تبلیغات
وبلاگ گروهی مادرانه - مطالب تجربیات شخصی

وبلاگ گروهی مادرانه

تو بلوری،گل نازی،گل ناز،خنده کن کودک من،بنشین،مثل پروانه ی شاد،بر گل دامن من،کودکم،از تو جانم به تن است،جایت آغوش من است. دولت آ

پنجشنبه 19 خرداد 1390

راهنمای شهری

نویسنده: آزیتا   طبقه بندی: تجربیات شخصی، 

مدتی بود دنبال آموزشگاه زبان برای پسرم می گشتم که یکی از مهمترین مسائلی که وجود داشت نزدیک بودن به محل کار و زندگیمان بود . با سایت شهرداری تهران آشنا شدم و بعد شهرداری منطقه خودمان را پیدا کردم و در آن در قسمت بانک اطلاعات شهری، زیر شاخه آموزش و پرورش ،لیست آموزشگاههای زبان منطقه 2 را یافتم که برایم بسیار مفید بود. از جمله دیگر اطلاعات مفید لیست تمام مدارس دولتی و غیر انتفاعی منطقه است که به راحتی همراه آدرس و شماره تلفن در اختیار مردم قرار گرفته است . لیست زمین های بازی و مجموعه های ورزشی و فرهنگسراها و... را نیز که اضافه کنیم،می توانیم بگوییم که این سایت می تواند مفید باشد. امیدورام که این تجربه شخصی من به دردتان بخورد.

این همآدرس سایت شهرداری منطقه دو

آزیتا 

یکشنبه 1 اسفند 1389

خانه تکانی یا اتاق تکانی!

نویسنده: آزیتا   طبقه بندی: تجربیات شخصی، 

خوب به خاطر می آورم زمانی که دوران راهنمایی را می گذراندم ،خواهر بزرگترم دوستی داشت که کل اعضائ خانوده شان به جای استفاده از کلمه خانه تکانی از کلمه اتاق تکانی استفاده  می کردند و این موضوع مضحکه دست ما شده بود!

در همان ایام خوب یادم هست که مادر من به بد ترین شیوه ممکن خانه تکانی می کرد . تمام لوازم خانه وسط هال و پذیرایی بودند در ایام خانه تکانی عید. یک هفته یا بیشتر مادرم از صبح تا شب می شست و تمیز می کرد و خسته می شد و همه ما را نیز خسته می کرد. اصول تقسیم کار را  خوب نمی دانست و یا شاید هم می خواست به ما که درس می خواندیم فشاری نیاید،در نهایت این می شد که  در اوج خستگی داد و بی داد سر ما راه می افتاد که  شما چه جور دختر هایی هستید که هیچ کمکی به من نمی کنید !

درست همان روزها در ذهنم اینطور آینده را تصور می کردم که کاش به جای  کلمه خانه تکانی، همان اتاق تکانی( که مضحکه ما شده بود)، را جایگزین کنم.

اینکار را کردم .

هنوز هم این روش با مذاق مادرم سازگار نیست.

به نظرم شما هم اگر مثل من بچه دار و کارمند و دانشجو هستید(!) و ساعت ها ترافیک تهران ، که در اسفند ماه به اوج خود می رسد را تحمل می کنید،اتاق تکانی را جایگزین خانه تکانی کنید تا کمتر آسیب ببینید.

اوه

.

.

.

فراموش کردم که بگویم: از موسیقی غافل نشوید ،حتی اگر از کارگری برای نظافت خانه کمک می گیرید و خودتان نیز همراهیش می کنید.

 

چهارشنبه 15 دی 1389

مهدکودک

نویسنده: آزیتا   طبقه بندی: تجربیات شخصی، 

رفتن بچه ها به مهد کودک در شهر تهران ،آنهم در فصل زمستان ،زمستانی چنین آلوده و سرد وبدون برف و باران کاری است عبث.

تمام آبان بچه در خانه بود. سه بار سرما خورد . هر بار یک هفته کامل در خانه نگهداری کردیم و انواع دارو و آنتی بیوتیک را به شکم بچه بیچاره بستیم و کیلو کیلو شلغم را در سوپ به خورد کودکمان دادیم و هر کاری که فکر میکردیم درست است انجام دادیم و بعد در نهابت صحت و سلامت راهی مهد کردیم و به 3 روز نرسیده دوباره سرما خوردگی دیگر و آنتی بیوتیکی دیگر و....

مهد و آموزش های آن را به لقایش بخشیدیم و زحمت نگهداری بچه را تا پایان فصل سرما به پدرم واگذار کردیم!

شاد باشید.

 

چهارشنبه 29 اردیبهشت 1389

بفرمایید میوه

نویسنده: آزیتا   طبقه بندی: تجربیات شخصی، 

یکشنبه 15 فروردین 1389

تشویق کودک به خوردن میوه

نویسنده: آزیتا   طبقه بندی: تجربیات شخصی، 

همه ما می دانیم که خوردن انواع میوه برای سلامتی بسیار مناسب است . مثلا می دانیم ،یکی از فواید ویتامین ث جذب آهن است و یا می دانیم که که خوردن هویج برای سلامت چشم مفید است و یا اینکه خوردن مرکبات که سرشار از ویتامین ث است به روند بهبود سرما خوردگی کمک می کند . می دانیم که میوه برای سلامت پوست و جوان نگه داشتن آن از هر کرمی بهتر است . و دهها مطلب دیگر در مورد میوه و انواع سبزی خوانده ایم و شنیده ایم . خوب ، حال چه کنیم تا کودکان دلبندمان به خوردن میوه علاقمند شوند .

 تمام  تجربیات  شخصی ام را در چند شماره خلاصه می کنم :( من از این روش پاسخ گرفته ام و پسرم یک میوه خور حرفه ایست!)

1- یک روز خوب با هوای دلپذیر را انتخاب کنید .روزی که خودتان لااقل دو بار ( هر بار به مدت نیم ساعت)فرصت داشته باشید که هیچ کار دیگری نکنید جز بازی با بچه . تلفن ها را قطع کنید .

2- زمانی را انتخاب کنید که از خوردن غذا ی بچه 2 ساعت گذشته باشد و احساس کنید که کمی گرسنه است.

3- سه میوه ( خیار - کیوی - هویج) انتخاب کنید . پوست میوه ها را بگیرید . سعی کنید با این سه میوه شکل یک انسان یا حیوان یا هر شکلی دیگری که مورد علاقه کودکتان است ،درست کنید . مثلا با خیار دست و پا و یا هویج چشم و گوش و با کیوی سر و دهان و...

4- در ساخت این اشکال در هر مرحله، از کودک کمک و مشورت بخواهید .

5 - در این فاصله داستانی در مورد آن شکل برایش تعریف کنید .

6 - ادامه داستان را ربط بدهید به  خود بچه ( نامش را مطرح کنید ) که قهرمان داستان شده است و با خوردن تک تک اعضای شکل ساخته شده در حال قوی شدن است . از حقایق موجود در مورد انواع ویتامین های میوه ها بگویید و به این ترتیب ...

کودک شما با داستان پردازی آشنا شده است و قوه تخلیش فعال شده  است، سرگرم شده و با مادر یا پدرش ساعتی خوش داشته است وبا ویتامین های مختلف آشنا شده است  از همه مهمتر اینکه :

سه میوه خوب خورده است .

 بله ،شما موفق شدید .

می توانید این بازی را بار دیگر در ساعتی دیگر که مناسب است( با میوه های مختلف ) تکرار کنید.این بازی با وجود کودکی دیگر ،به یک بازی مشارکتی تبدیل می شود که فرهنگ کار گروهی هم به محاسن این بازی اضافه می شود.

 

چهارشنبه 19 اسفند 1388

بازی. رقص

نویسنده: زهرا   طبقه بندی: کودک و بازی ، ۲ سالگی، ۳ سالگی، ۴ سالگی، ۵ سالگی، ۶ سالگی، تجربیات شخصی، 


یک سی دی ، موسیقی بگذارید. با آغاز موسیقی کودک شروع به رقصیدن و پریدن می کند از فرزندتان بخواهید که هر وقت موسیقی قطع می شود بایستد و تکان نخورد (و یا روی زمین بنشیند)  این بازی را می توانید تا هر زمان که دوست دارید ادامه دهید. تنها و یا گروهی انجام دهید
پ.ن.  این بازی را  هنگام غروب و نزدیک شدن به ساعات خواب ترجیحا انجام ندهید.
نکته مهمی که همیشه در انتخاب بازیها باید رعایت کنید، بازی های آرام عصر و غروب انجام میشوند.


همونطور که قبلا هم اشاره کردیم، بازی برای کودکان یاد گرفتن است. یک بازی بهتون پیشنهاد می کنم که به نظر خودم بسیار جالب اومد . این بازی به کودک فرصتی میده تا به خصوص از حس لامسه و تصورش استفاده کنه.
نیاز داریم به:
1. یک کیف (این کیف می تونه کیف کودک شما باشه یا هر چیزی که بتونید درش رو ببندید و داخلش دیده نشه. لطفا از استفاده از کیسه های نایلونی و یا کیف شخصی خودتون پرهیز کنید*)
2. تعدادی از اسباب بازیهای کوچک کودکتان (ترجیحا با شکل ها و جنس ها مختلف، پلاستیکی، پارچه ای پشمی و .. مثلا، یک عروسک، یک توپ، قاشق پلاستیکی، حیوانات پلاستیکی)

3. این اسباب بازی ها رو بریزید داخل کیف، درش (یا زیپ) رو ببندید
4. از کوچولوتون بخواهید دستش رو ببر داخل کیف و بدون اینکه نگاه کنه برای شما مثلا عروسک رو پیدا کنه و همینطور ادامه بدید تا کیف خالی بشه

فراموش نکنید که هر وقت به درستی چیزی رو که خواستید پیدا کرد تشویقش کنید.
 
* برای اینکه بعدا ممکن هست فرزند شما بدون اجازه بره سر وقت کیف دستی شما و کیسه های نایلونی هم که خطرناک هستند.

چهارشنبه 30 بهمن 1387

نتیجه دلخواه

نویسنده: زهراسادات   طبقه بندی: عمومی، تجربیات شخصی، 

گاهی بچه­ها چیزی می­خوان که ما به هر دلیل موافق با اون نیستیم. این جور موراد می­تونه باعث یه بحث حسابی بین ما بشه که آخرش معلوم نیست کی حرفشو به اون یکی می­قبولونه و یا ما والدین که به هر حال موضعمون قدرته به زور کاری رو که می­خواهیم به بچه­ها تحمیل می­کنیم . در هر حال پایان کار، هردو ناراحت و عصبانی هستیم.

راه­کاری که برای من تقریبا همیشه مفید بوده و باعث شده این­ موارد به خوبی و خوشی به نتیجه برسه اینه که اول بهش می­گم من متوجهم که چیزی که می­گه رو واقعا دوست داره انجام بده. بعد مزیت کاری که مدنظر خودمه میگم و در آخر میگم که با این وجود هر جور خودت می­دونی مامان.

مثلا می­خواهیم بریم مهمونی و پسر من می­خواد شلوار سرمه­ای راحتی رو که برای مهد می­پوشه، بپوشه و من اصلا به این کار تمایل ندارم، چون اون شلوار برای مهمونی مناسب نیست.

– محمد این مناسب مهمونی نیست. اون شلوار قهوه ­ای رو بپوش.
 – نه مامان اون راحت نیست. این سرمه­ ایه خیلی خوبه.
– ببین گلم. من می­دونم شما این شلوارو دوست داری و خیلی باهاش راحتی؛ اما اگه الان بپوشی ممکنه کثیف بشه و فردا برای مهد نتونی بپوشیش. من برای این میگم. با این حال هر کدوم رو که خودت دوست داری بپوش.  

همین جمله آخر معجزه می­کنه و محمد می­گه مامان من می­خوام شلوار قهوه­ای رو بپوشم.

این که بچه­ها احساس کنن خودشون دارند تصمیم می­گیرن و برای انتخاب آزاد هستند و از طرف ما اجبار ِ بدون منظقی در کار نیست چندین فایده داره. یاد می­گیرن حرفی رو بدون منطق تو زندگی نپذیرن. انسان­های صرفا تابع و مطیعی نباشن . باید فکر و استدلال کنن. باید برای فکر خودشون ارزش قائل بشن. شخصیتشون محترمه و خودشون و دیگران باید بهشون احترام بذارن و از همه مهم­تر در اکثر قریب به اتفاق موارد ما مامان و باباها با این راه­کار به هدف خودمون می­رسیم و بچه­ها با کمال میل کاری رو می­کنن که ما می­خواهیم!

چهارشنبه 16 مرداد 1387

تجربیات شخصی

نویسنده: معصومه   طبقه بندی: تجربیات شخصی، 

اول از همه می خواستم یه سلام و خسته نباشید بگم به مادران این وبلاگ و تشکر کنم از زهرا خانوم که من رو قابل دونستن تا کمک نا چیزی کرده باشم امیدوارم مطالبم مفید واقع بشه.

من یه دختر13ماهه دارم به نام کیمیا که خوب بازی می کنه حدود 10 قدمی خودش بدون کمک گرفتن از جایی راه می ره و کاملا به تنهایی خودش از تخت و مبل بالا و پایین می ره و بتازگی کلمات من رو تکرار می  کنه و در حال حاضر هم کلماتی مثل ماما – بابا – دد – به به – جیز- دست دستی رو می گه .

موقعی که به دنیا اومد 3 کیلو وزن داشت الان حدود 11 کیلو وزن داره. بعضی وقتها کم اشتها می شه که وقتی برای چکاب بردمش دکتر گفت: وزنش طبیعی هستش و بچه در یکسالگی باید سه برابر وزن موقع تولدش باشه پس این وزن برای دختر شما طبیعیه.

یه مساله ای که در مورد دختر من وجود داشت دیر دندون در آووردنش بود. بچه ها معمولا بین 6 تا 10 ماه دندونهای اولیه شون رو درمیارن ولی دختر من الان که 13 ماهشه دندون اولش رو در آوورد در حالی که من اطمینان داشتم کمبود کلسیم نداره چون من هم دوران بارداری و هم دوران شیر دهی خیلی ماست و شیر استفاده می کردم که بعد از بردن دخترم به دکتر ومطالعاتی که داشتم معلوم شد این مساله ژنتیکی بوده و من خودم هم تو همین حدود سنی دندون در آووردم به همین خاطر می خواستم به مادران عزیز بگم فکر نکنید کودک شما باید دقیقا مثل کودک هم سن خودش رشد کنه شاید یه کودک زود راه بیافته ولی دیر زبون وا کنه یا ممکنه بیشتر چهاردست و پا بره و دیر راه بیافته همه اینها تابع شرایط مختلفی هستن مثل ارثی بودن – تشویق کودک مثلا به راه رفتن و غیره و اصلا هم ربطی به هوش کودک نداره من نمونه هایی رو به چشم خودم دیدم که کودک به طور مثال خیلی دیر شروع به راه رفتن کرده ولی الان از هوش خیلی بالاتر از همسن و سال های خودش برخورداره پس نباید زیاد وسواس داشت و نگران بود در عین حال باید تمام رفتارهای کودک رو دقت کرد تا اگر چیزی غیر طبیعی بود حتما پیگیری کرد.

* من در پست بعدی می خوام در مورد زایمان طبیعی و سزارین صحبت کنم چون به نظرم این مشکل خیلی ازمادران هست.

.....

از مادران عزیز می خواستم اگر در مورد آموزش دستشویی رفتن کودک اطلاعاتی دارن یه پست اگه زحمتی نیست بذارن چون من در این مورد تجربه ای ندارم و واقعا نیاز به راهنمایی صحیح دارم که از چه زمانی باید شروع کرد و چگونه...ممنون می شم.

چهارشنبه 29 خرداد 1387

رشد روزانه

نویسنده: آزیتا   طبقه بندی: تجربیات شخصی، 

کودک من ۱۶ ماهه شده است و رشد روزانه اش برایم کاملا  مشهود. خیلی از کلمات را به خوبی بیان میکند . خوب راه میرود . به خوبی با دیگران ارتباط برقرار میکند. دالی بازی را همچنان خیلی دوست دارد. اکثر غذا هارامیخورد. به گوجه سبز ومیوه های ترش بسیار علاقمند است. عاشق آب بازی و حمام رفتن است.خواب شبانه اش بهتر از قبل شده است. تقریبا ۱۲ دندان دارد. از دیروز یاد گرفته است که در مورد اشیائی که نمی شناسد و اسمش را نمی داند میپرسد :این چیه ؟ و من هم سعی میکنم با حوصله به سوالاتش پاسخ بدهم.  

چند روز قبل برای اولین بار به مهد کودک رفت و کلی شادی کرد که البته در وبلاگش بطور کامل توضیح دادم. اگر خواستید به اینجا بروید و بخوانید.

-امروز در یکی از شبکه های رادیویی خانم مجری گفت: ذائقه کودکان حداکثر تا سه سالگی شکل میگیرد و قابل تشخیص استکه به چه مزه ای علاقمند است.

- پارکهایی که کفپوش ندارند برای کودکانی که تازه راه افتاده اند بسیار خطر ناک است.

- مامانهای مهربان لطفا به غذا ها طعم بدهید تا بچه ها بخورند. البته این یک پیشنهاد است و تجربه شخصی من. من با غذا های بدون طعم و بی مزه ای که برای بچه ها تجویز میشود موافق نیستم و به نظر من یکی از دلایل بد غذایی بچه های امروزه همین است. چون از غذا خوردن اولیه هیچ لذتی نبرده اند و در نتیجه علاقه ای به غذا خوردن ندارند.

یکشنبه 22 اردیبهشت 1387

اتاق دخترم

نویسنده: زهرا   طبقه بندی: بارداری، ۲ سالگی، لینکهای مفید، اتاق کودک، تجربیات شخصی، 

برای دخترم رنگ قرمز رو انتخاب کردیم تا دایی درست کنه. تخت با دو تا کشوی بزرگ، کمد هم با دو تا جا رختی و یه سمتش طبقه. کنار ستون هم یه فضای عملا بی استفاده بود که اون رو هم دایی جان دکوری درست کرد که خیل خوب شد و یه میز کوچک گرد برای نقاشی کردن و بازی.

این هم آدرس سایت

http://bigdeliwood.googlepages.com

http://bigdeliwood.blogfa.com

تخت

   تختخواب کودک

دکوری

             دکوراسیون اتاق کودک

کمد

                 کمد کودک

                        

"من که از گل بهترم لگن دارم" عنوان کتابی است که با شعر تلاش می کند به دختر کوچولوها روی لگن نشستن را یاد بدهد. و برای آقا پسرها، کتاب "من که تاج هر سرم لگن دارم" هر دو کتاب سروده شکوه قاسم نیا می باشند.

یاد دادن پی پی کردن به بچه ها هم یکی از کارهایی است که ذهن والدین را مشغول می کند. کی باید شروع کرد؟ چطور باید انجام داد؟ چقدر طول می کشد؟ و ...

دوستان عزیزی که کودکانشان این مرحله رو طی کردند، ممنون می شوم که تجربیاتشان را برای ما بنویسند تا همه استفاده کنند.

 

نگام بکن گل شدم                          یک گل ناز و کوچک

چه راحتم، چون مامان                    به پام نبسته پوشک

 

ناشر: قدیانی، کتابهای بنفشه

یکشنبه 25 فروردین 1387

اجتماعی شدن کودک

نویسنده: آزیتا   طبقه بندی: تجربیات شخصی، 

آرتین بچه بسیار اجتماعی است. به محض دیدن کودک دیگر به سرعت با او ارتباط بر قرار میکند. به طوری که برای خودم هم عجیب است. البته من تلاش فراوانی در این زمینه کرده ام. از زماین که بسیار کوچک بود تا کنون هر بچه ای که در کوچه و خیابان و پارک و... میدیم با او سلام و احوالپرسی میکردم( اکنون نیز ادامه میدهم اینکار را). به این ترتیب بچه خودم هم سلام کردن یاد گرفته و هم خوب ارتباط برقرار میکند. هر روز نیم ساعت تا ۱ ساعت اور ا به پارک میبریم. تاب و الاکلنگ سوار میشود. با بچه های دیگر دوست میشود. از همه مهمتر اینکه ار نعمت آفتاب استفاده میکند. البته جوراب هایش را در می اوریم و اگر هوا گرم باشد لباسی آستین کوتاه و شلوارک میپوشانیم تا ویتامین د لازم را از نور خورشید جذب کند.

 شاد و موفق باشید.

 آزیتا

یکشنبه 30 دی 1386

۱۱ ماهگی آرتین

نویسنده: آزیتا   طبقه بندی: تجربیات شخصی، 

در چند روز گذشته آرتین کارهای جدیدی یاد گرفته است که انجام دهد :

- هر جا با لش گیر بیاورد فوری سرش را روی آن میگذارد و دراز میکشد و بعد هم به اطراف قل(غل) میخورد و بعد هم به من و بابایش نگاه میکند که تشویقش کنیم.

- کنترل تلویزیون را بر میدارد و به طرف تلویزیون میگیرد و دکمه های آنرا فشار میده و با عوض شدن کانال ها کلی ذوق میکند. البته گاهی هم کلا کنترل را برعکس به دستش میگیرد.

- یک سوت آبی رنگ ازآن نوعی که داور مسابقات  وپلیس ها استفاده میکنند دارد ، آنرا بر میدارد  در دهانش قرار میدهد و به آرامی فوت میکند و صدای  سوت را در می آورد و بعد میخندد . گاهی هم سوت را به سمت دهان من می آورد که من سوت بزنم. (من از ترس اینکه مبادا کل سوت را در دهانش قرار ندهد یک نخ بلند به انتهای سوت بسته ام.)

- شانه و یا هرچیزی شبیه آن مثل کفگیر ماکارونی را بر میدارد و به سرش میکشد . و موهایش را شانه میکند در این بین گاهی شانه به صورتش میخورد و بعد اخم میکند و آنرا به یک سمتی پرتاب میکند.

ـ ماشین هایش را روی سرامیک اتاق هل میدهد و از اینکار بی نهایت لذت میبرد.

ـ بسیار زیاد علاقمند شده است که در لیوان ما آب یا چای بخورد. و میخواهد دسته لیوان را خودش بگید و لبه لیوان را در دهانش قرار دهد . که البته تمام صورتش را وارد لیوان میکند.

ـ روی گوشی موبایل من کلی آهنگ بچهگانه ریخته ام . بعد از اینکه  یک آهنگ  تمام شد خودش آهنگ بعدی را فعال میکند.

- با آهنگ های شادی که پخش میشود کمرش را به حالت چرخشی حرکت میدهد. دست میزند . گاهی دستش را به حالت بشکن زدن حرکت میدهد و یکی از پاهایش را بلند میکند و مکررا به زمین میکوبد.

ـ و اما ارادی ترین کاری که انجام داده است زدن زنگ در منزل مامانم بود . امروز صبح وقتی به منزل مامان رسیدیم من زنگ زدم دیدم آرتین هم دستش را درست روی همان زنگ قرار داد و فشار داد و صدای زنگ را در آورد.

 ما هم با شادی های آرتین شاد میشویم و  با دست زدن و آفرین گفتن تشویقش میکنیم. و هرگاه اینکار را فراموش میکنیم خودش با دست زدن و اشاره به ما یادآوری میکند که تشویقش کینم و بعد او کلی خندان و شاد میشود.

-  

یکشنبه 20 آبان 1386

۸ ماهگی

نویسنده: آزیتا   طبقه بندی: تجربیات شخصی، 

با سلام خدمت همه دوستان عزیز و خوانندگان محترم وبلاگ مادرانه.ابتدا عذر مرا به دلیل غیبت طولانی مدت بپذیرید. سر و کله زدن با یک یچه ۸ ماه و نیم و سر کار رفتن و امور خانه داری و همسر داری مجال نوشن را از من گرفته بود. امیدوارم که از این پس بتوانم تجربیاتی که در این موردد پیدا میکنم را به طور مرتب بنویسم و از نظرات دوستان خوبم استفاده کنم.

دوستان زیادی به صورت خصوصی و غیر خصوصی و ایمیل ،من و سایر نویسندگان این وبلاگ را مورد لطف و عنایت خود قرار داده بودند و سوالاتی نیز پرسیده بودند که به بعضی از آنها که خصوصی نبودند اینجا پاسخ می دهم. برای اینکه بتوانید در  این وبلاگ مطلب بنویسید باید با خانم زهرا مدیریت این وبلاگ تماس بگیرید (ایمیل بزنید)در مورد تبادل لینک هم همینطور. دوست دیگری در مورد اینکه بچه را روی صندلی جلوی ماشین قرار ندهیم مطلبی گفته بودند که باعث مشکلات بینایی در کودکان میشود. خوشحال میشوم که مرجع و یا دلیل این مطلب را عنوان نمایند.

یک دکتر بسیار با تجربه و خوب برای نوزادان و کودکان واصولا تغذیه کودکان و ... می شناسم که به نظر من و بقیه دوستانی که به ایشان مراجعه میکنند ایشان دکتر حاذقی هستند. دکتر محمود بنی اعمام که مطبشان در سعادت آباد میدان سرو میباشد. توجه کنید که این نظر شخصی من است و قبل از مراجعه لطفا حتما تحقیق بیشتری بنمایید . شماره تلفن مطب ایشان هم در مرکز ۱۱۸ موجود است. 

 و اما ۸ ماهگی آرتین: سینه خیز رفتن را بیش از ۲ ماه است که انجام میدهد . تلاش میکند که چهاردست و پا شود. ۲ دندان پایینش در آمده. اکثر غذا ها را میخورد به جز اسفنجاج ،میوه های اسیدی ( پرتقال و ...)سفیده تخم مرغ ، عسل، نمک ، فلفل و ادویه جات. البته این دستور دکترش است. برای شناخت محیطش ، هرچه دم دستش باشد در دهانش میکند. دالی بازی و دس دسی را خیلی دوست دارد. از آب بازی و کلا حمام رفتن لذت فراوان میبرد.  شعر قدیمی اتل متل توتوله   به قهقهه میکشاندش. به شدت به موسیقی توجه میکند. برنامه های تلویزیونی مثل خاله شادونه را نگاه میکند. شبها حد اقل ۱۰ ساعت میخوابد. کلماتی مثل ماما بابا دد  را خوب ادا میکند و حروف نامفهومی را بکار میبرد که شاید مخفف بعضی کلمات باشد.

از بچه داری لذت ببرید و لبخند را فراموش نکنید خصوصا زمان تعویض پوشک بچه . با اینکار او را تشویق خواهید کرد که هرگز ادرارش را نگه ندارد و به موقع کارش را بکند .

شاد و موفق باشید

شنبه 10 شهریور 1386

غذای کمکی

نویسنده: آزیتا   طبقه بندی: تجربیات شخصی، 

آرتین کوچولوی من الان شش ماه و نیمش است. برای شش ماهگی که به دکتر مراجعه کردیم وزنش کم بود حدود نیم کیلو. دکتر یک سری آزمایش داد . که خدا را شکر مشکل خاصی وجود نداشت . فقط توصیه کرد که از نظر تغذیه باید بیشتر تقویتش کنیم. شربت کلسیم را با دستور 2 قاشق مربا خوری در روز و قطره آهن مثل قبل 25 قطره در روز تجویزکردند. ضمنا جدول تغذیه در هفته اول ( بعد از شش ماهگی) فقط فرنی  و حریره بادام هفته دوم سوپ ماهیچه و برنج و هویج ( البته فقط آب این سوپ) و از هفته سوم سبزیجات به سوپ اضافه شد . ضمنا بلیدین را هم تجویز کزدن . امیدوارم آرتین کوچولوی به وزن ایده آلش برسد.
به نظر من اوج شیرینی بچه حدود شش ماهگی است . من که از این دوران نهایت لذت را میبرم. شاد باشید و موفق. به بچه زیاد توجه کنید . زیاد صحبت کنید و شادی و نشاط داشته باشید و زیاد در آغوش بگیریدش. دلتان شاد.

چهارشنبه 17 مرداد 1386

شش ماهگی

نویسنده: آزیتا   طبقه بندی: تجربیات شخصی، 

کودک من 10 روز دیگر 6 ماهه میشود. اکنون او بازی "دالی" را به خوبی میشناسد و به این بازی با خنده های بلند پاسخ میدهد. بطور کامل غل می خورد و دستانش را از زیر بدنش بیرون میکشد. با صدای بلند آواز های که از ترکیب چند حرف  تشکیل شده میخواند و گاهی جیغ های بلند میکشد . تلفن را میشناسد . با سرو صدا و جلو آوردن دستانش گوشی را از من میگیرد و به صدایی که آز تلفن می اید با سرو صدا های خودش پاسخ میدهد و میخندد. گاهی به گوشی نگاه میکند و دنبال شخصی که صدایش را میشنود میگردد. موهای سرش پر تر شده  است. بسار زیاد نیازمند توجه ونگاه است. گاهی اگر چشم ازش بردارم با صدای مخصوصی اعتراض میکند. آب بازی و حمام رفتن را دوست دارد. از صدای سشوار میترسد و گریه میکند. پاهایش را به سمت صورتش می اورد و انگشت پایش را در دهانش میگذارد و همواره با تشویق من به وجد می اید. یاد گرفته ام که هر کار جدیدی که میکند با خنده و شادی و تغییر تن صدا و أر آغوش گرفتن تشویقش کنم.  اگر خواستید عکسش را ببینید  بیاید اینجا.
  آرامش داشته باشید. به هر  طریقی که میتوانید خونسردیتان را حفظ کنید .به موضوعات کوچک لبخند بزنید . انرژی مثبت از طبیعت و از کودکان دریافت کنید چرا که این موجودات کوچک در روحشان از روح خدا دمیده شده و پاک و سرشار از انرژی هستند. شاد باشید و از بچه داری لذت ببرید.

یکشنبه 24 تیر 1386

تکامل حرکات بچه

نویسنده: آزیتا   طبقه بندی: تجربیات شخصی، 

بچه من حدود ۲ ماه قبل تا حالا یعنی از حدود ۳ ماهگی تا ۵ ماهگی توانایی پهلو شدن را پیدا کرده بود . من هم به دلیل برای  اینکه میخواستم استقلال را از حالا یاد بگیرد شبها او را در اتاق خواب خودش می خواباندم . ولی حدود ۲ هفته است که از پهلو به حالت دمر در می اید و چون نمی تواند یکی از دست هایش را از زیرش در بیاورد به همان حال با صورت دمر می شود. که این مسئله ممکن است باعث خفگی شود . لذا بنده  شبها مجبور هستم که در کنارش بخوابم تا مشکلی پیش نیاید . البته باز هم در اتاق بچه نه اتاق خواب خودمان.

تعداد دفعات شیر خوردن بجه  از ۴ ماهگی به بعد کمتر میشود. چون قدرت مکیدنش بیشتر است لذا زودتر سیر میشود و مدت طولانی تری سیر میماند. این قضیه خواب مادر را در شب بهبود میبخشد.

سه شنبه 8 خرداد 1386

حمام کردن وچند نکته مادرانه دیگر

نویسنده: آزیتا   طبقه بندی: تجربیات شخصی، حمام کودک، 

-به طور مرتب بچه را حمام کنید.  بااین کار علاوه بر اینکه بهداشت را رعایت کرده اید ، از دلدرد های وحشتناک بچه جلوگیری میکنید .همانطور که میدانید ، دلدرد نوزاد در اثر قلنج  و انبساط روده هامیباشد . با حمام کردن عضلات روده شل شده و تا حدود زیادی این مشکل بر طرف میشود.حمام کردن قبل از آخرین وعده شیردهی( آخر شب) بر خواب نوزاد تاثیر فراوانی دارد.

-از خوردن پیاز و سیر خام ، حبوبات و هر انچه سب نفخ معده و روده میشود خودداری کنید. از  مصرف غذا هایی چون  قیمه ، آش رشته ،لوبیا ، عدسی و... خودداری کنید. لوبیا را از قرمه سبزی خارج کنید وسبزی و گوشت آن را بخورید. همراه ماست نعنا خشک یا عرق نعنا استفاده کنید.از غذاهای ملین حتما در طولروز استفاده کنید . مثل زیتون ، آلو. 

-در طول شبانه روز حداقل ۵ لیوان شیر یا ماست یا پنیر ( بهتر است از همه این موارد در مجموع ۵ لیوان) استفاده شود.

-زمانی که ریزش موی نوزاد شروع میشود ( که تقریبا همزمان با ریزش موی مادر است ) مواظب باشید که بچه آن موها را نخورد. بطور مرتب ملحفه های کودک را بشویید .

- زیر گردن بچه ها معمولا محل مناسبی برای جمع شدن پرز و... استو با شروع فصل گرما و تعریق کودک این محل زخم میشود، بهداشت این قسمت را حتما رعایت نمایید.

 شاد باشید و از بچه داری لذت ببرید.

پنجشنبه 23 فروردین 1386

تجربیات شخصی آزیتا

نویسنده: آزیتا   طبقه بندی: تجربیات شخصی، 

از بیرون رفتن درماه های اول  بچه داری نترسید. من با استفاده از کریر ( بستن آن به صندلی ماشین) به کلی خودکفا شده ام و هر جایی که دلم بخواهد می روم. چون بچه خیلی زود در ماشین می خوابد.

 از جمله کتابهایی که برای ماههای اول بچه داری خیلی مفید هستند عبارتند از مجموعه ۴ جلدی تر و خشک کردن کودک ترجمه فرزانه کریمی

 شاد باشید و از بچه داری لذت ببرید

پنجشنبه 9 فروردین 1386

تجربیات شخصی

نویسنده: آزیتا   طبقه بندی: تجربیات شخصی، 

برای ختنه بچه هرچه زودتر اقدام کنیم بهتر است. خیلی سریع خوب می شود.  دکتری که من  آرتین را برم فوق العاده خوب بود و ارزان . اگر کسی اطلاعاتی در این مورد لازم داشت من در خدمت هستم.

برای از بین بردن استرس نوزاد ، در کنارش بودن بهترین راه حل است . زمانی که خوابیده ، دستش را در دست خود بگیرید . هر بار که از خواب پرید اگر مادر را در کنار خود  ببیند آرامش پیدا می کند. البته اگر   از خواب پریدن نوزاد بیش از اندازه و بدون دلیل باشد ممکن است از کمبود کلسیم باشد  یا دلایل دیگری داشته باشد که باید توسط پزشک با انجام آزمایش های ویژه بررسی شود.

شنبه 19 اسفند 1385

تجربیات شخصی من ۲

نویسنده: آزیتا   طبقه بندی: تجربیات شخصی، 

۱- بعد از عمل سزارین  جهت  کم شدن   نفخ شکم از خوردن هر گونه میوه و آبمیوه و کمپوت و کلیه  غذاهای نفاخ مانند سوپ جو  و حبوبات و... جدا بپرهیزید. بطور طبیعی بعد از سزارین نفخ وجود دارد ولی با رعایت نکته ذکر شده این نفخ به شدت کم و قابل کنترل خواهد بود.به توصیه های نا آگاهانه اطرافیان توجه نکنید. البته این نکته را به مدت ۳ روز بعد از زایمان رعایت کنید و نگران کاهش شیر نباشید چون روزهای اول اصلا شیر وجود ندارد بلکه غوز است و بسیار مغذی است بطوریكه چند قطره از  آن نوزاد را كاملا سیر می كند.لذا ربطی به مایعات مصرفی ندارد ، ضمن اینكه نوزاد روزهای اول خیلی شیر نمی خورد.

۲- جهت افزایش شیر، در روزهای بعد، از قطره شیر افزا ،كه عمده آن رازیانه می باشد استفاده نمایید كه هم باعث افزایش شیر میشود هم  روی گوارش نوزاد تاثیر مثبت میگدارد. و نفخ نوزاد را كم میكند.  این قطره به  در كلیه دارو خانه ها یافت می شود.( مطالب ارائه شده در بیمارستان مادران)

۳- به خود پیچیدن نوزاد همراه با گریه نشان دل پیچه ( نفخ) می باشد. جهت از بین بردن آن از ۱ حجم عرق نعنا و ۲ حجم آب جوشیده ولرم كلا به اندازه یك قاشق غذا خوری ، مشكل را برطرف می كند.اغلب از روز ۱۰ به بعد این مشكل پیش می آید.( دكتر عتیق پور در بیمارستان مادران)

۳- جهت از بین بردن سكسكه نوزاد كافیست ، به شدت سینه مادر را بمكد . به سرعت سكسكه برطرف می شود. (  دكتر عتیق پور در بیمارستان مادران)

۴- تیغه بینی نوزاد  هنوز تكامل پیدا نكرده است . لذا با حس كردن هر بویی ( مثل بوی شامپو ، عطر ، پودر  بچه و...) عطسه میكند این عطسه ها دلیل سرما خوردگی نیست.( دكتر عتیق پور در بیمارستان مادران)

سه شنبه 8 اسفند 1385

تجربیات شخصی و مطالعاتی

نویسنده: آزیتا   طبقه بندی: تجربیات شخصی، 

با سلام خدمت همه دوستان عزیز  خصوصا زهرا جان مدیر وبلاگ گروهی مادرانه. می خواستم از اینجا از همگی عذرخواهی کنم که مدتی غایب بودم . چون آرتین ( پسر کوچولوی من) به دنیا آمده و سرم خیلی شلوغ است.در این مدت نکات زیادی یاد گرفته ام که در قالب تجربیات شخصی و مطالعاتی می نویسم . امیدوارم  برای دیگران مفید باشد.

نکات مهم جهت مادر و نوزاد

۱- درجه حرارت مناسب برای اتاق نوزاد ۲۵-۲۷ درجه سانتیگراد می باشد.

۲-بهترین شیوه خواباندن نوزاد به پهلو می باشد.

۳-نوزاد باید در ۲۴ ساعت حد اقل ۶تا۸ بار کهنه اش را خیس کند.

۴-دوشیدن پستان ها و مکیدن بیشتر نوزاد = ترشح شیر بیشتر

۵- بهترین زمان ختنه نوزاد از ۶ ساعت بعد از تولد تا دو ماهگی

۶-بیشیتزین زمان ترشح شیر مادر در ساعت ۴ الی ۶ صبح می باشد.

۷-آغوز اولین شیر مادر دارای خاصیت ایمنی بخشی است.

۸- شیر مادر تا ۴۸ ساعت در یخچال و ۲ هفته در جایخی و ۳ماه در فریزر قابل نگهداری است.

 

خارج کردن هوای معده :

۱-نوزاد را روی زانو گذاشته پشت او را ماساژ دهید.

۲- نوزاد را بطور عمودی روی شانه نگه دارید و با ملایمت با دست به پشت او بزنید.

 

سه عامل باعث احتقان سینه ها میشود:

۱- تاخیر در شروع تغذیه

۲- خوب نگرفتن پستان توسط نوزاد و عدم تخلیه سینه ها

۳- زود به زود شیر ندادن و تجمع شیر در پستان

 منبع : مطالب ارائه شده در بیمارستان مادران

دوشنبه 30 بهمن 1385

چگونه به سؤالات جنسی فرزندمان پاسخ گوییم

نویسنده: نرگس   طبقه بندی: تجربیات شخصی، 

یکی از دغدغه های ما پدر ومادرها رشد و تربیت صحیح فرزندانمان است و همواره به دنبال راهها و شیوههای مناسب  رشد و پرورش کودکانمان د رمراحل مختلف رشد جسمی ـ ذهنی ـ عاطفی و....هستیم.

سن شروع سؤالات کودکان در مورد اعضای بدن خودشان و دانستن جنسیت خودشان از حدود سه سالگی آغاز میشود سؤالاتی از این قبیل اینکه دختر هستند یا پسر؟ اسم آلت جنسیش چیست؟ چه تفاوتی با جنس مخالف دارند ؟در اینجاست که ما پدرومادرها باید شیوه برخورد صحیح با اینگونه سؤالات فرزندمان را بدانیم زیرا پایه ریزی روابط نزدیک با فرزندمان و جلب اعتماد از همین دوران ریخته میشود.

هیچ دلیلی ندارد که وقتی کودک سه سالمان از ما درباره اسم آلت جنسیش از ما سؤال می کند اسم واقعیش را نگوییم زیرا برای کودک سه ساله ما دانستن  اسم واقعی آلت جنسی و با اسم بینی یا دهان هیچ فرقی نمی کند .

بنابراین بهتر است که با فرزندانمان در مورد اینگونه سؤالات صادق باشیم تا بتوانیم اعتماد فزندانمان را نسبت به خود جلب کرده و ما را به عنوان دوستی نزدیک به خود بداند.

سه شنبه 26 دی 1385

ویژگیهای شگفت انگیز

نویسنده: زهرا   طبقه بندی: کودک و مفاهیم اجتماعی، تجربیات شخصی، 

می گویند كودكانه زندگی كن ، گویی هیچ كس تماشایت نمی كند و جوری عشق بورز كه انگار هرگز دل شكسته نشده ای . ولی چند نفر از ماها می توانیم بگوییم كه واقعا اینگونه زندگی می كنیم ؟ خوب ، این قطعا جواب كودك نوپای شماست . به عنوان یك مادر ، این وظیفه را بر عهده دارید كه به كودكتان درست را از غلط و چگونگی چرخش روزگار را بیاموزید . ولی اگر از اشكها و عصبانیتهای گاه به گاه آنها بگذرید ، خواهید دید كه كودك نوپایتان ، دارای ویژگیهای شگفت انگیزی است كه ممكن است ما بزرگترها در طی راه ، از دست داده باشیم 

طبقه بندی

لینکدونی

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :