تبلیغات
وبلاگ گروهی مادرانه - مطالب اعتماد به نفس

وبلاگ گروهی مادرانه

تو بلوری،گل نازی،گل ناز،خنده کن کودک من،بنشین،مثل پروانه ی شاد،بر گل دامن من،کودکم،از تو جانم به تن است،جایت آغوش من است. دولت آ

چهارشنبه 29 اردیبهشت 1389

پسرها که گریه نمی کنند!!

نویسنده: زهرا   طبقه بندی: اعتماد به نفس، 

چرا نه؟ چرا پسرها نباید گریه کنند؟ وقتی شما این جمله را به پسر خودتان می گ.یید به صورت غیر مستقیم به او یاد می دهید که همه چیز را در درون خودش نگه دارد و چه بسا در برقراری ارتباط با سایرین دچار مشکل شود

ادامه مطلب

نوشته :امین میرموسوی(کارشناس ارشد مشاوره)

برو از پرهام یادبگیر .....همکلاسیتو ببین...چرا  اون نمرش 20 بشه و تو هجده....از بس گیجی ...حواستو جمع نمی کنی..رضا رو ببین....

یادم است وقتی کارورزی دوره لیسانسم را در دبیرستان البرز می گذراندم ، یک روز مشاور مدرسه در جمع اولیای دانش آموزان اندر مضرات مقایسه کردن بچه ها سخن می گفت  و من هم در جمع اولیا نشسته بودم ، که یکی از اولیا به دوست خود با پوزخندی می گفت که این مقایسه کردن را سی سال پیش برای والدین ما می گفتند ، حالا برای ما می گویند!

برای من هم چندان اهمیتی نداشت وموضوعی تکراری به نظر می رسید اما حالا که  هشت سال از آن زمان می گذرد و در کلاس ها از دانش آموزان،آن هم دانش آموزان ابتدایی می شنوم که درددلشان همین است؛ و درست است که هنوز  نظام تربیتی خانواده ها بر مقایسه و رقابت استوار است و این باعث شده تا اساس وسواس هاس فکری بچه های ما را تشکیل دهد ، آنها بزرگ نمی شوند برای خودشان ، بلکه بزرگ می شوند برای پدر و مادر شان ؛آنها مثل کودکی ما نمی آموزند تایید شوند برای خودشان همچون که ما چنین نشدیم بلکه تایید شوند برای خوشحالی والدینشان  و من می بینم وقتی به نزد ما بزرگسالان می آیند چه قدر احساس حقارت دارند و گوش به فرمان می ایستند .اما زمانی که با همسالانشان هستند رشد می کنند  و خوشحال هستند .من و شما هم به احتمال زیاد زمانی که مدرسه می رفتیم اگر نمره ای کمتر از بیست می گرفتیم جور دیگری به ما نگاه می کردند که حسابی احساس ترس و تحقیر در ما برانگیخته می شد؛ اگر نمره مان به 14 یا 15 می رسید که احتمالا باید منتظر بدترین پیامد های تنبیهی می ماندیم و کابوس های شبانه رهایمان نمی کرد.

همیشه در حسرت این بودیم که یکی به ما بگوید :آفرین ،تو از بیست 15 شدی ،یعنی بیشترشو درست نوشتی حالا بیا ببینیم کجا ها اشکال داشتی......... و خلاصه ضعف هایمان را در قالب خوبی ها و توانمندی هایمان بر ما آشکار کنند. ثمره آن دوران اکنون به بار نشسته و تبدیل شدیم به آدم هایی که هیچ وقت مثبت ها را نمی بینیم بلکه کاستی ها را می بینیم، نمره17   را در فرزندمان نمی بینیم بلکه  3  نمره ی گرفته نشده را می بینیم .

در خودمان ،کار های خوبما ن را نمی بینیم بلکه ناتوانسته های خود را مرتب در ذهنمان مرور می کنیم، و فکر می کنیم که تربیت می کنیم فرزندانمان را، در حالی که زنجیر هایی درست کرده ایم که رویش را با گل تزئین کرده ایم و ثمره ی برنامه تربیتی مان را در همین دنیا و در بزرگسالی فرزندانمان خواهیم دید .     

 بگذار باز هم مثل آخر همه بروشور های تربیتی که در مدرسه به اولیا می دهیم بنویسم :

 به امید رشد و شکوفایی فرزندان این مرز و بوم!!!

اعتماد به نفس تأثیر مهمی در سازماندهی رفتارهای سالم و سازنده فردی و اجتماعی  انسان ها دارد، در نتیجه والدین، نهادها و مربیان آموزشی همه می خواهند بدانند بهترین راه برای درونی كردن این حس در كودكان و نوجوانان چیست؟ پژوهشگران روان شناسی بر این باورند كه فقدان اعتماد به نفس در افراد، پایه و اساس بسیاری از معضلات اجتماعی است. ولی واقعیّت این است كه اگر چه در زمینه اعتماد به نفس، بیش از صد سال مطالعه شده است، هنوز نتیجه ی قطعی به دست نیامده است و متخصصان همچنان درباره ماهیت اعتماد به نفس و چگونگی تكامل آن بحث می كنند. با وجود این بیشتر پژوهشگران معتقدند  پدر و مادر و خانواده در پی ریزی و تكامل شخصیت بچه ها نقشی اساسی دارند.

اما به راستی اعتماد به نفس چیست؟ فرهنگ لغت وبستر آن را اینگونه تعریف می كند: « اعتماد به نفس، یعنی احساس رضایت و اطمینان در وجود خود؛ به عبارت دیگر یعنی شما درباره ی خود چگونه فكر می كنید و چه احساسی از خودتان دارید؟»

اعتماد به نفس در واقع همان اطمینانی است كه كودك نسبت به توانایی ها و داشته های خود دارد. كه ارتباط تنگاتنگی با خود پنداره ی وی دارد. خودپنداره به معنای برداشت و تصویری است كه كودك از استعدادها، توانایی ها و به طوركلّی شخصیّت خودش دارد. كودكان در سنّ پیش دبستانی به دلیل میزان رشدِ شناختیِ محدودتری كه دارند، خود را بر مبنای خصیصه های عینی و یا خصوصیّات جسمی و داشته ها می نگرند و حتّی خود را به صورت این یا آن می بینند به طور مثال: خود را « ناز »، «معمولی»، «خوب» و یا «بد» می بینند.

در مقطع دبستان اعتماد به نفس و خودپنداره یكدست و انتزاعی تر می شود و احساس كودكان این سن، در مورد خودشان؛ بیش از پیش به برداشت های آن ها از تلّقی دیگران (خصوصاً گروه همسالان) پیوند می خورد. اعتماد به نفس، در اواسط دوره ی دبستان نقش مهمی در رشد اجتماعی و هیجانی كودكان بازی می كند. اعتماد به نفس كم، با برخی از تشخیص های انجمن روان پزشكی امریكا (APA ـ1994) و عوامل مختلفی از جمله پیشرفت تحصیلی پایین و مشكل ارتباطی با همسالان رابطه دارد. همچنین تشویق نكردن، بزرگ كردن نقاط ضعف و كمبودها، برشمردن شكست های كودك، عدم واگذاری مسئولیّت به وی و ناتوان معرفی كردن او در انجام كارها، تحقیر كردن و قیاس كردن او با دیگر همسالان تهدیدی جدی برای از دست دادن اعتماد به نفس كودك محسوب می شود. 


ادامه مطلب

طبقه بندی

لینکدونی

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :