باعث دو گانگی و اختلاف میان والدین و فرزندان می گردد با مشاوره قابل پیشگیری است.

 برگرفته از سایت مشاوره وروان درمانی کودک

شنبه 4 آذر 1385

خشم کودک

نویسنده: آزیتا   طبقه بندی: کودک و مفاهیم اجتماعی، 

گردآورنده مطلب آزیتا 

خشم بخشی از فرایند رشد كودك است. با این حال والدین می توانند با روش های زیر از خشم كودك جلوگیری كنند.

 نتایج منطقی را مطرح كنید: اگر كودك در پارك به بچه های دیگر توپ پرتاب می كند، او را صدا بزنید در كنارتان بنشانید تا بازی كودكان دیگر را ببیند. به او بگویید: اگر بچه ها را اذیت نكنی، می توانی بازی كنی. این روش از كتك زدن مؤثرتر است. شما می توانید الگوی كودك باشید و رفتارش را عوض كنید. با حفظ خونسردی، اولین گام را در راه كنترل او برمی دارید. داد زدن و كتك زدن به كودك نشان می دهد كه او را دوست ندارید.

محدودیت خاص اعمال كنید:در برابر رفتار خشن كودك سریع واكنش نشان دهید. منتظر نشوید تا برادرش را برای سومین بار كتك بزند و سپس بگویید كافی است. او باید سریع متوجه اشتباه خود شود. بهترین روش، آرام كردن كودك و دور كردن او از موقعیت مورد نظر است، زیرا كودك پی به عواقب رفتار بد خود می برد.

تربیت مستمر:حتی  الامكان در برابر رفتار كودك واكنش ثابت داشته باشید. وقتی می گویید: دوباره خواهرت را زدی؟ باید متوجه شود كه دفعه دیگر او را از اتاق بیرون می كنید. هرگز اجازه ندهید خشم و عصبانیت باعث شود كودك را كتك بزنید. اگر دیگران شما را تشویق كردند بگویید: داشتن بچه 2 ساله سخت است. فقط با روش خود فرزندتان را تنبیه كنید.

روش دیگری را آموزش دهید:وقتی كودك آرام شد، با ملایمت آنچه را كه روی داد مرور كنید. از او بپرسید: اگر بار دیگر عصبانی بشوی، به جز كتك زدن چه كار می توانی بكنی؟ بگویید: طبیعی است كه عصبانی شوی ولی نباید آن را با كتك زدن و گاز گرفتن نشان دهی.

او را تشویق كنید رفتار درست داشته باشد. او را به پارك ببرید و بگویید: سارا، تو مرا عصبانی می كنی. یا خودت توپ شوت كن یا اگر نمی توانی از بزرگ ترها بخواه كمكت كنند. كودك باید بیاموزد از كسی كه كتك زده، معذرت خواهی كند. شاید در ابتدا برایش سخت باشد، ولی تربیت می شود. كودكان معمولاً مهربان و دلسوز هستند، اما گاهی هیجان دوران كودكی، مانع آن می شود.

رفتار خوب كودك را پاداش دهید:به رفتار بد كودك توجه نكنید. برعكس رفتار خوب و مثبت او را تشویق كنید. اگر كودكی را هل می دهد، از او بخواهید به نوبت بازی كند.

اگر حرفتان را گوش كرد، او را تشویق كنید و بگویید: خیلی كار خوبی كردی كه خواستی به نوبت بازی كنی ، یا اگر كار خوبی كرد یك ستاره رنگی به او جایزه دهید. بدین ترتیب می آموزد كه رفتار خوبی داشته باشد، در صورت ادامه رفتارهای گذشته، نهایتا تماشای برنامه تلویزیون را محدود كنید .

برگرفته از سایت همشهری

گرد آورنده مطلب آزیتا

زندگی ماشینی باعث شده تا زوج‌ها به داشتن تنها یك فرزند در زندگی خود بسنده كنند.

   این در حالی است كه والدین تك فرزند همواره احساس گناه می‌كنند چون بر این باورند كه تنها فرزند آنها در طول زندگی خود احساس تنهایی خواهد كرد و به اصطلاح لوس خواهد شد.

 اما آیا خانواده‌های تك فرزند واقعا دچار مشكل خواهند شد و اگر پاسخ مثبت است چگونه می‌توان این مشكلات را حل كرد. نظر برجسته‌ترین روانشناسان را در این رابطه مرور می‌كنیم.

 1) تنهایی: تنهایی برای یك كودك هم خوب است و هم بد. خوب از این جهت كه والدین مجبور نیستند محبت و توجه خود را میان فرزندانشان تقسیم كنند و بد به این دلیل كه كودك در برقراری ارتباط با دیگران دچار مشكل می‌شود و ممكن است حسود شود.

چه باید كرد؟ فرصت‌های زیادی برای كودك خود(در سنین قبل از دبستان) بوجود بیاورید تا با بچه‌های همسن ارتباط داشته باشد. دعوت از دوستانی كه كودك دارند و یا فرستادن بچه به مهدكودك بهترین راه حل است. همچنین پس از اینكه فرزند شما وارد مدرسه شد ارتباط او با همسن و سالهایش را همواره حفظ كنید.

مثلا با بچه‌های همسایه ارتباط داشته باشد و یا او را در كلاسهای مختلف ثبت‌نام كنید. سعی كنید با بستگان و خانواده‌هایی رفت و آمد داشته باشید كه فرزند همسن فرزند شما دارند.

 2)رشد سریع: تك فرزند به دلیل زندگی در یك محیط بزرگسال از لحاظ روحی و روانی بسیار سریعتر رشد می‌كند و دنیا را از دید بزرگسالان می‌بیند.

چه باید كرد؟ شما و همسرتان باید كمتر به فرزندتان به عنوان تنها همدم خود وابستگی داشته باشید. والدین باید همیشه والدین فرزندشان بمانند نه همدم او.

 3)توقعات بالا: علت تك فرزندی بسیاری از خانواده‌ها تجمیع تمام امكانات رفاهی برای تنها فرزند خانواده‌ است. با وجود اینكه تجمیع امكانات برای یك بچه احتمال موفقیت وی را بسیار بالا می‌برد اما به موازات آن ممكن است توقعات والدین از فرزند خود را نیز افزایش بدهد.

 همین موضوع باعث خواهد شد تا فرزند برای موفق شدن و انجام كارهای بزرگ زیر فشارهای روحی و روانی له شود.

چه باید كرد؟ كوچكترین كارهای فرزند خود را زیر ذره بین قرار ندهید. اجازه بدهید كه وی حریم خصوصی و هویت مستقل برای خود داشته باشد. او باید احساس كند كه شما به خاطر همان چیزی كه هست دوستش دارید و توقعات غیر معمول از وی ندارید.

 در فواصل زمانی مشخص با معلمان وی مشورت كنید. آنها می‌دانند كه توانایی‌های فرزند شما تا چه حدی است. در صورت آگاهی از این توانایی‌ها دیگر انتظارات غیر معقول از آنها نخواهید داشت.

 4) سرخوردگی: با توجه به اینكه تك فرزند، كانون تمام توجهات و محب‌های والدین در طول زندگی است به همین دلیل تا زمان ورود به دنیای خارج از خانه همه چیز را بر وفق مراد می‌بیند. اما به محض ورود به این دنیای جدید دچار سرخوردگی می‌شود چون همه چیز دیگر بر وفق مراد او نخواهد بود.

چه باید كرد؟ به فرزند خود بیاموزید كه ممكن است در زندگی با ناكامی‌و مسائل زیادی مواجه شود كه بر وفق مرادش نیستند. اما از همه مهمتر درخواست‌های فرزند خود را به سرعت اجرا نكنید. به او یاد بدهید كه باید برای رسیدن به هدفش تحمل داشته باشد و صبر كند چون دنیای خارج از خانه هم اینگونه است.

برگرفته از سایت همشهری

سه شنبه 23 آبان 1385

ترس از مدرسه

نویسنده: آزیتا   طبقه بندی: کودک و مفاهیم اجتماعی، 

ترس از مدرسه

آزیتا آبان ۸۵

اشاره: هنوز چند روزی به شروع فصل مدرسه باقی نمانده بود که فرید کوچولو، با مامان تو خیابون ها، کوچه و بازارها از این مغازه به آن مغازه به دنبال خرید لباس فرم مناسبی بودند، که مدرسه گفته بود. حتماً باید رنگش سرمه ای با خطهای سفید روی آستین باشد! برای خواهر بزرگش هم روپوشی کرم رنگ با مقنعه ای سرمه ای که مخصوص بچه های راهنمایی بود! مجید برادر بزرگترش هم باید کله اش را نمره چهار می‌زد! دل تو دلش نبود، نمی فهمید اینقدر التهاب مامان و خواهر بزرگش از چیه؟ او دائم تو خانه می‌گفت: باز هم شروع شد، باید و سختگیری های مدیر و ناظم و اخم و تخم معلم را تحمل کنیم! باز هم تنبیه! باز هم درس! تکلیف و جریمه! حیف، چقدر زود گذشت، کاش اصلاً مدرسه نمی رفتیم! طفلک فرید، اینها را که می‌شنید و صحبت های مامان رو که می‌گفت توی مدرسه مواظب باش این کار را نکنی . درس نخوانی، خانم معلم کتکت می‌زند و شنیده بود، بچه های شیطون را می‌اندازند تو اتاق های تاریک و... بابا می‌گفت آخر که چی لیسانس بگیرند، بیکار و بی عار، ویلون تو خیابونها. فرید کوچولو اینها را می‌شنود . پاک ترس ورش می‌دارد، یعنی مدرسه اینقدر بده! چقدر سختگیرن! چند روز مونده به شروع سال پاشو توی یک کفش می‌کنه که من مدرسه نمی روم، جیغ می‌کشید و گریه می‌کرد که مدرسه را دوست ندارم. دلیل اینکه بچه‌ها از مدرسه رفتن می‌ترسند چیست؟

ترس: Fear

روانشناسان معتقدند ترس یک حالت هیجانی است نسبت به خطر یا یک محرک مضر که شخص از آن آگاه است. عامل ترس می‌تواند یک شی ء باشد، یک انسان یا مسئله و موقعیت مشخص.

مدرسه هراسی یا ترس از مدرسه

ترس غیر منطقی از مدرسه در واقع معادل واژه School refusal به معنی امتناع از مدرسه رفتن است و یکی از نشانه های اضطراب جدائی از والدین، خانه، خانواده یا شرایطی است که به آن دلبسته و وابسته شده بود.

- امتناع از مدرسه رفتن در هر سنی دیده می‌شود، اما معمولاً در ابتدای هر مقطع به صورت واضح تر و عینی تر خود را نشان می‌دهد. تقریباً این مسئله در بین پسرها و دخترها در سنین آغاز مدرسه به طور یکسان دیده می‌شود، اما در سطوح بالاتر با اندکی تفاوت از یکدیگر سبقت می‌گیرند. در خانواده هایی که بچه‌ها با فاصله های زیاد از یکدیگر متولد می‌شوند شایعتر بوده و همانطور که گفته شد شایع ترین دلیل ترس از مدرسه در بین کودکان و در بدو ورود به مدرسه ناشی از اضطراب جدایی از والدین بخصوص مادر است.

- معمولاً مادران بچه هایی که دچار اضطراب جدایی هستند شخصیتی افراطی، مضطرب، بیش از اندازه حمایت کننده، مردد، غیرمنطقی، حساس و عاطفی (سمپاتیک) دارند که اضطراب خود را با بیان افکار منفی و اضطراب آلود و عمل خود به بچه‌ها منتقل می‌کنند.

- اغلب مادران کودکانی که ترس از مدرسه رفتن دارند، افرادی وسواسی، کم تحمل، نکته سنج و موشکاف هستند که احتمالاً خود یا یکی از نزدیکانشان در کودکی دچار همین مشکل بوده اند.

- ترس یا امتناع از مدرسه بیش از آنکه علت شخصیتی، عاطفی یا... داشته باشد، ناشی از یادگیری است. مادر یا پدری که در ارتباط خود با کودکان مفاهیم و نکته های منفی از محرکها و مکانهایی مثل مدرسه یا درس خواندن می‌دهند وقتی تجربه های منفی توأم با وحشت و ترس و اضطراب، خود را از دوران تحصیل و مدرسه، تنبیه و توبیخ‌ها به بچه‌ها انتقال می‌دهند و از آنها می‌خواهند مواظب رفتارهایشان باشند، خواه ناخواه، بذر امتناع و ترس از مدرسه را در افکار آنان می‌کارند.

یک تجربه

- علی کلانترزاده دانش آموز کلاس پنجم ابتدایی می‌گوید:من هیچ وقت از مدرسه رفتن نترسیدم، یادم می‌آید هفته اول مهر بود، درست تا یک هفته هیچ تکلیف و مشق به ما ندادند، فقط خانم معلم می‌آمد در مورد کتابها و درسهایمان چیزهایی می‌گفت و می‌رفت، همیشه لبخند می‌زد، هیچ وقت ندیدم اخم کند یا کسی را کتک بزند.
یادم می‌آید بعضی از بچه‌ها با مامان هاشون اومده بودند مدرسه، چندتایی گریه می‌کردن، خانم معلم با خنده به بچه‌ها گفت، بگین مامانتون بره خونه، بچه‌ها هم رفتن به مامانها گفتند برن خونه.
خانم معلم با مهربانی توضیح می‌داد از هفته آینده دفترچه بیاریم و مشقهایمان را چطور بنویسیم. خیلی از او خوشم آمده بود.
از علی می‌پرسم چطور شد از مدرسه رفتن نترسیدی؟ می‌گوید: آخه مامان من معلم بود، قبل از شروع مدرسه من را با خودش آورد مدرسه و با ناظم و معلم‌ها بازی می‌کردیم، با بچه های کلاس پنجم دوست شده بودیم.
مامان همیشه تو خونه از معلم ها، مهربانی هاشون و دلسوزی هاشون تعریف می‌کرد. راستش هیچ ترسی نداشتم، اما یکی دو تا از بچه‌ها هی گریه می‌کردند. تا جایی که با چند تا از بچه‌ها دست‌ها و پاهاشون را گرفتیم، آوردیم کلاس، همین که خانم معلم چند تا شکلات به اونها داد ساکت شدند و یادشان رفت برای چی گریه می‌کردند.
- یعنی هیچ وقت نشده از مدرسه بترسی؟ راستش یادمه فقط یک بار کودکستان وقتی مادرم من رو تنها گذاشت و رفت تا ۵ دقیقه گریه می‌کردم! اما خانم معلم وقتی تشویقم کرد بازی کنم و نقاشی بکشم همه چیز را فراموش کردم.

ترس از مدرسه در مقاطع مختلف
تجربه نشان داده امتناع یا ترس از مدرسه در هر سنی دیده می‌شود. اما علت‌ها و دلایل متفاوتی دارد.

مقطع ابتدایی: نقش والدین و اضطراب جدایی این سن مصادف است با ساخت طرح واره هایی از محیط اطراف که توسط نزدیک ترین افراد به فرد انتقال داده می‌شود، کودک ۶ یا ۷ ساله آمادگی بسیار زیادی برای دریافت، ذخیره و حفظ اطلاعاتی دارد که نزدیکان به خصوص پدر و مادر، خواهر و برادر، در مورد یک شیء، مسئله، مکان یا فرد به او می‌دهند. هر گونه برداشت منفی و انتقال آن به کودک، التهاب، دلواپسی، تشویش، اضطراب و ناراحتی یا آرامش، انگیزه مثبت، تلاش و کوشش، شادمانی و هیجانات مثبت می‌تواند در واکنش کودک یک مسئله مؤثر باشد.

آنچه والدین به صورت احساس، افکار، اعمال و گفتار به فرزندشان انتقال می‌دهند، بخصوص در این سن او را نسبت به حضور یا عدم حضور (مثلاً در مدرسه و کلاس) تهییج می‌کند. ایجاد باورهای غلط نسبت به معلم، ایجاد یأس و یا ناامیدی از آینده، بیان و ابراز تشویش و نگرانی از چگونگی حضور بچه‌ها در مدرسه و... حساسیت منفی و واکنش عاطفی او را در پی خواهد داشت و هر گونه تأکید و تحریک کودک در این شرایط به حضور در مدرسه شدت واکنشها را افزوده و نتیجه منفی به بار می‌آورد.

اضطراب جدایی
عامل دیگر، اضطراب کودک از جدا شدن و از دست دادن تکیه گاه، پناهگاه و وابستگی به مادر است. معمولاً مادران سعی در وابسته نمودن کودکان به خویش دارند و به واکنشهای عاطفی آنان نسبت به ترک پاسخ می‌دهند که در طولانی مدت و در هنگام وارد شدن به محلی ناآشنا یا تغییر مکان بدون حضور مادر، دچار نوعی حالات اضطراب به نام اضطراب جدایی Anxiet separation می‌شود که خصوصیات آن اضطراب شدید، موقع جدا شدن از افرادی است که کودک وابستگی مهمی نسبت به آنها دارد. این وابستگی می‌تواند به خانه یا محیط های آشنا هم باشد، گاهی در بچه‌ها هنگام جدا شدن از مادر حتی نشانه هایی از هراس هم دیده می‌شود، که فراتر از آنچه که از سطح رشد آنها انتظار می‌رود، است.

راهنمایی
در این سن اضطراب جدایی جای خود را به امتناع از مدرسه رفتن می‌دهد، در واقع در این مقطع امتناع از مدرسه رفتن مطرح می‌شود نه ترس و آن به دلیل کسب تجربه های عینی است از حضور در مدارس ابتدایی، مشاهده رفتارها، ارائه اطلاعات واقعی یا غیرواقعی از مقطع تازه، توسط همسالان، افراد خانواده و غیره، وابسته شدن و عادت به حضور یک معلم در تمامی دروس ، تعداد کم دانش آموزان کلاس و ترس از حضور در کلاسهای حجیم یا معلم های مرد (بیشتر برای پسرها) ، عدم آگاهی نسبت به مقطع، قوانین و مقررات مدرسه، سختگیری کادر اجرایی و دبیران و در صورتی که از نظر آموزشی ضعیف بوده باشند، ترس از ناتوانی و شکست تحصیلی.
این دوره از حساسترین دوران زندگی فرد است. تحولات مربوط به بلوغ، رشد فکری و روانی، تمایل به استقلال طلبی، تغییر در ارزشها و تحولات جسمانی از این سن آغاز می‌شود.

نوجوان در این سن بسیار حساس، زودباور و تأثیرپذیر است. تجربه های قبلی از نحوه رفتار معلم، محیط آموزشی، ناظم و مدیر و روابط با همسالان در چگونگی واکنش او نسبت به محیط تازه مؤثر است.
بی تردید در آغاز هر پایه به طور طبیعی مواجه با نوعی دلشوره اضطراب و نگرانی نوجوانان در برخورد با محیط تازه تحصیلی خواهیم بود.
اخلاق و رفتار معلم، طرز تفکر او، سطح فرهنگی، کیفیت و نحوه آموزش دروس، و برخوردش با مسایل و مشکلات بچه ها، روش کلاسداری و تدریسش و شیوه های انضباطی او، جاذبه و دافعه اش ، تشویق و تنبیه، نظم و ترتیب در دوره ابتدایی و آغاز دوره راهنمایی تأثیر سازنده یا مخرب در افکار و واکنشهای او به محیط تازه دارد.

متوسطه
این دوره همراه با تغییر در نگرشها! باورها، ارزشها، تغییرات بلوغ و تحول عمیق در لایه های مختلف شخصیت است. با ورود به مقطع نظری نوجوان دوره وابستگی به والدین، کودکی و مطیع بودن را کنار می‌گذارد. اما نه به طور کامل! والدین به علت تغییر در ظاهر فیزیکی و سعی در مستقل شدن نوجوان، او را رها می‌کنند. (در واقع استقلال می‌دهند) اما نوجوانانی که تا این سن چه از لحاظ درسی و چه تربیتی تحت تأثیر والدین بخصوص مادران، اتکا و حمایت او بودند، ناگهان خود را بدون حامی تنها در محیطی بسیار شلوغ افرادی سختگیر و (از دید خود) خشن می‌بیند. تجربه سختگیریها، شکستهای درسی، توبیخ، بدرفتاری مسئولان مدرسه، تندخویی و خشونت از طرف معلم و... او را نسبت به حضور در محیط مدرسه بیزار می‌کند. تغییر در حجم، کیفیت و موضوع کتب درسی و افزایش تعداد دروس و ناآشنایی با واحدهای درسی و... در نخستین روزهای حضور در مدرسه او را دچار حالات عصبی و عاطفی می‌کند، که در نهایت احتمال امتناع از مدرسه رفتن و نهایتاً در صورت برخورد واکنشهای جسمانی مثل سردرد، دل درد، حالات تهوع و بیماریهای ناگهانی از خود نشان می‌دهند (این مسئله در تمامی مقاطع دیده می‌شود.)

عامل پنهان
آنچه معمولاً مورد کم توجهی مسئولان و دست اندرکاران مدارس و آموزش و پرورش قرار می‌گیرد، توجه به فضا و محیط فیزیکی مدارس است! با یک نگاه به کودکستان‌ها و پیش دبستانها می‌بینیم از کوچکترین فضایی برای جلب توجه به ایجاد شوق در بچه‌ها استفاده می‌کنند. جذابیت، شادابی و طراوت محیط آموزشی نقش مهمی در جذب، ایجاد آرامش درونی و علاقه به حضور در مدرسه دارد. کمتر مدرسه ای را می‌بینید که دیوارهایش آجری نباشد! یکی از مسئولان آموزش و پرورش منطقه غرب تهران می‌گفت: وقتی دیواره‌ها و محیط دبستان کنار اداره را می‌بینیم با آن پرچم روی دیوار و صبحگاهی، به یاد پادگان های اطراف تهران می‌افتم! بچه های مثل سرباز توی صف ایستاده و به زور خود را کنترل می‌کنند!
در واقع در مقطع ابتدایی جذابیت و زیبایی فضای مدرسه و استفاده از رنگ های شاد و تصاویر جذاب و جالب به همراه وجود فضای سبز در مدرسه می‌تواند در تغییر نگرش و کاهش اضطراب بچه‌ها مفید باشد. کلاسهای کوچک و تاریک یا بسیار وسیع با تعداد زیاد دانش آموز، بچه‌ها را در نخستین تجربه حضور در مدرسه وحشت زده می‌کند! سال قبل در یک نظر سنجی که از بچه‌ها به عمل آوردم، اکثراً معتقد بودند مدرسه مثل زندان است!
بچه‌ها مثل سرباز باید مراقب هر نوع رفتاری باشند! همه چیز درس است! معلم‌ها اغلب کم حوصله، عصبانی و زودرنج می‌باشند. هر چند هستند معلم هایی بسیار پر نشاط، شاداب و خنده رو...

راهکار
والدین تجارب افکار بازخوردهای منفی خود را به کودکان و نوجوانان انتقال ندهند، با تأکید بر مراحل مختلف رشد کودکی و نوجوانی و تغییرات هر مرحله والدین رفتارهای خود را متناسب با این تغییرات، تغییر دهند. در سنین ابتدایی از ترساندن بچه ها، ایجاد رعب و ترس از معلم، تشبیهات (اگر بچه خوبی نباشی میگم معلم تو را تو کلاس حبس کند) خودداری کنند. خاطرات، یادواره‌ها و تجارب مثبت، شاد و جالب خود با معلم های دوره ابتدایی را با بچه‌ها در میان بگذارند، از معلم‌ها با القاب خوب (با لبخند) یاد کنند. آنها را مهربان و دلسوز بدانند و به بچه‌ها انتقال دهند، پیش از آغاز مدرسه آنها را با مسئولین، معلم‌ها و محیط مدرسه آشنا کنند، به هیچ وجه به خاطر ضعف در فهم یا انجام تکالیف، تنبیه یا توبیخ نکنند. بچه های دیگر را به رخشان نکشند، تفریحات آنها را محدود نکنند، و دلیلش را مدرسه رفتن قلمداد نکنند. بچه‌ها را در دوره ابتدایی به خود وابسته نکنند، سعی کنند روشها را به آنها بیاموزند و بگذارند خودشان با کمک و یاری والدین در حد اعتدال تکالیفشان را انجام دهند. برای جلوگیری از انزواطلبی و دوری گزینی سعی کنند از دبیران در منزل استفاده نکنند، آنها را تا می‌توانند در محیط های آموزشی و حضور در جمع قرار دهند.

نکاتی برای مسئولان
برای کاهش هر چه بیشتر مشکل امتناع از مدرسه سعی کنید در هر مقطع از وجود کارشناسان روان شناسی و مشاوره به صورت مستمر در مدرسه بخصوص ابتدایی و راهنمایی استفاده کنید. مشاور با ایجاد روابط عاطفی پایدار خواهد توانست بچه‌ها و نوجوانان را جهت ورود به مقاطع مختلف آماده و شیوه برخورد با مسایل و مشکلات عاطفی و آموزشی را به آنها بیاموزد.
"محیط آموزشی و فیزیکی مدرسه‌ها را شاد کنیم، جذابیت مهمترین عامل جذب بچه هاست."



روزنامه همشهری

والدینی که برای آموزش موسیقی کودکان خود پول و وقت صرف میکنند نتایج بسیار مثبتی در آینده خواهند دید.

نتیجه یک تحقیق در کانادا بیانگر اینست که افرادی که در خردسالی آموزش موسیقی می بینند نسبت به همسالان خود از حافظه بهتری برخوردار هستند. تحقیقات در این زمینه نشان می دهد کودکانی که در طی یکسال آموزش موسیقی دیده بودند در تست حافظه عملکرد بهتری در مقایسه با سایر کودکان از خود بروز دادند.

بر اساس اظهارات لاورل ترینور (Laurel Trainor) دانشمند روانشناس و عصب شناس دانشگاه هامیلتون (Hamilton) در کانادا اگر فردی درس موسیقی فرا گیرد رشد شبکه یادگیری مغز وی با فرد آموزش ندیده متفاوت است.

بنا به گفته پرفسور ترینور این اولین تحقیق درباره آثار آموزش موسیقی بر مغز کودکان است که در یک دوره یکساله انجام شده است.

در طول یکسال آزمایشهای مختلفی در ارتباط با آموزش موسیقی و تاثیر آن بر رشد مغزی دو گروه از کودکان بین سنین چهار و شش ساله انجام گرفت و بعد از مدت چهار ماه تغییرات قابل ملاحظه ای در میان این دو گروه دیده شد.

از کودکان خواسته شد در تستی شرکت کنند که در آن سئوالاتی از قبیل تشخیص فرق بین هارمونی ها ، ریتم ها و ملودی های شنیده شده ابراز دارند و همینطور در تست حافظه برای آنها گروهی عدد خوانده شد و از آنها خواسته شد که به ترتیب این عدد ها را تکرار کنند ، نتایج تمام این آزمایشات پیشرفت مغزی کودکانی که آموزش موسیقی دیده بودند را نسبت به سایرین نشان می داد.

به گفته ترینور در تحقیقات گذشته تاثیر آموزش موسیقی بر مغز نوجوانان و پیشرفت در تست هوش آنها نشان داده شده بود.
 برگرفته از سایت فریا

جمعه 20 مرداد 1385

آموزش نظم و انضباط به كودك

نویسنده: زهرا   طبقه بندی: کودک و مفاهیم اجتماعی، 

در ابتدا این سؤال مطرح می‌شود كه از چه زمانی باید نظم و انضباط را به كودك آموزش داد؟ شاید بتوان گفت از زمان تولد باید اقداماتی در جهت ایجاد رفتار درست و مناسب در كودك صورت گیرد. زمانی كه مادر به گریه كودك خود پاسخ می‌دهد، كودك یاد می‌گیرد كه مادر .....

مقاله جالبی است، برای خواندن آن اینجا را ببینید

دنیای امروز دنیایی است مکانیزه و ماشینی که میتوان گفت تمامی انسانها وحیوانات و یا تمامی موجودات زنده ایی که بر روی این کره خاکی زندگی می کنند بخشی از زندگی خود را با موسیقی سپری می کنند . به عنوان مثال در کشور هلند برای پرورش گل در زمانهای خاصی از شب برای  افزایش رشد گیاهانشان از موسیقی آرام استفاده می کنند .

اگرما بخواهیم تاثیر موسیقی بر روح و روان کودکانمان را دریک جمع بندی خلاصه کنیم میتوانیم به طور کلی بگوییم که مخ به دونیم کره شکل گرفته است که یک قسمت ازآن برای محاسبات اعداد و ارقام وقسمت دیگر آن به طور کامل مربوط به قسمت هنرهای یک انسان محسوب می شود پس موسیقی یکی ازعاملهای محرک  برای تخلیه روح و روان شناخته شده و می شود

نوع موسیقی و اثر آن بر روح و روان کودکانمان :

تاثیرات روانی موسیقی هایی ازنوع 8/6 را در عده ایی ازکودکان می توان پیدا  کرد که یک حس شاد بودن با یک انرزی اضافی دربیشتر اوقات در وجودشان دیده می شود اما از رویی دیگر در تعداد زیادی ازکودکان دیده می شود که به علت زیاد از حد گوش دادن موسیقی های خاص که خانواده ها بیشتر به آنها علاقه دارند ذهن کودکانشان مجبور و یا عادت به دیدن وشنیدن اینگونه موزیک های خاص شده است وسبکهای دیگرموسیقی که مربوط به سنین آنها می باشند نمی توانند تحمل کنند . و گاه درعده ایی ازآنها پرخاش گریی حرکات ناموزون ویا سکوت های طولانی و… دیده می شود که اگر به اصل این موضوع برگردیم می بینیم که یکی ازعوامل اینگونه حالات شنیدن و دیدن این موزیک ها میباشد که باعث اثر مستقیم روی آنها شده است که درسنین بالاتر می توان طرز پوشیدن لباس و آداب و منششان به تقلید از آن گروهها را اشاره کرد که دربعضی موارد دچارحوادثی غیرقابل جبران می شود که باید کاملا جدی گرفت . حال اگر موسیقی ایی که مربوط به سنین آنها باشد را قبل ازرفتن به مهد کودک ویا مدرسه برایشان گذاشته شود وحس حاکم برفضایی را که فرزندانمان دوست دارند برایشان درست شده باشد می تواند تآثیرات زیر را داشته باشد :

1- شادابی ونشاط

2- آرامش روحی وروانی (باانرزی اضافی)

3- آمادگی ذهنی برای فراگیری مطالب

منبع سایت کودکان

چهارشنبه 17 اسفند 1384

6 سال اول زندگی

نویسنده: هنگامه   طبقه بندی: کودک و مفاهیم اجتماعی، ۶ سالگی، ۵ سالگی، ۴ سالگی، ۳ سالگی، 

 6 سال اول مهمترین دوران زندگی هر فرد است و بنیادی ترین زیر ساخت های او را برای تمام عمر تشکیل میدهد و ثابت شده بیشترین هوش انسان در این دوره شکل میگیرد کسانیکه هوش بالایی دارند مثبت می اندیشند و اعتماد به نفس بالا دارند ودر زندگی مستحکم ترند و در نهایت موفق ترند.

هوش در ابتدا ژنیتیکی است و سپس محیطی  یعنی در محیط قابل ارتقا و پرورش است.

برای پرورش این فرایند فرصت کم است و فقط ۶ سال اول عمر وقت داریم. بعد از ۶ سالگی سیر کندی دارد و در ۱۷ سالگی متوقف میشود بازیهای مناسب سن از نوزادی   و توجه کافی به کودک دور کردن از استرس ها و تغدیه مناسب و ... این هوش را پرورش دهید .

با توجه به زیرسازهای روانی انسان در ۶ سال اول زندگی در راس تمام امور قرار دارد و جای بسی شگفتی است که در حالیکه روزها و ساعتها  برای فراگیری یک زبان خارجی یا دوختن لباس یا رفتن به  کلاس اشپزی یا گل ارایی برای  خود صرف میکنید صرف فراگیری تربیت و پرورش هوش وی کنید. و کتابهای مفید تهیه کنید و روشها را بکار گیرید. جای بسی تعجب است که هنوز به شیوه هایی متوسل میشویم که از مادر بزرگها به ارث رسیده( البته نه تمام انها)

سه شنبه 9 اسفند 1384

اموزش اجابت مزاج

نویسنده: هنگامه   طبقه بندی: کودک و مفاهیم اجتماعی، 

اموزش اجابت مزاج مشتمل بر تسلط بر مدفوع و ادرار  در خواب و بیداری است .

تا قبل از یک سالگی اموزش ان نه تنها فایده ندارد بلکه مضر است و اثار روانی بر کودک دارد چون هنوز اسفنکتر های مقعد و مجاری ادراری تکامل نیافته است.

 تنبیه کردن کود نادرست و مخرب است.

یک لگن برای کودک تهیه کنید و از او بخواهید طولانی مدت روی ان بنشیند و تمرین کند اگر کودک امتناع کرداجازه دهید از جایش برخیزد و بار دیگر بعد از صرف غذا تکرار کنید. سعی کنید هنگامیکه کودک روی لگن نشسته سر او را گرم کنید. و حواسش را پرت کنید مثلا برای او کتاب بخوانید.

اگر مجددا امتناع کرد اموزش را برای چند هفته قطع کنید.

یک راه موفقیت امیز اموزش اجابت مزاج این است که کودک انرا نشانه فضیلت و تربیت خود تلقی کند. مثلا به کودک خود بگوئید تو بزرگ و با ادب هستی و میتوانی اینکار را انجام دهی.

بعد از یک سالگی و شروع اموزش اجابت مزاج، سنی که در ان اموزش به موفقیت میرسد بستگی به خصئصیات فردی کودک دارد.

البته بعضی از کودکان بی اختیاری مدفوع یا ادراری دارند که در اینده درباره اش خواهم  نوشت.

طبقه بندی

لینکدونی

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :